आर्ट
مثال
उसे मॉडर्न आर्ट बहुत पसंद है।
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر arts
आकृति
A2Shape, figure.
बजाना
A2نواختن (ساز)؛ به صدا درآوردن (زنگ).
चित्र बनाना
A2To produce a picture or diagram, typically with a pen or pencil.
चित्रकारी
A2نقاشی؛ هنر به تصویر کشیدن با رنگ. 'نقاشی او بسیار زیباست.' (Uski chitrakari bahut sundar hai.)
डांस
A2واژه 'डांस' به معنای رقص است. این یک کلمه قرضی از انگلیسی است که در محیطهای مدرن استفاده میشود.
फोटो
A2این عکسی است که با دوربین گرفته شده است.
फ़िल्म
A2فیلم (<mark class='bg-violet-200 dark:bg-violet-800 px-0.5 rounded'>फ़िल्म</mark>) به معنای فیلم است، داستانی که از طریق تصاویر متحرک روی صفحه نمایش داده میشود. این یک کلمه رایج در زبان هندی برای صحبت در مورد سرگرمی است.
गाने
A2آهنگ ها. من دوست دارم به آهنگ های هندی گوش دهم.
गायक
A2«گایاک» مردی است که آواز میخواند، به خصوص به صورت حرفهای. او یک اجرا کننده آهنگ است.
गायन करना
A2To sing (the act of).