मुलाक़ात करना
To come together with someone, often formally.
مثال
कल मैं अपने दोस्त से मुलाक़ात करूँगा।
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر business
आभासी
B2مجازی. چیزی که به طور فیزیکی وجود ندارد اما توسط نرمافزار کامپیوتری ظاهر میشود.
आईटी
B2فناوری اطلاعات؛ استفاده از رایانه برای ذخیره، بازیابی و پردازش دادهها.
आक्रामक रूप से
B2به صورت تهاجمی. او به طور تهاجمی با دیگران برخورد کرد.
आखिरकार
B2بالاخره، سرانجام. 'Aakhirkaar اتوبوس آمد' (بالاخره اتوبوس آمد). 'Aakhirkaar او برادر توست' (سرانجام او برادر توست).
आपूर्ति-आधारित
B2مبتنی بر عرضه؛ وابسته به عرضه چیزی.
आपूर्ति करना
B1تأمین یا عرضه کالاها، خدمات یا منابع ضروری برای برآورده کردن یک تقاضا یا نیاز.
आपूर्ती करना
B1تامین کردن
आपूर्ति और मांग
B2The amount of a commodity, product, or service available and the desire of buyers.
आपूर्ति संबंधी
B2مربوط به تامین؛ مربوط به فراهم کردن چیزی. مثال: 'مشکلات مربوط به تامین آب'.
आपूर्ति श्रृंखला प्रबंधन
B2مدیریت زنجیره تأمین شامل هماهنگی تمام مراحل تولید و توزیع است.