核心
مثال
彼はついに問題の核心に触れた。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Academic
正確
B1این ساعت بسیار دقیق است.
定義
B2A statement of the exact meaning of a word, especially in a dictionary, or the act of making the scope of a concept clear.
効率的
B1دستیابی به حداکثر بهرهوری با حداقل تلاش یا هزینه هدر رفته. یک روش کارآمد باعث صرفهجویی در زمان میشود.
実体
B2ماهیت یا جوهر واقعی چیزی در مقابل ظاهر آن.
誇張
B2بیانی که چیزی را بهتر یا بدتر از آنچه واقعاً هست نشان میدهد.
提示
B1لطفاً کارت شناسایی خود را در پذیرش هتل ارائه دهید.
論調
B2The tone, trend, or general drift of an argument or editorial. It refers to the overall stance taken by a writer or a newspaper.