辛口
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر food
少々
B1لطفاً یک لحظه کوتاه صبر کنید. مقدار کمی نمک به غذا اضافه کنید.
〜ほど
B1حدود ده دقیقه منتظر ماندم. (I waited about ten minutes.)
~ほど
B1حدود، تقریباً؛ تا حدی که؛ نه به اندازه. مثال: حدود یک ساعت منتظر ماندم. (一時間ほど待ちました). آنقدر خستهام که میتوانم بمیرم. (死ぬほど疲れた).
豊富な
B1Abundant, rich in.
ふんだんに
B1Lavishly; abundantly; generously (e.g., using ingredients).
足す
B1To add (e.g., to a sum, to ingredients).
添加物
B1Additive.
〜てから
B1بعد از انجام کاری. 'بعد از غذا خوردن، مسواک میزنم.'
~てから
B1از '~te kara' برای گفتن 'بعد از' انجام کاری استفاده کنید. به عنوان مثال: 'بعد از غذا خوردن، بیرون میروم.'
熟成させる
B1To age; to mature (food).