ប្រជុំ
To meet or have a meeting
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر work
ការងារ
A1Work or job
ការិយាល័យ
A1Office
ជួសជុល
A1To repair or fix
ធ្វើ
A1انجام دادن یا ساختن. به عنوان مثال: 'من کار می کنم'.
ធ្វើការ
A1To work
បុគ្គលិក
A1Staff or employee
ប្រាក់ខែ
A1حقوق ماهیانه ای که توسط کارفرما پرداخت می شود. 'حقوق من در پایان ماه پرداخت می شود.'
រវល់
A1Busy
លក់
A1To sell
ឧស្សាហ៍
A1Hardworking