A2
Collocation
Iets opruimen
To clean up something
معنی
Organizing things.
معنی
Organizing things.
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!