A2
Collocation
Å ha mye å gjøre
To have lots to do
معنی
Busy.
معنی
Busy.
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!