håndheve
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر law
ansvarliggjøre
C1مسئول دانستن فرد یا گروهی برای اعمال یا تصمیماتشان و اطمینان از پاسخگویی آنها.
avskrekke
C1to deter or discourage
behørig
B2Duly, proper, or appropriate
bevis
B1واژه 'bevis' به معنای مدرک یا دلیل است. 'پلیس مدرکی (bevis) در پرونده پیدا کرد.'
dom
B1یک حکم قضایی یا مجازاتی که توسط دادگاه صادر میشود.
erstatning
B2غرامت مالی برای ضرر وارده.
etterforske
B2پلیس باید پرونده را بررسی کند.
falsum
C1a forgery or fake
foranstaltning
C1a measure or arrangement taken
forbehold
C1یک قید یا شرط که به یک بیانیه یا توافق پیوست شده است.