hvit
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
blomst
A1the reproductive part of a plant
blå
A1The color of the clear sky.
brun
A1برون به معنی قهوهای است. این رنگ چوب، خاک و بسیاری از چیزهای طبیعی است. (برون به معنی قهوهای است. این رنگ چوب، خاک و بسیاری از چیزهای طبیعی است.)
felle
B1انداختن درخت یا صادر کردن حکم.
fjell
A1کوه یک بلندی طبیعی بزرگ از زمین است.
flokk
B1گله، دسته یا گروهی از موجودات زنده.
fruktbar
C1fertile or productive
fryse
A2to freeze or be cold
fugl
A2an animal with feathers and wings
glatt
B1صاف یا لغزنده. 'یخ لغزنده است' (Isen er glatt). 'یک سطح صاف' (Ei glatt overflate).