abdicar
تعریف
To give up, to abdicate; to renounce or relinquish a throne, right, power, or claim.
verbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر work
acessível
B1قابل دسترسی، مقرون به صرفه. نزدیک شدن، درک کردن یا پرداختن به آن آسان است.
acidente de trabalho
A2An unforeseen and undesired event occurring in the course of work, causing injury.
de acordo com
A2طبق اطلاعات ارائه شده توسط یک منبع.
a curto prazo
A2کوتاه مدت. ما به یک راه حل کوتاه مدت نیاز داریم.
adaptabilidade
A2سازگاری کیفیتی است که توانایی انطباق با شرایط جدید را دارد. سازگاری در دنیای امروز ضروری است. (Adaptability is the quality that possesses the ability to adapt to new circumstances. Adaptability is essential in today's world.)
adaptavelmente
A2به طور انطباقپذیر؛ با انعطافپذیری. او با شرایط جدید به طور انطباقپذیر برخورد کرد.
adequado
A2مناسب، کافی. چیزی که برای یک موقعیت یا هدف خاص درست یا کافی باشد.
adicional
A2این یک هزینه اضافی برای خدمات است.
administração
B1مدیریت شرکت بسیار کارآمد است. او در دانشگاه مدیریت بازرگانی می خواند.
administrativo
B1مربوط به مدیریت و سازماندهی یک کسب و کار یا سازمان. مثال: 'شورای اداری بودجه را تصویب کرد.'