experienciar
مثال
É importante experienciar novas culturas ao viajar.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر health
abaixar
A2پایین آوردن یا خم شدن. برای صدا یا قیمت ها استفاده می شود.
abdómen
B1قسمت بدن بین قفسه سینه و لگن؛ شکم. (قسمت بدن واقع بین قفسه سینه و لگن؛ شکم.)
abdômen
A2شکم بخشی از بدن است که بین قفسه سینه و لگن قرار دارد. این بخش شامل اندامهای گوارشی است.
abortar
A2سقط جنین یا متوقف کردن فرآیندی که قبلاً شروع شده است. مثال: 'لغو ماموریت.'
abstinência
A2بیمار از علائم ترک رنج می برد.
abstinente
A2یک فرد پرهیزگار داوطلبانه از لذتها دوری میکند.
acalmar-se
A2آرام شدن و کمتر آشفته یا پر سر و صدا شدن.
acamado
A2بیمار از زمان عمل جراحی خود در رختخواب بستری است.
acaso
A2Acaso به معنی 'تصادفاً' یا 'شاید' است. این کلمه رویدادی غیرمنتظره را توصیف می کند یا احتمالی را بیان می کند.
acidentar
A2او دیروز در بزرگراه دچار حادثه شد.