hotell
تعریف
hotel
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر travel
bil
A1car
semester
A1vacation
bro
A1پل. 'پل طولانی است' میشود 'Bron är lång'. 'پل ساختن' میشود 'Bygga broar'.
incheckning
B1check-in
anlända
B1فعل سوئدی 'anlända' به معنی رسیدن به مقصد، ورود است. این فعل معمولاً برای صحبت در مورد ورود قطارها، هواپیماها یا افراد استفاده می شود.
boka
B1رزرو کردن صندلی، اتاق یا قرار ملاقات.
värld
A1world
försening
B1a delay in time
besökare
B1بازدیدکننده (besökare) شخصی است که برای دیدن یک مکان یا گذراندن وقت در آنجا به آنجا میآید.
buss
A1bus