ton
تعریف
note or tone
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر music
instrument
B1ساز وسیلهای برای تولید صداهای موسیقی است.
artist
B1هنرمند (اجراکننده، خواننده).
orgel
A2ارگ یک ساز موسیقی بزرگ است که دارای لولههای صوتی است.
konsert
B1concert
rytmen
B1کلمه سوئدی "rytmen" به معنی "ریتم" است. این کلمه به الگوی منظم و تکراری صدا یا حرکت، مانند ضرب در موسیقی یا جریان رویدادها اشاره دارد. این شکل تعریف شده "rytm" است.
band
B1band
rytm
B1ریتم یک الگوی قوی و منظم از صدا یا حرکت است که به طور منظم تکرار می شود. (Rhythm is a strong, regular pattern of sound or movement that repeats.)
dansa
A2حرکت دادن بدن به صورت ریتمیک با موسیقی.
sång
A2vocal performance
låt
A1song