kalite
تعریف
quality
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر business
uygulanabilirlik
C1قابلیت اجرا یا کاربردی بودن یک طرح.
yöneticilik
B1the profession of being a manager
yönetsel
B2مربوط به مدیریت یا امور اداری یک سازمان.
risk
C1واژه ترکی 'risk' به معنای احتمال وقوع یک اتفاق ناگوار است.
teşebbüs
C1تلاش یا کوشش (در متن رسمی).
planlamak
B1ما برای تعطیلات برنامه ریزی می کنیم.
üretim
B1production
bildirmek
B1به طور رسمی اطلاع دادن یا گزارش دادن.
istihdam etmek
B2استخدام کردن کسی برای کار در ازای دستمزد.
teşvik etmek
B2To encourage or promote activity