Turkish هاب واژگان

دامنه واژگان Turkish را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

2,205

نتیجه

2,205

موضوعات

24

صفحات

62

A0

0

A1

562

A2

419

B1

671

B2

295

C1

258

C2

0

acaba

A2

adverb

تعجب می کنم که آیا او می آید. (Acaba gelir mi?)

acıkmak

A2

verb

گرسنه شدن. این فعل در زبان ترکی برای بیان احساس نیاز به غذا به کار می‌رود.

aday

B1

noun

نامزد یا کاندیدا. برای مثال، 'او نامزد انتخابات است.'

adeta

B1

adverb

به معنای 'تقریباً' یا 'گویی'. برای تأکید بر شباهت استفاده می‌شود. 'اینجا گویی بهشت است.'

adres

A1

noun

آدرس مجموعه‌ای از اطلاعات است که نشان می‌دهد کسی کجا زندگی می‌کند یا یک ساختمان در کجا واقع شده است.

afedersiniz

A1

interjection

ببخشید. برای جلب توجه یا عذرخواهی مودبانه استفاده می‌شود.

ahlak

B1

noun

اخلاق و فضیلت‌های انسانی.

akademik

B1

adjective

Relating to education, schools, or universities

akraba

A2

noun

خویشاوند یا یکی از اعضای خانواده گسترده.

aksettirmek

C1

verb

منعکس کردن (نور یا صدا) یا انتقال دادن یک وضعیت یا احساس به دیگران.

aksilik

B1

noun

بدشانسی یا گرفتگی در کار. 'یک بدشانسی (aksilik) پیش آمد و نتوانستم بیایم.'

aksine

B1

adverb

برعکس، من خیلی گرسنه هستم.

aktarmak

B1

verb

انتقال پول یا داده از یک مکان به مکان دیگر.

aktif

B1

adjective

فعال؛ کسی که پرتحرک است یا سیستمی که در حال کار کردن است.

aktifleşmek

B1

verb

حساب من پس از تایید ایمیل فعال شد.

aktüel

B1

adjective

کلمه 'aktüel' به معنای 'جاری' یا 'روز' است.

akıbet

C1

noun

عاقبت یا سرانجام یک کار. 'عاقبت این کار به خیر گذشت.'

akşamüstü

B1

noun

عصر دیرهنگام با هم ملاقات می‌کنیم.

alaka

B1

noun

Interest, relation, or connection to something

alan

A2

noun

کلمه 'alan' به معنای منطقه یا حوزه است. برای مثال: 'منطقه بازی' می‌شود 'oyun alanı'.

algı

B2

noun

ادراک فرآیندی است که در آن مغز محرک‌های حسی را تفسیر می‌کند.

abla

A1

noun

خواهر بزرگتر: خواهری که قبل از شما به دنیا آمده است.