تقریباً و چیزی نمانده بود (几乎 jīhū)
Grammar Rule in 30 Seconds
Use {几乎|jīhū} to describe something that is very close to happening or being true, but hasn't quite reached that point yet.
- Place {几乎|jīhū} before the verb or adjective: {他几乎哭了|Tā jīhū kū le} (He almost cried).
- Use it with {都|dōu} for emphasis: {几乎都卖完了|Jīhū dōu mài wán le} (Almost everything is sold out).
- It cannot be used for past events that actually happened: {几乎} implies the event did NOT fully occur.
مرور کلی
几乎 (jīhū) ابزاری بسیار کاربردی برای بیان این مفهوم است که چیزی در آستانه وقوع یا در نزدیکی یک وضعیت خاص قرار دارد. در فارسی، ما برای این مفهوم از معادلهایی مانند «تقریباً»، «نزدیک بود» یا «کممانده بود» استفاده میکنیم. درک این کلمه برای شما به عنوان یک فارسیزبان بسیار ساده است، زیرا ساختار منطقی آن شباهت زیادی به «تقریباً» در زبان ما دارد.几乎 استفاده میکنید تا نشان دهید وضعیت به ۹۹ درصدِ تحقق رسیده اما هنوز به ۱۰۰ درصد نرسیده است. این کلمه به شما کمک میکند از جملات مطلق (سیاه و سفید) فاصله بگیرید و به توصیفات دقیقتری از واقعیت برسید.几乎 اولین قدم برای بیان جزئیاتِ وضعیتهای روزمره است؛ مثلاً وقتی میخواهید بگویید «تقریباً فراموش کردم» یا «تقریباً همه آمدند». در ادامه با هم بررسی میکنیم که چگونه این قید، برخلاف ساختارهای پیچیده دیگر، جایگاه ثابتی در جمله دارد و چطور میتوانید با تکیه بر دانش زبانی خود در فارسی، آن را به راحتی در چینی به کار ببرید.几乎 (jīhū) یک قید درجه (degree adverb) است. در فارسی، قیدهایی مانند «تقریباً» معمولاً انعطافپذیری بیشتری در جایگاه دارند، اما در چینی، جایگاه قیدها بسیار مهم است. 几乎 همیشه باید قبل از فعل یا صفت بیاید. این دقیقاً معادل ساختار «تقریباً + [فعل/صفت]» در فارسی است.- 1توصیف کنشها (افعال): وقتی
几乎قبل از فعل میآید، نشان میدهد که آن کار در آستانه انجام شدن بوده اما کامل نشده است. مثلاً我几乎忘了 (Wǒ jīhū wàng le)یعنی «من تقریباً فراموش کردم». در اینجا، همانطور که در فارسی میگوییم «تقریباً یادم رفت»، در چینی هم几乎قبل از فعلِ «فراموش کردن» قرار میگیرد.
- 1توصیف وضعیتها (صفتها): وقتی از
几乎با صفت استفاده میکنیم، شدت آن صفت را به اوج میرسانیم. مثلاً这辆车几乎是新的 (Zhè liàng chē jīhū shì xīn de)یعنی «این ماشین تقریباً نو است». در فارسی هم دقیقاً میگوییم «این ماشین تقریباً نو است». ساختار کاملاً مشابه است.
- 1توصیف کمیتها: وقتی میخواهیم بگوییم «تقریباً همه»، از ترکیب
几乎با کلمات کلی مثل所有 (suǒyǒu)استفاده میکنیم. در فارسی میگوییم «تقریباً همه دانشآموزان»، در چینی میگوییم几乎所有学生.
几乎 هیچگاه پس از فعل نمیآید. در فارسی گاهی میگوییم «فراموش کردم، تقریباً»، اما در چینی این ساختار کاملاً غلط است. همیشه باید بگویید «تقریباً فراموش کردم».几乎 کافی است به الگوی زیر توجه کنید. در این جدول، جایگاه 几乎 را نسبت به سایر اجزای جمله مشاهده میکنید:几乎 قبل از «نه» (不 یا 没) قرار میگیرد. این یکی از مهمترین تفاوتها با ساختارهای دیگر است که باید به خاطر بسپارید.几乎 در موقعیتهای زیر استفاده کنید:- 1برای بیان «نزدیک بود اتفاق بیفتد»: وقتی از یک حادثه یا اتفاقی که در لحظه آخر متوقف شده صحبت میکنید. مثلاً
我几乎摔倒了(نزدیک بود زمین بخورم).
- 1برای بیان وضعیتهای افراطی: وقتی میخواهید شدت یک صفت را نشان دهید. مثلاً
我几乎累死了(تقریباً از خستگی مردم - یک اغراق رایج).
- 1برای بیان اکثریت: وقتی میخواهید بگویید ۹۹ درصدِ یک گروه کاری را انجام دادهاند. مثلاً
几乎所有人都同意(تقریباً همه موافقت کردند). توجه کنید که در این حالت، استفاده از都بعد از اسم الزامی است تا جمله از نظر دستوری صحیح باشد.
- 1خطای جایگاه: فارسیزبانان به دلیل ساختار آزادتر فارسی، گاهی
几乎را در انتهای جمله میآورند. مثلاً میگویند我忘了几乎که اشتباه است. دلیل آن تداخل زبان مادری (L1 Interference) است که در آن جایگاه قید میتواند متغیر باشد.
- 1اشتباه گرفتن با
差不多 (chàbuduō): این دو کلمه در فارسی هر دو «تقریباً» ترجمه میشوند. اما差不多بیشتر برای تخمین اعداد، زمان و پول به کار میرود (مثلاً «ساعت تقریباً ۳ است»)، در حالی که几乎برای نزدیکی به انجام یک کار یا وضعیت کلی است.
- 1درک اشتباهِ
几乎不: بسیاری از فارسیزبانان فکر میکنند几乎不یعنی «تقریباً نه»، اما در واقع به معنای «به ندرت» یا «اصلاً انجام ندادنِ یک کار» است. به دلیل تفاوت در نحوه بیانِ نفی در فارسی و چینی، این ترکیب اغلب باعث سردرگمی میشود.
几乎 با کلمات مشابه را میبینید:几乎 بر «نزدیکی به نتیجه» تمرکز دارد، در حالی که 差点儿 بیشتر برای اتفاقات منفی و 差不多 برای تخمین استفاده میشود.- 1آیا میتوانم
几乎را در هر جای جمله بگذارم؟ خیر، فقط قبل از فعل یا صفت.
- 1آیا تفاوت
几乎و差不多مهم است؟ بله، برای زمان و پول حتماً از差不多استفاده کنید.
- 1چرا بعد از
几乎所有باید都بیاوریم؟ چون都به معنای «همه» است و برای جمعبندیِ کلِ گروهِ مورد نظر ضروری است.
- 1آیا
几乎برای آینده هم استفاده میشود؟ بله، برای بیان اینکه کاری در آستانه وقوع است، کاربرد دارد.
Placement of 几乎 (jīhū)
| Position | Structure | Example |
|---|---|---|
|
Pre-Verb
|
Subject + 几乎 + Verb
|
{他几乎走了|Tā jīhū zǒu le}
|
|
Pre-Adjective
|
Subject + 几乎 + Adjective
|
{天气几乎冷了|Tiānqì jīhū lěng le}
|
|
With 'All'
|
Subject + 几乎 + 都 + Verb
|
{几乎都吃了|Jīhū dōu chī le}
|
|
Negative
|
Subject + 几乎 + 没 + Verb
|
{几乎没看|Jīhū méi kàn}
|
|
Modal
|
Subject + 几乎 + 会 + Verb
|
{几乎会成功|Jīhū huì chénggōng}
|
|
Time/Quantity
|
几乎 + Time/Quantity
|
{几乎两点|Jīhū liǎng diǎn}
|
Meanings
Indicates that a state or action is very close to completion or realization, but falls slightly short.
Proximity to action
An action was about to happen but was interrupted or avoided.
“{我几乎摔倒了|Wǒ jīhū shuāidǎo le}”
“{他几乎迟到了|Tā jīhū chídào le}”
Degree of quantity
Almost all or nearly the entire amount.
“{几乎每个人都来了|Jīhū měi gè rén dōu lái le}”
“{几乎所有的钱都花光了|Jīhū suǒyǒu de qián dōu huāguāng le}”
Reference Table
| ساختار | مثال | ترجمه | نکته تلفظ |
|---|---|---|---|
|
فاعل + 几乎 + فعل
|
{我|wǒ} {几乎|jīhū} {忘了|wàngle}
|
تقریباً یادم رفت.
|
بالا-بالا (jī-hū)
|
|
فاعل + 几乎 + صفت
|
{他|tā} {几乎|jīhū} {高|gāo} {二|èr} {米|mǐ}
|
او تقریباً دو متر قد دارد.
|
بدون تغییر تُن
|
|
几乎 + همه/همیشه
|
{几乎|jīhū} { doū|都} {对|duì}
|
تقریباً همهاش درسته.
|
تأکید روی 都
|
|
几乎 + 没 + فعل
|
{几乎|jīhū} {没|méi} {赶上|gǎnshàng}
|
تقریباً نرسیدم (به اتوبوس).
|
حس راحتی و شانس
|
|
几乎 + عدد
|
{几乎|jīhū} {五点|wǔdiǎn} {了|le}
|
تقریباً ساعت پنجه.
|
اشاره به زمان
|
|
几乎 + 一样
|
{几乎|jīhū} {一样|yīyàng}
|
تقریباً یکی هستن (مثل هم).
|
برای مقایسه
|
طیف رسمیت
我几乎到达了目的地。 (Travel)
我几乎到了。 (Travel)
快到了。 (Travel)
马上到! (Travel)
نقشه کاربرد 'تقریباً' (几乎)
با فعلها
- 忘了 یادم رفت
- 到了 رسیدم
با صفتها
- 一样 یکسان
- 对 درست
تفاوت تُنهای صدا
جای 几乎 کجاست؟
فعل یا صفت داری؟
منفی (没/不) داری؟
کاربردهای مدرن
تکنولوژی
- • تقریباً یادم رفت شارژ کنم
- • تقریباً آنتن ندارم
زمان
- • تقریباً دیر رسیدم
- • تقریباً ساعت پنجه
مثالها بر اساس سطح
{我几乎到了|Wǒ jīhū dào le}
I am almost there.
{他几乎哭了|Tā jīhū kū le}
He almost cried.
{几乎没时间了|Jīhū méi shíjiān le}
There is almost no time left.
{几乎好了|Jīhū hǎo le}
It's almost done.
{几乎所有人都同意|Jīhū suǒyǒu rén dōu tóngyì}
Almost everyone agrees.
{几乎每天都下雨|Jīhū měitiān dōu xiàyǔ}
It rains almost every day.
{几乎没剩什么了|Jīhū méi shèng shénme le}
There is almost nothing left.
{几乎忘了你的名字|Jīhū wàng le nǐ de míngzì}
I almost forgot your name.
{这个计划几乎完美|Zhège jìhuà jīhū wánměi}
This plan is almost perfect.
{我几乎不敢相信|Wǒ jīhū bù gǎn xiāngxìn}
I almost can't believe it.
{几乎没有区别|Jīhū méiyǒu qūbié}
There is almost no difference.
{几乎要下雨了|Jīhū yào xiàyǔ le}
It's almost about to rain.
{几乎所有的学生都通过了考试|Jīhū suǒyǒu de xuéshēng dōu tōngguò le kǎoshì}
Almost all students passed the exam.
{他几乎没怎么休息|Tā jīhū méi zěnme xiūxi}
He has barely rested at all.
{几乎不可能完成|Jīhū bù kěnéng wánchéng}
It is almost impossible to finish.
{几乎完全一样|Jīhū wánquán yīyàng}
They are almost exactly the same.
{这几乎成了我们的习惯|Zhè jīhū chéng le wǒmen de xíguàn}
This has almost become our habit.
{几乎没有证据支持这一观点|Jīhū méiyǒu zhèngjù zhīchí zhè yī guāndiǎn}
There is almost no evidence to support this view.
{几乎所有的努力都白费了|Jīhū suǒyǒu de nǔlì dōu báifèi le}
Almost all efforts were in vain.
{几乎无法察觉的变化|Jīhū wúfǎ chájué de biànhuà}
Almost imperceptible changes.
{这种现象几乎是普遍的|Zhè zhǒng xiànxiàng jīhū shì pǔbiàn de}
This phenomenon is almost universal.
{几乎没有人能预见到结果|Jīhū méiyǒu rén néng yùjiàn dào jiéguǒ}
Almost no one could have foreseen the outcome.
{几乎是出于本能的反应|Jīhū shì chūyú běnnéng de fǎnyìng}
It was an almost instinctive reaction.
{几乎达到了极限|Jīhū dádào le jíxiàn}
It has almost reached the limit.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Both mean 'almost'.
Both mean 'nearly'.
Both indicate proximity.
اشتباهات رایج
他跑几乎
他几乎跑了
几乎我吃了
我几乎吃了
几乎是
几乎是 (but check context)
几乎了
几乎 + verb + le
几乎每个人来了
几乎每个人都来了
几乎没剩
几乎没剩什么
几乎快要
几乎
我几乎摔倒
我几乎摔倒了
几乎完成了
几乎完成了 (but check 'chà yīdiǎn')
几乎没怎么
几乎没
几乎是完全
几乎完全
几乎没有证据
几乎没有证据
几乎是几乎
几乎
几乎没
几乎没有
الگوهای جملهسازی
我几乎___了。
几乎___都___。
这几乎是___。
几乎没有___。
Real World Usage
我几乎到了。
项目几乎完成了。
几乎每个人都喜欢这个!
我几乎错过了火车。
几乎没剩什么了。
几乎没有证据支持。
حواست به تُن صدا باشه!
خیالت راحت شد؟
مختصر و مفید در چت
Smart Tips
Add 'dou' to emphasize 'all'.
Use 'le' at the end.
Use 'jīhū' for states, not just actions.
Use 'jīhū' to hedge your claims.
تلفظ
Tone
jī (1st) hū (1st). Both are high level tones.
Emphasis
Jīhū ↑
Surprise at how close something was.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Think of 'jīhū' as 'Gee, who' almost made it? Gee-who (jīhū) almost did it!
تداعی تصویری
Imagine a runner at the finish line. They are one inch away. That inch is the 'jīhū' zone.
Rhyme
Almost, nearly, jīhū is the word, Use it before the verb, it's clearly heard.
Story
Xiao Wang was running for the bus. He was almost there (jīhū dào le). But the bus pulled away. He almost cried (jīhū kū le). Almost everyone (jīhū měi gè rén) on the street saw him.
شبکه واژگان
چالش
Write 3 sentences about things you almost did today using 'jīhū'.
نکات فرهنگی
Used frequently in business and daily life.
Similar usage, but sometimes 'chà yīdiǎn' is preferred in casual speech.
Often mixed with English particles.
Derived from 'jī' (near) and 'hū' (limit/boundary).
شروعکنندههای مکالمه
你今天几乎做了什么?
你几乎去过中国的所有城市吗?
你几乎每天都学习中文吗?
你觉得几乎不可能的事情是什么?
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercises我 ___ 到了。
Which is correct?
Find and fix the mistake:
几乎每个人来了。
了 / 几乎 / 忘了 / 我
Almost everyone is here.
Match 'jīhū' with English.
Use: 几乎, 完美, 计划
___ 没剩什么了。
Score: /8
Practice Bank
10 exercises现在___五点。
مرتب کن:
تلفظ درست «تقریباً» کدومه؟
تقریباً ندیدمت.
بهترین ترجمه رو انتخاب کن:
جفتها رو وصل کن:
他___二十岁。
مرتب کن:
تقریباً هر روز.
他忘了几乎去学校。
Score: /10
سوالات متداول (8)
Yes, but only if the event didn't actually happen.
Always before the verb or adjective.
No, it's neutral.
Yes, it's required for 'all'.
Jīhū is for states, chà yīdiǎn for actions.
Yes, it works fine.
Yes, very common.
People will understand, but it sounds unnatural.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
casi
Casi is more flexible in sentence position.
presque
French requires more complex agreement.
fast
German syntax is more rigid.
ほとんど
Japanese uses different particles for near-misses.
تقريباً
Arabic places it at the end of the sentence.
几乎
None.
Learning Path
Prerequisites
ویدیوهای مرتبط
Related Grammar Rules
مالکیت و وجود: داشتن و 'وجود دارد' ({有|yǒu})
Overview تا به حال در اینستاگرام گشتهاید و فکر کردهاید که "من هم چیزی را که آنها دارند میخواهم"؟ یا شاید در یک فروش...
تأکید بر جزئیات با ساختار 是...的 (shì...de)
دوست شما به تازگی عکسی فوقالعاده از توکیو در اینستاگرام منتشر کرده است. شما از قبل میدانید که او به ژاپن رفته است. این...
توضیح «چرا» (之所以...是因为...)
Overview آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا برخی افراد به سادگی زبان چینی را «میفهمند»؟ شما معمولاً از `因为...所以...`...
توضیح 'چرا': تأکید بر دلایل (之所以...是因为...)
### Overview در زبان چینی، ساختار `之所以...是因为...` (zhīsuǒyǐ...shìyīnwèi...) یکی از ابزارهای بسیار مهم برای بیان «دل...
ساختارهای رسمی موضوع-توضیح: Guanyu، Zhiyu و Lun (关于، 至于، 论)
### Overview در زبان چینی، درک تفاوت ساختاری بین زبان فارسی و چینی برای رسیدن به سطح C1 حیاتی است. در فارسی، ما معمولاً...