C1 Conjunctions & Connectors 12 min read سخت

نفی دوگانه دراماتیک: من حتماً باید این کار را انجام دهم! (非...不 / 无...不)

دو تا کلمه منفی رو با هم ترکیب کن تا یه جمله مثبتِ فوق‌العاده قوی و قاطع بسازی و مثل حرفه‌ای‌ها به نظر بیای: «非...不可»، «无处不在».

Grammar Rule in 30 Seconds

Use '非...不' or '无...不' to turn two negatives into a powerful, emphatic 'absolutely must' or 'every single one'.

  • 非 + Verb/Noun + 不 + Verb: Emphasizes an unavoidable action or requirement (e.g., 非去不可).
  • 无 + Noun + 不 + Verb: Emphasizes that every single instance does something (e.g., 无人不晓).
  • These structures are formal and carry a strong, assertive tone compared to standard affirmative sentences.
非 (Not) + [Action] + 不 (Not) + [Action] = MUST DO

مرور کلی

چینی‌زبان‌ها استادان مطلق درام زبانی هستند. چرا بگویید «من واقعاً می‌خواهم این را بخرم» وقتی می‌توانید با اشتیاق اعلام کنید «اگر این را نخرم، غیرقابل قبول است»؟ به دنیای بسیار بیانگر شرطی‌های منفی ادبی خوش آمدید.
این الگوها از نفی دوگانه برای ایجاد شرایط نهایی و غیرقابل شکست استفاده می‌کنند. این گرامر سطح C1 است. اما آن را همه‌جا خواهید شنید.
از سریال‌های تاریخی تا پیام‌های متنی دراماتیک. شما زمانی از این ساختارها استفاده می‌کنید که از سازش امتناع می‌ورزید. این الگو فاصله بین صحبت کردن مانند یک کتاب درسی خشک و یک فرد بومی روان و بیانگر را پر می‌کند.
به آن به چشم یک لجاجت مسلحانه نگاه کنید. شما اساساً می‌گویید که بدون شرط A، نتیجه B به سادگی نمی‌تواند اتفاق بیفتد. ما امروز روی دو الگوی اصلی تمرکز خواهیم کرد.
اولی (fēi)...()... است. دومی ()...()... است. هر دوی آن‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای دارند.
آن‌ها باعث می‌شوند چینی شما به‌طور باورنکردنی اصیل و پیشرفته به نظر برسد.

این گرامر چطور کار می‌کنه

بیایید درباره ریاضیات نفی‌های دوگانه صحبت کنیم. در فارسی، نفی دوگانه گاهی اوقات تأکید است، اما در انگلیسی اغلب یک اشتباه محسوب می‌شود. در چینی، اما، منفی به علاوه منفی مساوی است با یک مثبت فوق‌العاده.
این یک ضرب‌کننده عظیم برای تأکید است. با انکار نقطه مقابل، شما یک حقیقت مطلق ایجاد می‌کنید. این هیچ جایی برای بحث باقی نمی‌گذارد.
این معادل زبانی قفل کردن در و دور انداختن کلید است. (fēi) به معنای «نه» یا «مگر اینکه» است. () به معنای «نه» یا «نمی‌کنم» است.
وقتی آن‌ها را ترکیب می‌کنید، می‌گویید «مگر اینکه X اتفاق بیفتد، Y اتفاق نخواهد افتاد.» این ترجیح شما را به عنوان یک ضرورت مطلق چارچوب‌بندی می‌کند. شما فقط چیزی را انتخاب نمی‌کنید. شما تمام احتمالات دیگر در جهان را رد می‌کنید.
() به معنای «بدون» یا «هیچ ... نیست» است. آن را با () ترکیب کنید، و می‌گویید «هیچ X ای نیست که Y نباشد.» این یک قانون جهانی ایجاد می‌کند.
اگر می‌خواهید تحصیل‌کرده، دراماتیک یا کاملاً مطمئن به نظر برسید، این بلیت طلایی شماست.

الگوی ساخت

1
ساختن این جملات دراماتیک آسان‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. فقط باید از یک فرمول دقیق پیروی کنید. دو ساختار اصلی وجود دارد که باید حفظ کنید.
2
شرط لجبازانه: (fēi) + [شرط] + () + [عمل].
3
زمانی از این استفاده کنید که از پذیرش جایگزین‌ها امتناع می‌کنید.
4
(fēi) نقش «مگر اینکه ... باشد» را ایفا می‌کند.
5
() نقش «من ... نخواهم کرد» را ایفا می‌کند.
6
مثال: (fēi)()()(chī). مگر اینکه تند باشد، آن را نمی‌خورم.
7
مثال: (fēi)(míng)(pái)()(mǎi). مگر اینکه مارک‌دار باشد، آن را نمی‌خرم.
8
الزام مطلق: (fēi) + [عمل] + ()().
9
این یک عبارت ثابت و به شدت رایج است. ()() به معنای واقعی کلمه یعنی «خوب نیست» یا «غیرقابل قبول».
10
با هم، به این معنی است که «غیرقابل قبول است اگر من [عمل] را انجام ندهم.»
11
مثال: (fēi)()()(). من مطلقاً باید بروم.
12
مثال: (fēi)(yíng)()(). من مطلقاً باید برنده شوم.
13
حقیقت جهانی: () + [اسم] + () + [فعل/صفت].
14
از این برای گفتن اینکه چیزی مطلقاً در مورد همه‌چیز صدق می‌کند استفاده کنید.
15
() نقش «هیچ ... نیست» را ایفا می‌کند.
16
() نقش «که ... نباشد» را ایفا می‌کند.
17
مثال: ()(chù)()(zài). هیچ جایی نیست که نباشد (همه‌جا هست).
18
مثال: ()(suǒ)()(zhī). هیچ چیزی نیست که آن‌ها ندانند (دانای کل).

کی استفاده کنیم

این الگوها همه‌کاره هستند. شما از آن‌ها در موقعیت‌های اجتماعی کاملاً متفاوتی استفاده خواهید کرد.
اول، برای لجاجت شخصی از آن استفاده کنید. تصور کنید به دوستتان درباره شام پیام می‌دهید. شما فقط هات‌پات می‌خواهید. می‌گویید (fēi)(huǒ)(guō)()(chī). این بامزه، دراماتیک و واضح است.
دوم، برای اعلامیه‌های عاشقانه از آن استفاده کنید. آیا درام چینی تماشا می‌کنید؟ کسی حتماً فریاد خواهد زد (fēi)()()(jià). این یعنی «من با هیچ‌کس جز او ازدواج نخواهم کرد!»
سوم، برای اغراق در رسانه‌های اجتماعی از آن استفاده کنید. یک آهنگ وایرال جدید در هر مغازه‌ای پخش می‌شود. شما پست می‌گذارید که آهنگ ()(chù)()(zài) (همه‌جا) است.
چهارم، برای چاپلوسی حرفه‌ای از آن استفاده کنید. شما می‌خواهید رئیس یا یک مشتری را تحسین کنید. می‌گویید توجه آن‌ها به جزئیات ()(wēi)()(zhì) (در همه‌چیز دقیق) است. این فوراً دایره لغات شما را بالا می‌برد. نشان می‌دهد که شما بر ریتم چینی پیشرفته مسلط شده‌اید.

اشتباهات رایج

خراب کردن قدرت نفی دوگانه آسان است. از این تله‌ها اجتناب کنید.
اول، اشتباه گرفتن (fēi) و (). (fēi) درباره شرایط و انتخاب‌هاست. () درباره وجود و گستره است. شما نمی‌توانید بگویید ()()()(). این بی‌معنی است. باید (fēi)()()() باشد.
دوم، جا انداختن نفی دوم. ممکن است فکر کنید (fēi)()(chī) معنی می‌دهد. نمی‌دهد. ترجمه‌اش می‌شود «مگر اینکه تند باشد، بخور.» شما باید () را وارد کنید تا مدار زبانی کامل شود.
سوم، استفاده بیش از حد از آن برای حقایق خسته‌کننده و روزمره. اگر فقط دارید به طور تصادفی یک میان‌وعده انتخاب می‌کنید نگویید «مگر اینکه سیب باشد، آن را نمی‌خورم». آن را برای ترجیحات قوی نگه دارید. اگر برای همه‌چیز از آن استفاده کنید، شبیه یک بچه تئاتر دراماتیک می‌شوید که سعی دارد یک قهوه سفارش دهد.

مقایسه با الگوهای مشابه

ممکن است تعجب کنید که این چگونه با شرطی‌های اساسی تفاوت دارد. بیایید مقایسه کنیم.
(fēi)...()... را با (zhǐ)(yào)...(jiù)... (تا زمانی که... پس) مقایسه کنید. دومی منطق ساده است. «تا زمانی که تند باشد، آن را می‌خورم.» مؤدبانه است. عادی است. (fēi)...()... تپه‌ای است که حاضرید روی آن بمیرید. «اگر تند نباشد، از خوردن امتناع می‌کنم!» این یک طرز نگرش است.
آن را با (chú)(fēi)...(fǒu)()... (مگر اینکه... در غیر این صورت) مقایسه کنید. این برای هشدارها عالی است.
«مگر اینکه پول بدهید، در غیر این صورت نمی‌توانید وارد شوید.» کاربردی است. اما الگوی نفی دوگانه ما کوبنده‌تر است. (fēi)VIP(VIP)()(jìn) سریع‌تر است.
محکم‌تر ضربه می‌زند. شبیه یک نگهبان سخت‌گیر در یک کلاب انحصاری به نظر می‌رسد.
در مورد ()...()... در مقابل (dōu) (همه) چطور؟ می‌توانید بگویید «همه آن‌ها می‌دانند» ()(men)(dōu){知|道|dào}. این یک واقعیت اساسی است.
گفتن ()(rén)()(zhī) (هیچ‌کس نیست که نداند) افسانه‌ای به نظر می‌رسد. شبیه شایعه‌ای است که در یک پادشاهی باستانی پخش می‌شود. همه‌چیز به حس و حال بستگی دارد.

سؤالات رایج

س: آیا افراد عادی واقعاً این‌گونه صحبت می‌کنند؟
ج: قطعاً. اگرچه آن‌ها ریشه‌های ادبی دارند، عباراتی مانند (fēi)()()() روزانه استفاده می‌شوند. این روشی است که بومی‌زبانان احساسات قوی را نشان می‌دهند.
س: آیا این‌ها همیشه چهار کاراکتر هستند؟
ج: اغلب اوقات، بله. چینی‌ها ریتم چهار کاراکتری (成语) را دوست دارند. اما مجبور نیستند دقیقاً این‌طور باشند. می‌توانید بگویید (fēi)(mǎi)(zhè)()()().
س: آیا می‌توانم () را با (méi) جایگزین کنم؟
ج: عموماً نه. (méi) برای رویدادهای گذشته یا عدم مالکیت است. این الگوها قوانین مطلق یا مقاصد آینده را بیان می‌کنند. به () پایبند باشید.
س: آیا استفاده از این بی‌ادبانه محسوب می‌شود؟
ج: بی‌ادبانه نیست، اما قاطعانه است. برای تأثیر دراماتیک از آن با دوستان استفاده کنید. از استفاده از آن برای درخواست از رئیستان خودداری کنید. شما نمی‌خواهید به مدیرعامل خود بگویید «مگر اینکه... از کار کردن امتناع می‌کنم».

2. Double Negative Patterns

Type Structure Meaning Example
Necessity
非 + Verb + 不 + 可
Must do
非去不可
Universal
无 + Noun + 不 + Verb
Everyone/Everything does
无人不知
Existence
无 + Place + 不 + Verb
Everywhere
无处不在
Time
无 + Time + 不 + Verb
Every day/time
无日不思
Quality
非 + Adj + 不 + 可
Must be (adj)
非好不可
Identity
非 + Person + 不 + 可
Only this person
非你不可

Meanings

This structure uses two negative markers to create a rhetorical double negative, which functions as a strong, emphatic affirmative statement.

1

Unavoidable Necessity

Expresses that an action is mandatory or inevitable.

“这件事{非|fēi}办{不|bù}可。”

“他{非|fēi}要买这辆车{不|bù}可。”

2

Universal Affirmation

Used with '无' to mean 'there is no X that does not Y', effectively meaning 'everyone/everything does Y'.

“{无|wú}人{不|bù}晓。”

“{无|wú}日{不|bù}思。”

Reference Table

Reference table for نفی دوگانه دراماتیک: من حتماً باید این کار را انجام دهم! (非...不 / 无...不)
ساختار مثال چینی ترجمه فارسی حس و حال
`非` + اسم + `不` + فعل
`非辣不吃`
به جز تند نمی‌خورم
سلیقه لجبازانه
`非` + فعل + `不可`
`非买不可`
حتماً باید بخرم
ضرورت دراماتیک
`非` + شخص + `不` + فعل
`非他不嫁`
جز با او ازدواج نمی‌کنم
عاشقانه و جدی
`无` + اسم + `不` + فعل
`无人不知`
کسی نیست که نداند
حقیقت حماسی
`无` + مکان + `不` + فعل
`无处不在`
جایی نیست که نباشد
اغراق در حضور
`无` + جزئیات + `不` + صفت
`无微不至`
بسیار دقیق و موشکافانه
تحسین زیاد

طیف رسمیت

رسمی
我非去不可。

我非去不可。 (Expressing determination)

خنثی
我必须去。

我必须去。 (Expressing determination)

غیر رسمی
我一定要去。

我一定要去。 (Expressing determination)

عامیانه
我非去不可!

我非去不可! (Expressing determination)

تاکید با منفی مضاعف

منفی‌های ادبی

非...不... (شرط‌ها)

  • 非去不可 حتماً باید رفت
  • 非辣不吃 فقط تند می‌خورد

无...不... (کلیات)

  • 无处不在 همه جا حاضر
  • 无人不知 همه می‌دانند

مقایسه 非 (fēi) و 无 (wú)

非...不... (عمل/شرط)
تمرکز روی قصد و انتخاب‌ها لجبازی
非买不可 حتماً باید خرید
无...不... (وجود/گستره)
تمرکز روی حقایق و واقعیت جامعیت
无处不在 همه جا

کدام الگو را استفاده کنیم؟

1

آیا یک انتخاب لجبازانه یا ضرورت شخصی را بیان می‌کنی؟

YES
استفاده کن از 非...不 (مثلاً 非去不可)
NO
برو به مرحله بعد
2

آیا چیزی را توصیف می‌کنی که برای همه/همه جا صدق می‌کند؟

YES
استفاده کن از 无...不 (مثلاً 无处不在)
NO ↓

اصطلاحات رایج ۴ حرفی

😤

لجبازی

  • 非去不可 (حتماً باید رفت)
  • 非赢不可 (حتماً باید برد)

تحسین

  • 无微不至 (بسیار دقیق)
  • 无所不知 (همه چیز دان)
🔥

اغراق

  • 无处不在 (همه جا حاضر)
  • 无人不知 (همه می‌دانند)

مثال‌ها بر اساس سطح

1

我必须去。

I must go.

2

他一定要来。

He must come.

3

我得走了。

I have to go.

4

这是必须的。

This is necessary.

1

我非去不可。

I absolutely must go.

2

这件事非做不可。

This must be done.

3

他非买不可。

He must buy it.

4

我们非赢不可。

We must win.

1

无人不知这个消息。

Everyone knows this news.

2

无处不在的广告。

Ads are everywhere.

3

他非要这么做不可。

He insists on doing it this way.

4

我们非得解决这个问题不可。

We must solve this problem.

1

这个决定非同小可。

This decision is no small matter.

2

他每天无书不读。

He reads every book he can find.

3

这件事非你不可。

Only you can do this.

4

我们非得达成协议不可。

We must reach an agreement.

1

此举非同凡响。

This move is extraordinary.

2

他无日不思念家乡。

He thinks of his hometown every single day.

3

这项任务非得由你亲自处理不可。

This task must be handled by you personally.

4

在当今社会,无处不体现着科技的力量。

In today's society, the power of technology is reflected everywhere.

1

此乃非做不可之事。

This is a matter that must be done.

2

古往今来,无人不赞叹其才华。

Throughout history, everyone has admired his talent.

3

其影响非一日之寒,亦非一日可除。

Its influence was not built in a day, nor can it be removed in a day.

4

他对待工作,无一事不尽心。

He puts his heart into every single thing he does at work.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Dramatic Double Negatives: I MUST Do This! (非...不 / 无...不) در مقابل 必须 vs 非...不可

Both mean 'must', but learners don't know when to use the emphatic version.

Dramatic Double Negatives: I MUST Do This! (非...不 / 无...不) در مقابل 一定 vs 非...不可

Both imply certainty.

Dramatic Double Negatives: I MUST Do This! (非...不 / 无...不) در مقابل 到处 vs 无处不在

Both mean 'everywhere'.

اشتباهات رایج

我不不去。

我非去不可。

A1 learners often try to double the negative literally.

我不不吃。

我非吃不可。

Confusing the structure with simple negation.

我没有不去。

我非去不可。

Using '没' instead of '不'.

我不不去。

我非去不可。

Incorrect word order.

非要不去不可。

非去不可。

Adding unnecessary verbs.

无人不不知道。

无人不知。

Redundant verb usage.

非去不。

非去不可。

Missing the suffix.

非去不可了。

非去不可。

Adding particles that break the rhythm.

无处不有的。

无处不在。

Using wrong verb.

非他不可的。

非他不可。

Adding '的' unnecessarily.

非要他去不可。

非他去不可。

Subtle word order error.

无日不思念着。

无日不思。

Over-explaining.

非同小可的。

非同小可。

Adjective usage error.

الگوهای جمله‌سازی

我___非___不可。

___无人不知。

这件事非___不可。

无___不___。

Real World Usage

Job Interview occasional

我非学好这门技术不可。

Social Media common

无人不知的网红。

Texting rare

我非去不可!

Formal Speech very common

此举非同小可。

Academic Paper common

无处不在的逻辑漏洞。

Travel Blog occasional

这里的美景非看不可。

🎯

مثل ریاضی بهش نگاه کن

توی انگلیسی یا فارسی شاید منفی مضاعف غلط باشه، اما توی چینی منفی در منفی می‌شه مثبتِ مطلق! این 'ریاضیِ بد' رو یاد بگیر تا نیتیو به نظر بیای: «非买不可».
⚠️

نیمه دوم رو جا ننداز!

هیچ‌وقت یا رو تنها رها نکن. حتماً باید بخش دوم منفی یعنی رو هم بیاری، وگرنه جمله‌ت کاملاً غلط شنیده می‌شه: «非辣不吃».
💬

خوراکِ سریال‌های دراماتیک

توی سریال‌های تاریخی چینی، حداقل یه بار در فصل می‌شنوی که می‌گن: «非他不嫁» (به جز اون با کسی ازدواج نمی‌کنم). می‌تونی برای شوخی با دوستات هم ازش استفاده کنی.
💡

فرمول طلایی 'باید'

اگه همه قوانین یادت رفت، فقط 非...不可 رو یادت بمونه. هر فعلی رو بذاری وسطش (مثل رفتن، خوردن، خریدن)، سریعاً شبیه یه آدم مصمم می‌شی: «非去不可».

Smart Tips

Use '非...不可' instead of '必须' to add emotional weight.

我必须完成这个任务。 我非完成这个任务不可。

Use '无人不知' to sound more sophisticated.

大家都知道他。 他可是无人不知的人物。

Use '非同小可' to describe the gravity of a situation.

这件事很重要。 这件事非同小可。

Use '无处不在' to emphasize ubiquity.

到处都是广告。 广告无处不在。

تلفظ

fēi qù bù kě

Rhythm

These phrases are often 4 characters long, creating a balanced rhythm.

Emphatic

非去不可↑

Rising intonation at the end to show strong resolve.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of it as a double-lock door: 'Not' + 'Not' = 'Locked In' (Must happen).

تداعی تصویری

Imagine a person standing in front of a door with two heavy locks. They say 'I am not NOT going in,' meaning they are 100% going in.

Rhyme

非去不可,一定要做;无人不知,大家传说。

Story

Xiao Wang was determined to win the competition. He told his coach, '我非赢不可!' (I must win!). The coach smiled, knowing that in this town, '无人不知' (everyone knows) Xiao Wang's dedication. He practiced until he was exhausted, proving that his success was '非同小可' (no small matter).

شبکه واژگان

چالش

Write three sentences using '非...不可' about things you are determined to achieve this year.

نکات فرهنگی

Used in formal speeches and political rhetoric to emphasize unity or necessity.

Used in media to add dramatic flair to news headlines.

The root of these structures lies in classical texts where brevity was valued.

These structures evolved from Classical Chinese, where double negatives were used to emphasize a point through rhetorical negation.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你觉得什么事情是非做不可的?

有没有什么东西是无人不知的?

你认为什么是非你不可的?

在你的国家,什么是非同小可的?

موضوعات نگارش

Describe a goal you have using '非...不可'.
Write about a famous person in your country using '无人不知'.
Discuss a major issue in your country using '非同小可'.
Reflect on a daily habit using '无...不'.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی را با کاراکتر صحیح پر کن.

她____名牌不买。(اون تا برند نباشه نمی‌خره.)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
ما از (fēi) برای تعیین یک شرط لجبازانه یا انتخاب شخصی استفاده می‌کنیم. برای وجود یا گستره استفاده می‌شه.
کدام جمله از نظر گرامری درست است؟

راه درست برای گفتن 'من حتماً باید برم' را انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可。
非...不可 الگوی ثابت و درست برای بیان ضرورت مطلقه. اینجا کاربرد نداره و منفی دوم یعنی هم نباید حذف بشه.
اشتباه را پیدا و اصلاح کن.

那首歌最近在网上非处不在。(اون آهنگ این روزا همه جای اینترنت هست.)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 那首歌最近在网上无处不在。
برای بیان 'همه جا' (جایی نیست که نباشد)، باید از منفیِ وجودی یعنی (wú) استفاده کنی تا اصطلاح 无处不在 ساخته بشه.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank with the correct structure.

这件事非___不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
The structure is 非+Verb+不可.
Choose the most emphatic sentence. چند گزینه‌ای

Which sentence shows strong determination?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可。
非去不可 is the most emphatic.
Find the error. Error Correction

Find and fix the mistake:

我非要不去不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
Adding '要' is redundant.
Reorder the words. Sentence Reorder

不可 / 非 / 做 / 这件事

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 这件事非做不可
Correct structure is Subject+非+Verb+不可.
Translate to Chinese. ترجمه

Everyone knows.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 无人不知
无人不知 is the emphatic literary form.
Match the phrase to its meaning. جفت کردن

Match '非同小可' to its meaning.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Very important
非同小可 means no small matter.
Complete the dialogue. Dialogue Completion

A: 你一定要去吗? B: 是的,___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可
Matches the intensity of the question.
Is this rule correct? True False Rule

Can '非...不' be used for trivial things?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: No
It is for serious, emphatic matters.

Score: /8

Practice Bank

12 exercises
اصطلاح را کامل کن. پر کردن جای خالی

经理对客户的照顾无微____至。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
کلمات را برای ساختن جمله درست مرتب کن. Sentence Reorder

جمله بساز: من امروز حتماً باید چای حبابی بخورم!

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我今天非喝奶茶不可
جمله‌ای که معنای درستی دارد را انتخاب کن. چند گزینه‌ای

چطور می‌گی 'اون تا تند نباشه لب به غذا نمی‌زنه'؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他非辣不吃。
جمله را ترجمه کن. ترجمه

این فیلم رو حتماً باید ببینی!

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 这部电影你非看不可!
خطای گرامری را پیدا کن. Error Correction

这个秘密已经非人不知了。(دیگه کسی نیست که این راز رو ندونه.)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 这个秘密已经无人不知了。
جای خالی را پر کن. پر کردن جای خالی

我____赢不可!(من حتماً باید ببرم!)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
عبارت چینی را با حس و حال فارسی‌اش وصل کن. جفت کردن

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
کلمات را مرتب کن. Sentence Reorder

جمله بساز: اون به جز اون دختر با کسی ازدواج نمی‌کنه.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他非她不娶
کدام عبارت به معنی 'همه چیز دان' است؟ چند گزینه‌ای

اصطلاح درست را انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 无所不知
کاراکتر جا افتاده را اصلاح کن. Error Correction

老板非现金收。(رئیس فقط نقد قبول می‌کنه.)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 老板非现金不收。
کلمات پایانی درست را انتخاب کن. پر کردن جای خالی

这件事太重要了,你非亲自处理____。(این موضوع خیلی مهمه، حتماً باید خودت شخصاً بهش رسیدگی کنی.)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 不可
جمله را به چینی ترجمه کن. ترجمه

جایی نیست که نباشد (همه جا هست).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 无处不在

Score: /12

سوالات متداول (8)

Yes, but be careful. It sounds very dramatic, so only use it when you really mean it.

It acts as a suffix to complete the rhythm and emphasize the 'must' aspect.

No, '必须' is a standard obligation, while '非...不' is an emphatic, dramatic necessity.

It will be grammatically incorrect. The structure requires '不'.

Both, but it is much more common in formal writing and speeches.

It means 'not a small matter', i.e., something very serious.

Usually not. It is for positive, emphatic actions.

To create a rhetorical effect that emphasizes the inevitability of the action.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish partial

No... nada

In Spanish, it's standard; in Chinese, it's emphatic.

French low

Ne... pas

Function is opposite.

German moderate

Nicht un...

German is often used for litotes; Chinese is for strong emphasis.

Japanese high

〜ないことはない

Japanese is more common in daily speech than the Chinese version.

Arabic partial

ليس... غير

Arabic usage is highly restricted to formal prose.

Chinese high

非...不

It is the gold standard for emphatic negation.

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!