脚趾
تعریف
toe
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر body
脖子
A2گردن؛ قسمتی از بدن که سر را به تنه متصل میکند.
皮肤
A2پوست؛ پوشش خارجی بدن. برای صحبت در مورد سلامتی و مراقبت از پوست استفاده می شود.
发抖
B1لرزیدن از سرما یا ترس.
肩膀
A2شانه بخشی از بدن است که بازو را به تنه متصل می کند و همچنین می تواند نمادی از تحمل مسئولیت یا ارائه حمایت باشد. شانه بخشی از بدن است که بازو را به تنه متصل می کند و همچنین می تواند نمادی از تحمل مسئولیت یا ارائه حمایت باشد.
消化道
A2دستگاه گوارش مسیری است که غذا از طریق آن در بدن حرکت میکند.
手指
A2انگشت دست. او هنگام آشپزی انگشت خود را برید.
肌肉
A2عضله؛ بافت فیبری که منقبض میشود. او عضلات بزرگی دارد.
流汗
A2عرق کردن. برای توصیف خروج مایع از پوست به دلیل گرما یا فعالیت بدنی استفاده میشود.
心脏
A2قلب؛ یک اندام عضلانی توخالی که خون را پمپاژ می کند. برای زندگی ضروری است.
高矮
A2قد (یک فرد یا شیء).