تهی
Containing nothing; not filled or occupied.
Use 'tehi' for emptiness, especially abstract concepts, conveying a sense of void or lack of substance.
Mot en 30 secondes
- Means empty, lacking content or substance.
- Can refer to physical spaces or abstract concepts.
- Often carries a connotation of emptiness or void.
- More formal/literary than 'khali' (empty).
Summary
Use 'tehi' for emptiness, especially abstract concepts, conveying a sense of void or lack of substance.
- Means empty, lacking content or substance.
- Can refer to physical spaces or abstract concepts.
- Often carries a connotation of emptiness or void.
- More formal/literary than 'khali' (empty).
Focus on Abstract Emptiness
Use 'tehi' when describing abstract concepts like ideas, feelings, or content that are lacking. Think 'tehi content' or 'tehi hope'.
Avoid in Casual Speech
For everyday physical emptiness (like an empty cup), 'khali' is usually better. Using 'tehi' too often in casual chat can sound overly formal or dramatic.
Literary Resonance
'Tehi' is a favorite in Persian poetry and literature to evoke deep feelings of void, loneliness, or existential emptiness.
Nuance Beyond 'Empty'
Consider 'tehi' not just as 'empty' but as 'devoid of' or 'lacking substance'. It implies a more profound absence than simple emptiness.
Exemples
6 sur 8این اتاق پس از اسبابکشی کاملاً تهی شد.
This room became completely empty after the move.
مقاله او از نظر علمی تهی بود و هیچ نکته جدیدی نداشت.
His article was scientifically devoid of content and had no new points.
پس از شنیدن خبر بد، احساس کرد دلش از شادی تهی گشته است.
After hearing the bad news, he felt his heart had become empty of joy.
بسیاری از سخنرانیهای سیاسی، تهی از عمل و پر از وعدههای توخالی هستند.
Many political speeches are devoid of action and full of empty promises.
در سکوت کویر، احساسِ وجودی تهی و بیانتها به انسان دست میدهد.
In the silence of the desert, one feels an empty and boundless existence.
این طرح کسبوکار، تهی از هرگونه نوآوری و مزیت رقابتی است.
This business plan is devoid of any innovation or competitive advantage.
Famille de mots
Astuce mémo
Imagine a 'Teepee' (tee-hee) tent, completely empty inside, echoing with a hollow 'hee hee' sound of loneliness.
Overview
واژه «تهی» در زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد و میتواند معانی مختلفی را بسته به بافت جمله منتقل کند. درک عمیق این واژه نیازمند بررسی جنبههای گوناگون آن است:
۱. کلیات، ظرافتها و بار معنایی:
- معنای اصلی: «تهی» در بنیادیترین معنای خود به «خالی بودن» اشاره دارد. این خالی بودن میتواند ملموس و فیزیکی باشد، مانند یک جعبهی خالی یا یک اتاق تهی از سکنه. همچنین میتواند غیرملموس و انتزاعی باشد، مانند یک سخنرانی تهی از محتوا، یک دل تهی از امید، یا یک ذهن تهی از افکار.
- بار معنایی: «تهی» اغلب بار معنایی منفی یا خنثی دارد. وقتی به یک فضا یا شیء اشاره میکند، صرفاً به خالی بودن آن اشاره دارد. اما وقتی به مفاهیم انتزاعی یا وضعیت روحی افراد به کار میرود، میتواند بار معنایی ناامیدی، پوچی، بیمعنایی، یا فقدان را القا کند. برای مثال، «زندگی تهی» حس بیهدفی و پوچی را منتقل میکند.
- ظرافتها: تفاوت ظریفی بین «خالی» و «تهی» وجود دارد. «خالی» معمولاً خنثیتر است، در حالی که «تهی» گاهی حس عمیقتری از فقدان یا پوچی را به همراه دارد. مثلاً «کیسه خالی است» یک واقعیت را بیان میکند، اما «دلش از غم تهی شد» حس فقدان عمیقتری را میرساند.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی در مقابل غیررسمی، نوشتاری در مقابل گفتاری، تفاوتهای منطقهای):
- رسمی و نوشتاری: «تهی» در متون رسمی، ادبی، و علمی کاربرد زیادی دارد. در این بافتها، معمولاً به معنای فقدان محتوا، مفهوم، یا ماده به کار میرود. مثال: «گزارش ارائه شده، تهی از هرگونه تحلیل عمیق بود.»
- غیررسمی و گفتاری: در مکالمات روزمره، «تهی» کمتر به کار میرود و بیشتر از کلماتی مانند «خالی» استفاده میشود. با این حال، در برخی عبارات اصطلاحی یا برای تأکید، ممکن است در گفتار نیز شنیده شود. مثال: «از صبح هیچی نخوردم، شکمم داره از گشنگی میترکه، انگار که از درون تهی شدم.»
- تفاوتهای منطقهای: تفاوت چشمگیری در کاربرد منطقهای «تهی» وجود ندارد، اما ممکن است در برخی گویشها، واژگان مترادف یا مشابه دیگری برای بیان مفهوم «خالی بودن» به کار رود.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- کار و تحصیل: در محیطهای آکادمیک و حرفهای، «تهی» برای نقد محتوا، تحلیلها، یا طرحها به کار میرود. مثال: «مقاله او از نظر علمی تهی بود.» یا «جلسه کاری، تهی از تصمیمگیری مؤثر بود.»
- زندگی روزمره: در زندگی روزمره، بیشتر برای توصیف فضاهای فیزیکی خالی یا گاهی برای بیان احساس گرسنگی شدید (هرچند کمتر رایج) استفاده میشود. مثال: «بعد از مهمانی، خانه کاملاً تهی شد.»
- رسانه و ادبیات: «تهی» واژهای پرتکرار در ادبیات، شعر، و متون فلسفی است. نویسندگان و شاعران از آن برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی، احساسی، یا توصیف فضاهای وهمآلود و خالی استفاده میکنند. مثال: «در سکوت شب، احساس میکردم روحی تهی در این جهان سرگردانم.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- خالی: رایجترین مترادف «تهی». «خالی» معمولاً خنثیتر است و به فقدان فیزیکی اشاره دارد (مانند لیوان خالی). «تهی» میتواند بار معنایی عمیقتری از پوچی یا فقدان داشته باشد (مانند دل تهی).
- پُـر: متضاد اصلی «تهی» و «خالی».
- بیمحتوا/بیمایه: این واژهها بیشتر به محتوای فکری، علمی، یا هنری اشاره دارند و بار معنایی منفیتری نسبت به «تهی» در این زمینه دارند. «تهی» میتواند صرفاً به معنای فقدان باشد، در حالی که «بیمحتوا» حتماً به کیفیت پایین یا فقدان ارزش اشاره دارد.
- پوچ: «پوچ» بیشتر به مفاهیم فلسفی و وجودی اشاره دارد و حس بیمعنایی و بیهدفی مطلق را میرساند. «تهی» میتواند بخشی از پوچی باشد، اما لزوماً به معنای مطلق آن نیست.
۵. سطح و لحن (چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم):
- استفاده: «تهی» در نوشتار رسمی، ادبی، علمی، و هنگام بیان مفاهیم انتزاعی و عمیق مناسب است. همچنین برای توصیف فضاهای خالی که نیاز به تأکید بیشتری دارند، کاربرد دارد.
- اجتناب: در مکالمات روزمره و غیررسمی، بهتر است از «خالی» استفاده شود مگر اینکه بخواهید لحن ادبی یا تأکید خاصی را به کلام خود اضافه کنید. استفاده بیش از حد از «تهی» در گفتار عادی ممکن است کلام را ثقیل یا غیرطبیعی جلوه دهد.
۶. همآیندها (Collocations) رایج توضیح داده شده در متن:
- دل تهی کردن: کنایه از احساس ناامیدی، اندوه عمیق، یا خالی شدن از احساسات.
- ذهن تهی: اشاره به نداشتن فکر، گیجی، یا فراموشی موقت.
- سخنرانی/مقاله تهی: به معنای نداشتن محتوای مفید، عمق، یا ارزش علمی.
- جامعه تهی: اشاره به جامعهای که ارزشهای اخلاقی یا معنوی خود را از دست داده است.
- وجود تهی: احساس پوچی و بیمعنایی در زندگی.
درک این جنبهها به زبانآموز کمک میکند تا «تهی» را نه تنها به عنوان یک واژه، بلکه به عنوان ابزاری برای بیان دقیقتر مفاهیم مختلف به کار گیرد.
Notes d'usage
Primarily used in formal, literary, or academic contexts. While it can describe physical emptiness, 'khali' is more common for everyday objects. Avoid overuse in casual conversation. 'Tehi' often carries a negative connotation of lack or void, especially when referring to emotions, content, or meaning.
Erreurs courantes
Learners sometimes overuse 'tehi' for simple physical emptiness where 'khali' would be more natural. Also, confusing its abstract meaning with simple lack of physical presence. Remember 'tehi' often implies a deeper absence, like 'devoid of substance'.
Astuce mémo
Imagine a 'Teepee' (tee-hee) tent, completely empty inside, echoing with a hollow 'hee hee' sound of loneliness.
Origine du mot
The word 'tehi' originates from Middle Persian 'twk' or 'tyh', meaning 'empty'. It has evolved directly into modern Persian, retaining its core meaning of emptiness throughout its history.
Contexte culturel
In Persian culture, emptiness ('tehi') can be a powerful symbol in literature and poetry, often representing loneliness, existential angst, or a lack of spiritual fulfillment. The phrase 'del tehi kardan' (to empty the heart) is a common idiom expressing deep sadness or disillusionment.
Exemples
این اتاق پس از اسبابکشی کاملاً تهی شد.
everydayThis room became completely empty after the move.
مقاله او از نظر علمی تهی بود و هیچ نکته جدیدی نداشت.
academicHis article was scientifically devoid of content and had no new points.
پس از شنیدن خبر بد، احساس کرد دلش از شادی تهی گشته است.
informalAfter hearing the bad news, he felt his heart had become empty of joy.
بسیاری از سخنرانیهای سیاسی، تهی از عمل و پر از وعدههای توخالی هستند.
formalMany political speeches are devoid of action and full of empty promises.
در سکوت کویر، احساسِ وجودی تهی و بیانتها به انسان دست میدهد.
literaryIn the silence of the desert, one feels an empty and boundless existence.
این طرح کسبوکار، تهی از هرگونه نوآوری و مزیت رقابتی است.
businessThis business plan is devoid of any innovation or competitive advantage.
ذهنش از افکار منفی تهی شد و احساس آرامش کرد.
everydayHis mind was cleared of negative thoughts, and he felt calm.
جامعهای که ارزشهای اخلاقی را فراموش کند، از درون تهی خواهد شد.
formalA society that forgets its moral values will become hollow from within.
Famille de mots
Collocations courantes
Phrases Courantes
دل از دنیا تهی کردن
To become detached from worldly affairs; to renounce worldly desires.
از پا افتادن و دل تهی کردن
To be utterly defeated and lose all hope.
چشم تهی داشتن
To have vacant or expressionless eyes.
Souvent confondu avec
'Khali' is the general word for 'empty', often physical. 'Tehi' implies a deeper lack, especially of abstract things like meaning or emotion. Ex: 'Leegas khali' (empty glass) vs. 'Del tehi' (emotionally empty).
'Pooch' means 'void' or 'null', often philosophical. 'Tehi' is 'empty' or 'devoid of'. Ex: 'Zendegi tehi' (life lacking something) vs. 'Hasti pooch ast' (existence is void).
'Bi-mohtava' specifically means 'lacking content' or 'worthless', often used for writing or speech. 'Tehi' is broader, meaning simply 'empty'. Ex: 'Maghaleh tehi' (article devoid of ideas) vs. 'Maghaleh bi-mohtava' (contentless/worthless article).
Modèles grammaticaux
Focus on Abstract Emptiness
Use 'tehi' when describing abstract concepts like ideas, feelings, or content that are lacking. Think 'tehi content' or 'tehi hope'.
Avoid in Casual Speech
For everyday physical emptiness (like an empty cup), 'khali' is usually better. Using 'tehi' too often in casual chat can sound overly formal or dramatic.
Literary Resonance
'Tehi' is a favorite in Persian poetry and literature to evoke deep feelings of void, loneliness, or existential emptiness.
Nuance Beyond 'Empty'
Consider 'tehi' not just as 'empty' but as 'devoid of' or 'lacking substance'. It implies a more profound absence than simple emptiness.
Teste-toi
Fill in the blank with the most appropriate word:
سخنرانی او بسیار طولانی بود، اما متأسفانه ___ از محتوای مفید.
The sentence describes a lack of useful content, making 'tehi' (devoid of) the best fit, especially in a slightly more formal context.
Choose the correct meaning of 'تهی' in the following sentence:
بعد از آن اتفاق، احساس کرد دلی تهی دارد.
In the context of 'del' (heart), 'tehi' refers to an emotional or spiritual emptiness, not a physical one.
Arrange the words to form a grammatically correct and meaningful sentence:
از / محتوا / گزارش / تهی / بود
The structure 'Subject + از + Noun + تهی + بود' is a common way to say the subject was devoid of that noun.
Find and correct the error in the sentence:
کتابخانه کاملاً خالی بود و هیچ کتابی نداشت.
While 'khali' isn't strictly wrong, 'tehi' better emphasizes the complete lack of books, fitting the description 'had no books'.
Score : /4
Aides visuelles
Word Family
Adjective
- تهی
Verb (derived)
- تهی شدن
Noun (related)
- تهیگی
Usage Contexts
Literature/Poetry
- احساسی تهی در دل شب
- جهانی تهی از معنا
Formal Writing
- گزارش تهی از تحلیل
- بحث تهی از نتیجه
Abstract Concepts
- ذهن تهی
- امید تهی
Physical Space (less common)
- اتاق تهی
Questions fréquentes
8 questions«خالی» بیشتر به فقدان فیزیکی اشاره دارد و خنثی است، مثل «لیوان خالی». «تهی» میتواند بار معنایی عمیقتری از پوچی، ناامیدی یا فقدان مفاهیم انتزاعی داشته باشد، مثل «دل تهی» یا «جامعه تهی».
خیر، «تهی» هم برای فضاهای فیزیکی (مانند اتاق تهی) و هم برای مفاهیم انتزاعی (مانند ذهن تهی، سخنرانی تهی) و حتی وضعیت روحی (دل تهی) استفاده میشود.
اگر منظورتان صرفاً خالی بودن یک فضا یا ظرف است، «خالی» مناسبتر است. اما اگر میخواهید حس فقدان، پوچی، یا کمبود محتوا را بیان کنید، «تهی» انتخاب بهتری است، مخصوصاً در نوشتار یا صحبتهای رسمیتر.
معمولاً بله، یا حداقل بار معنایی پوچی و فقدان را دارد. وقتی به مفاهیم انتزاعی یا وضعیت روحی اشاره میکند، اغلب حس ناامیدی یا بیمعنایی را القا میکند.
شاعران و نویسندگان از «تهی» برای بیان حس تنهایی عمیق، پوچی وجود، یا خالی بودن از احساسات استفاده میکنند. مثلاً «در این شهر غریب، احساس میکردم روحی تهی هستم.»
بله، «تهی شدن» فعل است و به معنی خالی شدن یا خالی گشتن به کار میرود. مثلاً «کیسه پس از تخلیه، تهی شد.»
«دل تهی» کنایه از احساس اندوه شدید، ناامیدی، یا خالی شدن از شور و شوق زندگی است. اغلب به حالتی اشاره دارد که فرد دیگر احساسی ندارد یا از شادی تهی شده است.
معمولاً برای هوا از «خالی» استفاده نمیشود. اگر منظور نبود هوا باشد، از «خلاء» استفاده میشود. اگر منظور نبودن چیزی در هوا باشد، باید مشخص کنید چه چیزی نیست. مثلاً «هوای اتاق از دود تهی بود.»
Ce mot dans d'autres langues
Grammaire lie
Expressions liées
Vocabulaire associé
Plus de mots sur general
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).