B2 adjective ニュートラル 1分で読める

بی کارآمد

bi-kar-amad /biː kɒːɾ æˈmæd/

Inefficient means not achieving maximum productivity and wasting resources.

30秒でわかる単語

  • Not productive, wastes time or resources.
  • Describes ineffective processes or systems.
  • Opposite of efficient and optimal.

Overview

واژه «بی‌کارآمد» در زبان فارسی برای توصیف فرآیندها، سیستم‌ها، افراد یا ابزارهایی به کار می‌رود که به طور مؤثر عمل نمی‌کنند و نمی‌توانند به نتایج مطلوب یا حداکثر بهره‌وری دست یابند. این واژه بر اتلاف منابع، زمان یا انرژی تأکید دارد و نشان‌دهنده عدم دستیابی به اهداف تعیین‌شده با شیوه‌ای بهینه است. در واقع، هر چیزی که نتواند وظیفه خود را به بهترین نحو انجام دهد و موجب هدر رفتن شود، می‌تواند «بی‌کارآمد» توصیف گردد.

این صفت معمولاً قبل از اسم می‌آید و آن را توصیف می‌کند، مانند «سیستم بی‌کارآمد»، «مدیریت بی‌کارآمد» یا «روش بی‌کارآمد». همچنین می‌تواند به صورت مسند (بعد از فعل ربطی مانند «بودن») نیز به کار رود، مثل «این برنامه بسیار بی‌کارآمد است». در جملات منفی، برای تأکید بر کارایی، از قیدهایی مانند «کاملاً» یا «بسیار» قبل از آن استفاده می‌شود.

مباحث مربوط به مدیریت، اقتصاد، مهندسی، سیاست‌گذاری و حتی زندگی روزمره. در محیط‌های کاری، از فرایندهای اداری گرفته تا روش‌های تولید، اگر نتوانند اهداف را با کمترین هزینه و اتلاف به دست آورند، بی‌کارآمد تلقی می‌شوند. در مباحث سیاسی، گاهی سیاست‌ها یا نهادهای دولتی به دلیل عدم دستیابی به نتایج مورد انتظار، بی‌کارآمد خوانده می‌شوند. در زندگی شخصی نیز، برنامه‌ریزی‌های نادرست یا استفاده از ابزارهای نامناسب می‌تواند منجر به ناکارآمدی شود.

«ناکافی» (insufficient) به معنی کمبود یا عدم وجود مقدار لازم است، در حالی که «بی‌کارآمد» (inefficient) به معنی عدم استفاده بهینه از منابع موجود است. «غیرمؤثر» (ineffective) به معنی عدم دستیابی به نتیجه مورد نظر است، اما ممکن است یک فرایند مؤثر باشد اما بی‌کارآمد، یعنی نتیجه را می‌دهد اما با اتلاف زیاد. «کند» (slow) فقط به سرعت اشاره دارد و لزوماً به معنی اتلاف منابع نیست. «بی‌فایده» (useless) به معنی عدم داشتن هیچ‌گونه سود یا فایده است که از بی‌کارآمدی شدیدتر است.

例文

1

استفاده از این دستگاه قدیمی، انرژی زیادی مصرف می‌کند و بسیار بی‌کارآمد است.

everyday

Using this old machine consumes a lot of energy and is very inefficient.

2

برنامه‌های توسعه اقتصادی دولت در سال گذشته، نتوانستند به اهداف تعیین‌شده دست یابند و در عمل بی‌کارآمد بودند.

formal

The government's economic development plans last year failed to meet their targets and were practically inefficient.

3

وای، چقدر این صف طولانی! واقعاً بی‌کارآمده اینجا.

informal

Wow, this queue is so long! It's really inefficient here.

4

تحقیقات نشان می‌دهد که برخی روش‌های تدریس سنتی در کلاس‌های پرجمعیت، به دلیل عدم تعامل کافی دانش‌آموزان، بی‌کارآمد هستند.

academic

Research indicates that some traditional teaching methods in crowded classrooms are inefficient due to insufficient student engagement.

よく使う組み合わせ

فرایند بی‌کارآمد Inefficient process
سیستم بی‌کارآمد Inefficient system
مدیریت بی‌کارآمد Inefficient management
روش بی‌کارآمد Inefficient method

よく使うフレーズ

سیستم بی‌کارآمد

Inefficient system

مدیریت بی‌کارآمد

Inefficient management

فرایند بی‌کارآمد

Inefficient process

よく混同される語

بی کارآمد vs ناکافی

'Insufficient' refers to not having enough of something (quantity or quality). 'Inefficient' refers to using what you have poorly, leading to waste.

بی کارآمد vs غیر مؤثر

'Ineffective' means not producing the desired result at all. 'Inefficient' means producing the result but in a wasteful or suboptimal way.

文法パターン

اسم + بی‌کارآمد (مثال: فرایند بی‌کارآمد) فعل ربطی + بی‌کارآمد (مثال: این روش بی‌کارآمد است)

How to Use It

使い方のコツ

The term 'inefficient' is commonly used in contexts discussing productivity, resource management, and optimization. It can apply to processes, systems, individuals, or even tools. It carries a negative connotation, implying a need for improvement or change.


よくある間違い

Confusing 'inefficient' with 'ineffective' is a common error. Remember, something can be inefficient (wasting resources) but still somewhat effective (achieving the goal partially). Also, avoid using it for things that are simply slow; inefficiency implies waste beyond just speed.

Tips

💡

Focus on Resource Optimization

Use 'inefficient' when discussing processes that waste time, money, or effort.

⚠️

Distinguish from Ineffective

Inefficient doesn't always mean ineffective; something can work but poorly.

🌍

Efficiency is Valued

In many cultures, especially in business, efficiency is highly prized, making 'inefficient' a strong criticism.

語源

The Persian word 'بی‌کارآمد' is composed of 'بی' (without) and 'کارآمد' (efficient, capable). 'کارآمد' itself derives from 'کار' (work) and 'آمدن' (to come), suggesting something that brings work or results effectively.

文化的な背景

In many societies, particularly those focused on economic growth and technological advancement, efficiency is a highly valued trait. Therefore, describing something as 'inefficient' can be a significant criticism, implying a lack of progress or competitiveness.

覚え方のコツ

Think of a leaky faucet: it still provides water (effective to some degree), but it wastes a lot of it (inefficient). The 'بی' prefix in Persian often negates or indicates absence, like 'bi-' in English (e.g., 'bi-polar').

よくある質問

4 問

«بی‌کارآمد» به عدم استفاده بهینه از منابع موجود اشاره دارد، در حالی که «ناکافی» به کمبود مقدار یا کیفیت لازم برای رسیدن به هدف می‌پردازد.

خیر، لزوماً به معنی شکست کامل نیست. یک سیستم یا فرایند می‌تواند تا حدی کار کند اما با اتلاف زیاد منابع، که آن را بی‌کارآمد می‌کند.

این واژه در زمینه‌های اقتصادی، مدیریتی، فنی و اداری کاربرد فراوانی دارد، جایی که بهینه‌سازی مصرف منابع و زمان اهمیت زیادی دارد.

زمانی که برای رسیدن به یک نتیجه مشخص، زمان، پول، انرژی یا مواد اولیه بیشتری نسبت به حالت بهینه مصرف شود، آن سیستم یا فرایند بی‌کارآمد تلقی می‌شود.

自分をテスト

fill blank

سیستم حمل و نقل عمومی این شهر به دلیل ترافیک سنگین و مسیرهای طولانی، بسیار ______ است.

正解! おしい! 正解: بی‌کارآمد

جمله به اتلاف وقت و منابع (به دلیل ترافیک و مسیر طولانی) اشاره دارد که نشان‌دهنده بی‌کارآمدی سیستم است.

multiple choice

روش‌های سنتی تولید در این کارخانه، دیگر جوابگو نیستند و باعث افزایش هزینه‌ها شده‌اند؛ آن‌ها واقعاً بی‌کارآمد هستند.

正解! おしい! 正解: غیر بهینه

«غیر بهینه» به معنای عدم استفاده حداکثری از منابع و اتلاف آن‌ها است که دقیقاً مفهوم «بی‌کارآمد» را می‌رساند.

sentence building

فرایند اداری، مجوز، زمان، طولانی

正解! おしい! 正解: گرفتن مجوز از طریق این فرایند اداری، طولانی و بی‌کارآمد است.

این جمله به وضوح نشان می‌دهد که فرایند اداری باعث اتلاف زمان شده و کارایی لازم را ندارد.

スコア: /3

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!