B1 noun ニュートラル #2,500 よく出る 1分で読める

بیکاری

bikari /biːkɒːriː/

Unemployment; the state of being jobless.

Unemployment refers to the involuntary state of being without gainful employment.

30秒でわかる単語

  • The state of not having a job.
  • A major economic and social indicator.
  • Often used in formal reports and news.

Summary

Unemployment refers to the involuntary state of being without gainful employment.

  • The state of not having a job.
  • A major economic and social indicator.
  • Often used in formal reports and news.

Use with economic verbs

Always pair 'بیکاری' with verbs like 'افزایش' (increase) or 'کاهش' (decrease) to sound natural in formal contexts.

Do not confuse with leisure

Ensure you don't use 'بیکاری' when you mean 'leisure time'. Use 'اوقات فراغت' for positive free time.

Socio-economic impact in Iran

In Persian media, unemployment is a sensitive topic often linked to economic policies and youth prospects.

例文

4 / 4
1

بیکاری یکی از مشکلات اصلی جامعه است.

Unemployment is one of the main problems of society.

2

نرخ بیکاری در سال جاری افزایش یافته است.

The unemployment rate has increased this year.

3

از بیکاری خسته شده‌ام.

I am tired of being unemployed.

4

مطالعات نشان می‌دهد بیکاری بر سلامت روان تأثیر دارد.

Studies show that unemployment affects mental health.

語族

名詞
بیکاری
動詞
بیکار ماندن
形容詞
بیکار

覚え方のコツ

Think of 'Bi' (no) + 'Kari' (work). It is the state of having no work.

بررسی کلی

واژه «بیکاری» از ترکیب «بی» (پیشوند نفی) و «کار» (به معنای شغل یا فعالیت) ساخته شده است. این کلمه در زبان فارسی برای توصیف عدم اشتغال به کارِ درآمدزا استفاده می‌شود. در سطح فردی، بیکاری به معنای نداشتن شغل است و در سطح کلان، به عنوان یکی از شاخص‌های مهم اقتصادی در جوامع شناخته می‌شود که تأثیرات مستقیمی بر رفاه عمومی دارد.

الگوهای کاربردی

این واژه اغلب به عنوان یک اسم انتزاعی برای اشاره به پدیده اجتماعی (مثلاً: نرخ بیکاری) استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند وضعیت شخصی فرد را توصیف کند (مثلاً: من در حال حاضر بیکاری را تجربه می‌کنم). در جملات، معمولاً با فعل‌هایی مانند «افزایش یافتن»، «کاهش یافتن»، «مبارزه کردن» یا «رنج بردن» همراه می‌شود.

زمینه‌های رایج

در اخبار و گزارش‌های اقتصادی، «بیکاری» در کنار «تورم» بیشترین کاربرد را دارد. در گفتگوهای روزمره، ممکن است برای اشاره به اوقات فراغت ناخواسته یا نداشتن مشغله نیز به کار رود، هرچند کاربرد اصلی آن همان معضل اقتصادی است.

مقایسه واژگان مشابه

واژه «فراغت» نیز به معنای نداشتن کار است، اما تفاوت بنیادین در این است که «فراغت» انتخابی و همراه با استراحت است، در حالی که «بیکاری» اغلب ناخواسته و همراه با دغدغه مالی است. واژه «بی‌کاری» (با نیم‌فاصله) دقیقاً به معنای نداشتن شغل است، در حالی که «بیکاری» به عنوان یک مفهوم کلی‌تر در جامعه پذیرفته شده است.

使い方のコツ

Use 'بیکاری' primarily when discussing economic or social issues. It is a formal term but widely used in daily conversation. Avoid using it to describe someone who is simply taking a break, as it implies a lack of income-generating activity.

よくある間違い

People often confuse it with 'free time'. Remember that 'بیکاری' implies a lack of job, not a lack of tasks. Ensure correct preposition usage, usually 'رنج بردن از بیکاری' (suffering from unemployment).

覚え方のコツ

Think of 'Bi' (no) + 'Kari' (work). It is the state of having no work.

語源

Derived from Persian 'Bi' (without) + 'Kar' (work/activity) + 'i' (suffix for abstract noun). It has evolved to specifically denote the economic condition of joblessness.

文化的な背景

Unemployment is a major topic in Iranian political discourse and media. It is often discussed in the context of youth, education, and economic reform.

例文

1

بیکاری یکی از مشکلات اصلی جامعه است.

everyday

Unemployment is one of the main problems of society.

2

نرخ بیکاری در سال جاری افزایش یافته است.

formal

The unemployment rate has increased this year.

3

از بیکاری خسته شده‌ام.

informal

I am tired of being unemployed.

4

مطالعات نشان می‌دهد بیکاری بر سلامت روان تأثیر دارد.

academic

Studies show that unemployment affects mental health.

語族

名詞
بیکاری
動詞
بیکار ماندن
形容詞
بیکار

よく使う組み合わせ

نرخ بیکاری Unemployment rate
کاهش بیکاری Reducing unemployment
بیکاری مزمن Chronic unemployment

よく使うフレーズ

مبارزه با بیکاری

Fighting unemployment

بیکاری جوانان

Youth unemployment

بحران بیکاری

Unemployment crisis

よく混同される語

بیکاری vs فراغت

Leisure or spare time. Unlike unemployment, it is a positive or neutral state of having free time.

بیکاری vs بی‌کاری

Literally 'no-work'. While identical in sound, 'بیکاری' is the standard noun for the social phenomenon.

文法パターン

نرخ بیکاری + فعل از بیکاری + فعل بیکاری + باعث + اسم

Use with economic verbs

Always pair 'بیکاری' with verbs like 'افزایش' (increase) or 'کاهش' (decrease) to sound natural in formal contexts.

Do not confuse with leisure

Ensure you don't use 'بیکاری' when you mean 'leisure time'. Use 'اوقات فراغت' for positive free time.

Socio-economic impact in Iran

In Persian media, unemployment is a sensitive topic often linked to economic policies and youth prospects.

自分をテスト

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.

دولت در تلاش است تا نرخ ___ را در کشور کاهش دهد.

正解! おしい! 正解: بیکاری

در اینجا صحبت از کاهش نرخ مربوط به شغل است که بیکاری صحیح‌ترین گزینه است.

multiple choice

کدام عبارت با «بیکاری» هم‌خوانی دارد؟

کدام فعل برای توصیف وضعیت بیکاری مناسب‌تر است؟

正解! おしい! 正解: رنج بردن

فرد از بیکاری رنج می‌برد.

sentence building

جمله‌ای با کلمه بیکاری بسازید.

ترتیب درست کلمات: (بیکاری / بسیاری / از / رنج / جوانان / می‌برند / از)

正解! おしい! 正解: بسیاری از جوانان از بیکاری رنج می‌برند

ساختار صحیح جمله در فارسی فاعل، متمم و سپس فعل است.

スコア: /3

よくある質問

4 問

بله، در اکثر موارد بیکاری بار معنایی منفی دارد زیرا با کاهش درآمد و استرس همراه است. با این حال، گاهی در متون ادبی ممکن است به معنای نداشتن مشغله فکری باشد.

بیکاری خودِ وضعیت نداشتن شغل است، اما نرخ بیکاری یک شاخص آماری است که درصد افراد جویای کار را نسبت به کل نیروی کار نشان می‌دهد.

خیر، بیکاری به معنای نداشتن شغل است و نباید با تنبلی اشتباه گرفته شود. فرد ممکن است بسیار کوشا باشد اما به دلیل شرایط اقتصادی بیکار باشد.

واژگانی مانند «بی‌شغلی» یا «عدم اشتغال» می‌توانند در متون رسمی جایگزین آن شوند.

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!