B2 adverb 중립 1분 분량

بالطبع

/bæl.tˤæbˈʕ/

Bal-tab' emphasizes the naturalness and predictability of a situation or statement.

30초 단어

  • Naturally, of course; as expected.
  • Expresses certainty and predictability.
  • Used in both formal and informal contexts.

Overview

«بالطبع» واژه‌ای عربی است که در زبان فارسی به عنوان قید به کار می‌رود و بر طبیعی بودن، بدیهی بودن یا قابل انتظار بودن یک موضوع تأکید دارد. این کلمه اغلب برای بیان موافقت، تأیید یا نشان دادن اینکه چیزی طبق انتظار پیش می‌رود، استفاده می‌شود. «بالطبع» به شنونده یا خواننده می‌فهماند که موضوع مورد بحث، امری واضح و روشن است و نیازی به تردید یا پرسش ندارد.

این قید معمولاً در ابتدای جمله، بعد از فاعل یا قبل از فعل اصلی قرار می‌گیرد. همچنین می‌تواند برای تأکید بیشتر، بعد از برخی عبارات دیگر نیز بیاید. «بالطبع» در جملات خبری و پرسشی (برای بیان تعجب یا تأیید) کاربرد دارد و اغلب برای بیان موافقت با یک نظر یا توضیح، به کار می‌رود.

«بالطبع» در مکالمات روزمره، نوشته‌های غیررسمی و رسمی، اخبار، مقالات و حتی متون ادبی دیده می‌شود. در موقعیت‌هایی که گوینده می‌خواهد نظر خود را به شکلی قاطع و طبیعی بیان کند، یا وقتی می‌خواهد نشان دهد که اتفاقی کاملاً قابل پیش‌بینی بوده است، از این کلمه استفاده می‌کند. برای مثال، در پاسخ به سوالی که جوابش بدیهی است، یا برای تأیید مطلبی که از قبل مشخص بوده.

کلماتی مانند «البته»، «طبعا»، «قطعاً»، «به‌طور حتم» و «یقیناً» شباهت معنایی زیادی با «بالطبع» دارند. با این حال، «بالطبع» حس طبیعی بودن و قابل انتظار بودن را بیشتر منتقل می‌کند. «البته» بیشتر برای بیان استثنا یا تأکید به کار می‌رود. «طبعا» بسیار شبیه «بالطبع» است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. «قطعاً» و «یقیناً» بر قطعیت و عدم شک تأکید بیشتری دارند و حس طبیعی بودن را کمتر منتقل می‌کنند.

예시

1

او که تجربه زیادی در آشپزی داشت، بالطبع توانست غذای خوشمزه‌ای درست کند.

everyday

Since he had a lot of experience in cooking, he naturally made a delicious meal.

2

با توجه به سوابق درخشان ایشان، بالطبع انتظار می‌رود که این سمت را عهده‌دار شوند.

formal

Given his brilliant track record, it is naturally expected that he will assume this position.

3

هوا خیلی گرم بود، بالطبع همه رفتند کنار دریا.

informal

It was very hot, so of course everyone went to the seaside.

4

تغییرات اقلیمی، بالطبع، بر الگوهای مهاجرت گونه‌های جانوری تأثیر می‌گذارد.

academic

Climate change, naturally, affects the migration patterns of animal species.

자주 쓰는 조합

بالطبع چنین است Naturally, it is so
بالطبع انتظار می‌رفت It was naturally expected
و بالطبع And of course

자주 쓰는 구문

حق با شماست، بالطبع.

You are right, of course.

این یک اتفاق طبیعی بود، بالطبع.

This was a natural occurrence, naturally.

و بالطبع، او پیروز شد.

And naturally, he won.

자주 혼동되는 단어

بالطبع vs البته

'Albatta' is often used to introduce a contrast, exception, or additional point, whereas 'bal-tab'' emphasizes naturalness and predictability.

بالطبع vs قطعاً

'Qatan' strongly emphasizes certainty and the absence of doubt, while 'bal-tab'' focuses more on the inherent naturalness or expectedness of something.

문법 패턴

فاعل + بالطبع + فعل بالطبع + فاعل + فعل جمله + ، + بالطبع

How to Use It

사용 참고사항

The word 'bal-tab'' is an adverb that adds a sense of naturalness or obviousness to a statement. It is suitable for both formal and informal registers, though it might sound slightly more formal in very casual conversation. It often implies that the event or situation is predictable or a logical consequence.


자주 하는 실수

Sometimes 'bal-tab'' is confused with words that express only certainty ('qatan') rather than naturalness. Ensure the context implies something is expected or happens by nature, not just that it is definitely true.

Tips

💡

Emphasize Naturalness and Expectation

Use 'bal-tab'' when you want to convey that something is obvious, expected, or happens naturally.

💡

Strengthen Your Agreement

Employ 'bal-tab'' to show strong and natural agreement with a statement or idea.

⚠️

Avoid Overuse in Casual Chat

While common, excessive use of 'bal-tab'' in very informal settings might sound slightly formal.

🌍

Arabic Origin, Persian Usage

Recognize 'bal-tab'' as an Arabic loanword deeply integrated into Persian, signifying its widespread acceptance.

어원

The word 'bal-tab'' originates from Arabic. 'Bal' (بَل) is a particle, and 'tab'' (طبع) means nature, disposition, or print. Together, it signifies 'by nature' or 'according to nature'.

문화적 맥락

As a common Arabic loanword, 'bal-tab'' is widely understood and used across various social strata in Iran. Its usage reflects the natural flow of conversation and agreement.

암기 팁

Think of 'bal-tab'' as 'by the natural way'. The 'bal' sounds like 'by' and 'tab' relates to 'tabi'at' (nature) in Persian.

자주 묻는 질문

4 질문

«بالطبع» در موقعیت‌هایی که می‌خواهید بر طبیعی بودن، بدیهی بودن یا قابل انتظار بودن یک موضوع تأکید کنید، کاربرد دارد. همچنین برای بیان موافقت قاطع یا نشان دادن اینکه چیزی طبق پیش‌بینی است، استفاده می‌شود.

«بالطبع» بیشتر بر طبیعی بودن و قابل انتظار بودن تأکید دارد، در حالی که «البته» اغلب برای بیان استثنا، بیان نکته‌ای اضافی یا تأکید به کار می‌رود و حس طبیعی بودن کمتری را منتقل می‌کند.

بله، «بالطبع» هم در زبان نوشتاری و هم در زبان گفتاری، به خصوص در موقعیت‌های رسمی‌تر یا نیمه‌رسمی، رایج است. در مکالمات روزمره نیز برای تأکید بر طبیعی بودن یک موضوع به کار می‌رود.

خیر، «بالطبع» معمولاً بار معنایی خنثی یا مثبتی دارد و صرفاً بر طبیعی بودن یا قابل انتظار بودن یک وضعیت دلالت می‌کند.

셀프 테스트

fill blank

او که سال‌ها در این رشته تحصیل کرده، ___ در این آزمون موفق شد.

정답! 아쉬워요. 정답: بالطبع

کلمه «بالطبع» نشان می‌دهد که موفقیت او طبیعی و قابل انتظار بوده است.

multiple choice

با توجه به شرایط آب و هوایی، سفر لغو شد؛ بالطبع.

정답! 아쉬워요. 정답: طبعا

«طبعا» نزدیک‌ترین مترادف به «بالطبع» است و هر دو بر طبیعی بودن و قابل انتظار بودن دلالت دارند.

sentence building

دانشجو، درس، موفقیت، بالطبع، انتظار

정답! 아쉬워요. 정답: موفقیت دانشجو در درس، بالطبع انتظار می‌رفت.

این جمله نشان می‌دهد که موفقیت دانشجو در درس، امری طبیعی و قابل انتظار بوده است.

점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!