B2 adjective 격식체 1분 분량

داده‌محور

dadeh-mehvar /dɒːdæ mæhvæɾ/

Being data-driven means letting objective facts guide your decisions instead of relying on personal opinions.

30초 단어

  • Decisions based on empirical data rather than intuition.
  • Commonly used in business, technology, and modern management.
  • Reflects a shift toward objective, evidence-based strategy.

بررسی کلی

واژه «داده‌محور» ترجمه مستقیم عبارت انگلیسی Data-driven است. در دنیای امروز که با انفجار اطلاعات مواجه هستیم، این صفت نشان‌دهنده تغییر پارادایم از تصمیم‌گیری‌های سنتی (مبتنی بر تجربه شخصی) به سمت تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر واقعیت‌های عددی است. ۲) الگوهای کاربرد: این واژه معمولاً پیش از اسم می‌آید (مثلاً: رویکرد داده‌محور) یا به عنوان مسند در جمله استفاده می‌شود (مثلاً: این استراتژی داده‌محور است). استفاده از آن نشان‌دهنده دقت، حرفه‌ای بودن و مدرن بودن است. ۳) زمینه‌های رایج: بیشترین کاربرد این کلمه در حوزه‌های کسب‌وکار (Marketing)، تحلیل داده (Data Analytics)، علوم کامپیوتر (Machine Learning) و سیاست‌گذاری‌های دولتی است. برای مثال، یک مدیر داده‌محور کسی است که بودجه بازاریابی را بر اساس نرخ تبدیل (Conversion Rate) تخصیص می‌دهد نه بر اساس سلیقه شخصی. ۴) مقایسه با کلمات مشابه: این واژه با «مبتنی بر شواهد» (Evidence-based) هم‌پوشانی دارد، اما «داده‌محور» تاکید بیشتری بر کمیت و اعداد دارد، در حالی که «مبتنی بر شواهد» می‌تواند شامل تحقیقات کیفی نیز باشد. همچنین نباید آن را با «اطلاعات‌محور» (Information-based) که معنای گسترده‌تری دارد اشتباه گرفت؛ داده‌محور لزوماً به داده‌های خام و پردازش‌شده اشاره دارد.

예시

1

ما در این پروژه از یک رویکرد داده‌محور استفاده کردیم.

everyday

We used a data-driven approach in this project.

2

سازمان‌های پیشرو، فرهنگ داده‌محور را ترویج می‌کنند.

formal

Leading organizations promote a data-driven culture.

3

تصمیم‌گیری داده‌محور، ریسک خطا را کاهش می‌دهد.

informal

Data-driven decision-making reduces the risk of error.

4

تحقیق حاضر بر اساس یک مدل داده‌محور انجام شده است.

academic

The current research is based on a data-driven model.

자주 쓰는 조합

رویکرد داده‌محور Data-driven approach
مدیریت داده‌محور Data-driven management
فرهنگ داده‌محور Data-driven culture

자주 쓰는 구문

تصمیم‌گیری داده‌محور

Data-driven decision making

مدل‌سازی داده‌محور

Data-driven modeling

سیستم داده‌محور

Data-driven system

자주 혼동되는 단어

داده‌محور vs اطلاعات‌محور

Information-based (اطلاعات‌محور) is broader and refers to any information, whereas data-driven (داده‌محور) specifically implies raw data and statistical analysis.

문법 패턴

اسم + داده‌محور (مثال: مدل داده‌محور) صفتِ داده‌محور بودن (مثال: داده‌محور بودنِ سیستم) به صورت داده‌محور (قید حالت)

How to Use It

사용 참고사항

This adjective is formal and predominantly used in professional or academic contexts. It functions as a compound adjective. Always ensure the noun it modifies is related to processes, decisions, or systems.


자주 하는 실수

People often use it as a noun ('I use data-driven'), but it must modify a noun (e.g., 'I use a data-driven method'). Do not confuse it with 'data-based', which is a synonym but less common in business jargon.

Tips

💡

Use with modern business terminology

Pair this word with terms like 'strategy' or 'culture' to sound professional. For example, 'data-driven culture' is a high-level corporate term.

⚠️

Avoid overusing in casual speech

Using 'data-driven' in very casual conversations can sound pretentious. Save it for professional, academic, or technical contexts.

🌍

The rise of data literacy

In modern Persian corporate culture, being 'data-driven' is a highly valued skill. It signals that you are up-to-date with global management trends.

어원

The term is a calque (loan translation) of the English 'data-driven'. It combines 'داده' (data) and 'محور' (axis/pivot/centered), indicating something that pivots or centers around data.

문화적 맥락

In Iran's growing tech ecosystem, 'data-driven' has become a buzzword indicating a transition from traditional, experience-based management to modern, analytical approaches.

암기 팁

Think of a 'Data' (داده) 'Driven' (رانده شده) car: The data is the steering wheel guiding the car in the right direction.

자주 묻는 질문

4 질문

بله، بسته به متن می‌توانید از «مبتنی بر داده» استفاده کنید که تفاوت معنایی چندانی ندارد. در متون رسمی‌تر، «مبتنی بر شواهد آماری» نیز جایگزین مناسبی است.

خیر، اگرچه ریشه در فناوری دارد، اما امروزه در حوزه‌های عمومی مثل ورزش، پزشکی و حتی سبک زندگی شخصی برای توصیف افرادی که با اپلیکیشن‌ها فعالیت‌های خود را پایش می‌کنند، استفاده می‌شود.

داده‌محور صفتی است که نوع رویکرد را توصیف می‌کند، در حالی که تحلیل‌گر (Analyst) یک نقش شغلی یا یک ویژگی انسانی است. یک فرد تحلیل‌گر ممکن است رویکردی داده‌محور داشته باشد.

لزوماً خیر. اگر داده‌های اولیه اشتباه یا ناقص باشند (Garbage In, Garbage Out)، تصمیم داده‌محور نیز می‌تواند غلط باشد. این واژه به فرآیند اشاره دارد نه لزوماً به نتیجه قطعی.

셀프 테스트

fill blank

مدیران موفق امروزه از رویکردهای ___ برای افزایش فروش استفاده می‌کنند.

정답! 아쉬워요. 정답: داده‌محور

در فضای کسب‌وکار مدرن، استفاده از داده برای تصمیم‌گیری کلیدی است.

multiple choice

انتخاب بر اساس...

정답! 아쉬워요. 정답: تحلیل داده‌های واقعی

داده‌محور بودن یعنی تکیه بر اطلاعات و شواهد موجود.

sentence building

است / تصمیمات / شرکت / داده‌محور / ما

정답! 아쉬워요. 정답: تصمیمات شرکت ما داده‌محور است

ساختار صحیح جمله با رعایت نهاد و مسند.

점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!