Tختخواب is the Persian word for bed, a fundamental piece of furniture for sleep and rest.
30초 단어
- A piece of furniture for sleeping or resting.
- Includes a frame and mattress.
- Found in bedrooms, hotels, and hospitals.
Overview
کلمه «تختخواب» در زبان فارسی به قطعهای از مبلمان اشاره دارد که هدف اصلی آن فراهم کردن مکانی برای خوابیدن و استراحت است. این کلمه یکی از واژگان پایه و پرکاربرد در زبان فارسی است و در زندگی روزمره به طور مداوم استفاده میشود. ساختار تختخواب معمولاً شامل یک چارچوب (که میتواند از جنس چوب، فلز یا مواد دیگر باشد) و یک تشک است که روی آن قرار میگیرد. انواع مختلفی از تختخوابها وجود دارند، از جمله تختهای یک نفره، دو نفره، نوزاد، و تختهای تاشو یا تختخوابهای دیواری.
«تختخواب» معمولاً به عنوان فاعل یا مفعول در جملات به کار میرود. این کلمه اغلب با افعالی مانند «خوابیدن»، «رفتن»، «درست کردن»، «تمیز کردن» و «خریدن» همراه میشود. همچنین صفاتی مانند «راحت»، «نرم»، «بزرگ»، «کوچک»، «جدید» و «قدیمی» میتوانند برای توصیف تختخواب به کار روند. در موقعیتهای رسمی و غیررسمی، هر دو، این کلمه به طور یکسان استفاده میشود و هیچ بار معنایی خاصی از نظر سطح رسمیت ندارد.
تختخواب در زمینههای مختلفی کاربرد دارد. رایجترین زمینه، اتاق خواب در خانه است. همچنین در هتلها، بیمارستانها، خوابگاهها، و حتی در فضاهای موقتی مانند کمپینگ (با تختهای قابل حمل) نیز یافت میشود. صحبت درباره خواب، استراحت، راحتی، و خرید لوازم منزل اغلب شامل کلمه «تختخواب» است. به عنوان مثال، افراد ممکن است بگویند: «من خستهام و میخواهم به تختخوابم بروم» یا «ما برای اتاق مهمان یک تختخواب جدید خریدیم.»
کلمه «تخت» به تنهایی نیز میتواند به تختخواب اشاره کند، اما «تخت» میتواند معانی دیگری نیز داشته باشد، مانند تخت بیمارستان یا تخت جراحی. «رختخواب» به مجموعه ملحفهها، پتوها و بالشهایی اشاره دارد که روی تختخواب استفاده میشوند، نه خود چارچوب و تشک. بنابراین، «تختخواب» به کل وسیله اشاره دارد، در حالی که «رختخواب» به پوشش و وسایل روی آن محدود میشود. «کاناپه تختخوابشو» نیز نوع خاصی از مبلمان است که هم به عنوان مبل و هم به عنوان تختخواب قابل استفاده است.
예시
لطفاً تختخوابت را مرتب کن.
everydayPlease make your bed.
هتل دارای تختخوابهای راحتی برای مسافران است.
formalThe hotel has comfortable beds for travelers.
بعد از یک روز طولانی، رفتم تختخوابم.
informalAfter a long day, I went to my bed.
تحقیقات نشان میدهد که کیفیت تختخواب بر الگوی خواب تأثیر میگذارد.
academicResearch indicates that bed quality affects sleep patterns.
자주 쓰는 조합
자주 쓰는 구문
وقت خواب است
It's time for bed
به تختخواب رفتن
to go to bed
روی تختخواب نشستن
to sit on the bed
자주 혼동되는 단어
'Tخت' can refer to a bed, but also to a hospital bed, operating table, or a plank/board. 'Tختخواب' specifically means a piece of furniture for sleeping.
'Rختخواب' refers to bedding (sheets, blankets, pillows) used on a bed, not the bed structure itself.
문법 패턴
How to Use It
사용 참고사항
The word 'تختخواب' is neutral and can be used in almost any context, from casual conversation to more formal writing. It's a fundamental vocabulary item for describing living spaces and daily routines.
자주 하는 실수
Learners might confuse 'تختخواب' with 'تخت' or 'رختخواب'. Ensure you understand the specific meaning of each word in context. Using 'تخت' alone might sometimes be ambiguous.
Tips
Understand 'Tختخواب' for Daily Life
Learn 'تختخواب' to talk about sleeping, resting, and bedroom furniture in Persian. It's a very common word.
Distinguish 'Tخت' and 'Tختخواب'
Remember that 'تخت' can have other meanings, so 'تختخواب' is more specific for a bed.
Importance of Rest
In Persian culture, like many others, a good night's sleep is valued, making 'تختخواب' a central item in homes.
어원
The word 'تختخواب' is a compound word. 'تخت' comes from Middle Persian 'twxt' meaning 'flat' or 'level', referring to the flat surface. 'خواب' means 'sleep'. Thus, it literally means a 'flat place for sleep'.
문화적 맥락
In Iranian homes, the bedroom and the bed are considered private spaces. The act of going to bed ('رفتن به تختخواب') is a common daily routine, and discussions about sleep quality are frequent.
암기 팁
Imagine a 'تخت' (plank) that is big enough for 'خواب' (sleep) – that's your 'تختخواب'. Think of it as a 'sleep-plank' bed.
자주 묻는 질문
4 질문خیر، «تختخواب» همیشه به قطعه مبلمان برای خواب اشاره دارد. اما «تخت» میتواند معانی دیگری نیز داشته باشد، مانند تخت بیمارستان یا تخت معاینه.
انواع مختلفی از تختخوابها وجود دارد، از جمله تخت یک نفره، دو نفره، نوزاد، تختهای تاشو، و کاناپه تختخوابشو.
خیر، «رختخواب» به ملحفهها، پتوها و بالشهایی اشاره دارد که روی تختخواب استفاده میشوند، نه خود تختخواب.
کلمه «تختخواب» یک واژه پایه و بسیار رایج در زبان فارسی است و در سطح A2 (مقدماتی) قرار میگیرد.
셀프 테스트
من امشب خیلی خستهام و میخواهم زود به ______ بروم.
کلمه «تختخواب» به معنی مکان استراحت و خواب است و با مفهوم خستگی و رفتن به محل خواب مطابقت دارد.
«تختخواب» چیست؟
تعریف اصلی تختخواب، وسیلهای برای خوابیدن و استراحت است.
من - تختخواب - در - هستم - اتاقم
این جمله ساختار صحیح فارسی را دارد و بیان میکند که گوینده در اتاق خود و روی تختخواب است.
점수: /3
Summary
Tختخواب is the Persian word for bed, a fundamental piece of furniture for sleep and rest.
- A piece of furniture for sleeping or resting.
- Includes a frame and mattress.
- Found in bedrooms, hotels, and hospitals.
Understand 'Tختخواب' for Daily Life
Learn 'تختخواب' to talk about sleeping, resting, and bedroom furniture in Persian. It's a very common word.
Distinguish 'Tخت' and 'Tختخواب'
Remember that 'تخت' can have other meanings, so 'تختخواب' is more specific for a bed.
Importance of Rest
In Persian culture, like many others, a good night's sleep is valued, making 'تختخواب' a central item in homes.
예시
4 / 4لطفاً تختخوابت را مرتب کن.
Please make your bed.
هتل دارای تختخوابهای راحتی برای مسافران است.
The hotel has comfortable beds for travelers.
بعد از یک روز طولانی، رفتم تختخوابم.
After a long day, I went to my bed.
تحقیقات نشان میدهد که کیفیت تختخواب بر الگوی خواب تأثیر میگذارد.
Research indicates that bed quality affects sleep patterns.
Related Content
관련 어휘
home 관련 단어
آباژور
A2Lampshade, table lamp.
آبگرم
B1Hot water.
آبگرمکن
A2An appliance that heats water for domestic use.
آبکش
A2A colander, a bowl with holes for draining food.
آبمیوه گیری
A2An appliance used for extracting juice from fruit or vegetables.
آبنما
B1A decorative structure that produces a stream or jet of water.
آب پاش
A2A container with a spout for watering plants, watering can.
آبیاری کردن
B1To supply water to land or crops to aid growth; to water plants.
اجاق
A1Stove or cooker, for heating or cooking food.
اجاق گاز
A1Stove, gas cooker.