A1 verb 중립 #1,000 가장 일반적인 1분 분량

تمام شدن

tamam shodan /tæmɒm ʃodæn/

To finish (itself), end.

Remember that 'تمام شدن' describes something ending or being completed by itself, without an external agent, making it crucial for expressing natural conclusions or resource depletion.

30초 단어

  • Intransitive verb meaning 'to finish' or 'to end'.
  • Used widely for tasks, time, resources, events.
  • Neutral register, suitable for most contexts.
  • Do not confuse with 'تمام کردن' (transitive 'to finish').
  • Implies natural completion or exhaustion of something.

Summary

Remember that 'تمام شدن' describes something ending or being completed by itself, without an external agent, making it crucial for expressing natural conclusions or resource depletion.

  • Intransitive verb meaning 'to finish' or 'to end'.
  • Used widely for tasks, time, resources, events.
  • Neutral register, suitable for most contexts.
  • Do not confuse with 'تمام کردن' (transitive 'to finish').
  • Implies natural completion or exhaustion of something.

Intransitive Action Focus

Always remember 'تمام شدن' is intransitive; the subject itself finishes or runs out. Think of it as 'X became finished' rather than 'someone finished X'. This distinction is crucial for correct usage and avoiding common errors.

Avoid Transitive Confusion

Do not confuse 'تمام شدن' with its transitive counterpart 'تمام کردن' (to finish something). Using 'تمام شدن' when you mean 'تمام کردن' will sound incorrect and unnatural. For example, 'من کارم تمام شد' is wrong if you mean 'I finished my work'; it should be 'من کارم را تمام کردم'.

Reflects Natural Conclusions

This verb often reflects a natural conclusion or depletion in Persian culture, whether it's a task, a resource, or a period of time. It emphasizes the inherent end of something, rather than an active termination by an agent. It's a very common way to express finality.

Metaphorical and Emotional Use

Beyond literal endings, 'تمام شدن' can be used metaphorically to express emotional states or the end of abstract concepts. For instance, 'امیدم تمام شد' (My hope ran out) or 'صبرم تمام شد' (My patience ran out) convey strong emotional depletion. This adds depth to your expression.

예시

6 / 8
1

کتابی که می‌خواندم بالاخره دیشب تمام شد.

The book I was reading finally finished last night.

2

پروژه ساختمانی در موعد مقرر و با موفقیت تمام شد.

The construction project finished successfully on schedule.

3

وای، شارژ گوشیم تموم شد! باید بزنم به شارژ.

Oh no, my phone's battery ran out! I need to charge it.

4

تحقیقات در این زمینه هنوز تمام نشده است و نیاز به بررسی‌های بیشتری دارد.

Research in this field has not finished yet and requires further investigation.

5

مذاکرات تجاری بین دو شرکت با توافق نهایی تمام شد.

The business negotiations between the two companies concluded with a final agreement.

6

شب‌های انتظار طولانی بالاخره تمام شد و صبح روشن از راه رسید.

The long nights of waiting finally ended, and bright morning arrived.

어휘 가족

명사
تمامیت
동사
تمام کردن
부사
تماماً
형용사
تمام
관련
اتمام

암기 팁

To remember 'تمام شدن' means 'to finish by itself,' think of the 'شدن' part as 'self-done' or 'it became finished.' Imagine a task or a resource saying, 'I'm done by myself!' or 'I'm gone!' This emphasizes its intransitive nature, where the subject is the one reaching completion, not an external actor completing it.

مرور کلی: معنی، ظرافت‌ها و بار عاطفی

فعل «تمام شدن» (tamām shodan) یکی از افعال پرکاربرد و اساسی در زبان فارسی است که در سطح A1 آموزش داده می‌شود. این فعل به معنای «به پایان رسیدن»، «ختم شدن» یا «مصرف شدن کامل» چیزی است. نکته کلیدی در درک این فعل، لازم (intransitive) بودن آن است؛ یعنی عملی که توسط خود فاعل انجام می‌شود یا فاعل آن چیزی غیر از انسان است که به پایان می‌رسد. به عبارت دیگر، چیزی «تمام می‌شود»، نه اینکه «کسی چیزی را تمام کند». این تفاوت بنیادین با فعل «تمام کردن» (tamām kardan) دارد که یک فعل متعدی (transitive) و به معنای «چیزی را به پایان رساندن» است.

«تمام شدن» می‌تواند برای طیف وسیعی از موارد به کار رود: از پایان یافتن یک جلسه یا یک فیلم گرفته تا اتمام موجودی یک کالا یا تمام شدن وقت. بار معنایی این فعل عمدتاً خنثی است، اما بسته به بافت جمله می‌تواند احساسات متفاوتی را منتقل کند. مثلاً، وقتی می‌گوییم «کارم تمام شد»، ممکن است حس رضایت از اتمام یک وظیفه را داشته باشد. اما وقتی می‌گوییم «پولم تمام شد»، حس نگرانی یا کمبود را القا می‌کند. در هر صورت، هسته معنایی آن، رسیدن به نقطه پایانی یا صفر است.

الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای

«تمام شدن» فعلی است که در تمامی سطوح و بافت‌های زبانی فارسی کاربرد گسترده‌ای دارد. این فعل هم در زبان نوشتاری و هم در زبان گفتاری به وفور استفاده می‌شود و در هر دو حالت کاملاً طبیعی و صحیح است. در مکالمات روزمره، شکل عامیانه آن یعنی «تموم شدن» بسیار رایج است و در واقع همان معنا و کاربرد را دارد، با این تفاوت که «تموم شدن» بیشتر در فضای غیررسمی و دوستانه به کار می‌رود.

از نظر رسمی و غیررسمی، «تمام شدن» در هر دو محیط قابل استفاده است. در متون رسمی‌تر، ممکن است از مترادف‌های دیگری مانند «به پایان رسیدن» یا «خاتمه یافتن» نیز استفاده شود که حس رسمیت بیشتری دارند، اما «تمام شدن» همچنان کاملاً پذیرفته شده است.

در مورد کاربرد منطقه‌ای، این فعل در تمامی مناطق فارسی‌زبان ایران و حتی در زبان فارسی افغانستان و تاجیکستان به همین معنا و با همین ساختار به کار می‌رود و هیچ تفاوت منطقه‌ای عمده‌ای در معنا یا کاربرد آن وجود ندارد. این امر نشان‌دهنده جایگاه محوری این فعل در زبان فارسی است.

بافت‌های رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

  • کار و وظایف: یکی از رایج‌ترین کاربردها، اشاره به اتمام کارها و پروژه‌هاست. مثال: «کار ساخت‌وساز بالاخره تمام شد.» یا «درس‌هایم تمام شد و آماده امتحان هستم.»
  • سفر: برای اشاره به پایان یک سفر یا رسیدن به مقصد نهایی. مثال: «سفر ما به شمال بالاخره تمام شد.» یا «پرواز ساعت ۱۰ شب تمام می‌شود.»
  • رسانه (فیلم، کتاب، موسیقی): برای اشاره به پایان یک اثر هنری. مثال: «فیلم ساعت ۹ تمام می‌شود.» یا «کتاب را خواندم، داستانش خیلی خوب تمام شد.»
  • ادبیات: در متون ادبی، «تمام شدن» می‌تواند برای بیان مفاهیم عمیق‌تر مانند پایان یک دوران، پایان زندگی، یا پایان امید به کار رود. مثال: «شب تاریک و سرد بالاخره تمام شد و خورشید طلوع کرد.» یا «عمر من تمام شد.»
  • منابع و موجودی: برای اشاره به اتمام منابع مادی یا غیرمادی. مثال: «پولم تمام شد و نمی‌توانم خرید کنم.» یا «آب در بطری تمام شد.»
  • شبکه‌های اجتماعی: در فضای مجازی نیز این فعل کاربرد دارد. مثلاً برای اشاره به پایان یک استوری یا لایو: «لایو تمام شد، ممنون از همراهی‌تان.»

مقایسه با کلمات مشابه

  • تمام کردن (tamām kardan): این فعل متعدی است و به معنای «چیزی را به پایان رساندن» است و نیاز به مفعول دارد. تفاوت اصلی در فاعل است؛ در «تمام شدن»، فاعل خودبه‌خود به پایان می‌رسد، اما در «تمام کردن»، فاعل (معمولاً انسان) عملی را انجام می‌دهد تا چیزی را به پایان برساند. مثال: «من کارم را تمام کردم.» (فاعل: من، مفعول: کارم) در مقابل: «کارم تمام شد.» (فاعل: کارم)
  • به پایان رسیدن (be pāyān rasidan): این فعل نیز لازم است و معنای بسیار نزدیکی به «تمام شدن» دارد، اما کمی رسمی‌تر و ادبی‌تر است. می‌توانند به جای یکدیگر استفاده شوند، اما «تمام شدن» رایج‌تر و عامیانه‌تر است. مثال: «جلسه به پایان رسید.» (رسمی‌تر) در مقابل: «جلسه تمام شد.» (رایج‌تر)
  • خاتمه یافتن (khāteme yāftan): این فعل نیز لازم و بسیار رسمی است و بیشتر در متون اداری، حقوقی و رسمی به کار می‌رود. معنای «به پایان رسیدن» را دارد، اما بار رسمی و اداری آن بسیار بیشتر است. مثال: «مذاکرات با موفقیت خاتمه یافت.»
  • کامل شدن (kāmel shodan): این فعل به معنای «کامل شدن» یا «تکمیل شدن» است. در برخی موارد می‌تواند با «تمام شدن» همپوشانی معنایی داشته باشد، اما «کامل شدن» بیشتر بر رسیدن به مرحله نهایی و بی‌عیب و نقص بودن تأکید دارد، در حالی که «تمام شدن» صرفاً به اتمام یک فرایند اشاره می‌کند. مثال: «پروژه کامل شد.» (یعنی همه بخش‌ها انجام و تکمیل شده‌اند) در مقابل: «پروژه تمام شد.» (یعنی به پایان رسیده است، لزوماً به کامل بودن آن اشاره ندارد).

سطح و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید اجتناب کرد

«تمام شدن» فعلی با سطح و لحنی خنثی است و تقریباً در هر موقعیتی مناسب است. این فعل نه بسیار رسمی است که در مکالمات روزمره نامناسب باشد و نه آنقدر غیررسمی که در متون رسمی جایگاهی نداشته باشد. به همین دلیل، انتخاب امنی برای اکثر موقعیت‌هاست.

چه زمانی مناسب است:

  • در مکالمات روزمره و غیررسمی (با شکل «تموم شدن» نیز).
  • در متون نوشتاری عمومی و گزارش‌ها.
  • برای اعلام اتمام یک رویداد، کار، زمان یا منبع.
  • در موقعیت‌هایی که فاعل عمل اتمام، خودِ شیء یا رویداد است و نه یک عامل انسانی.

چه زمانی باید اجتناب کرد:

  • زمانی که قصد دارید بر فاعل انسانی که عملی را به پایان رسانده تأکید کنید. در این صورت باید از «تمام کردن» استفاده شود. (مثال: «من کارم را تمام کردم» به جای «کارم تمام شد» اگر منظور تأکید بر عمل شماست).
  • در متون بسیار رسمی و ادبی که ممکن است مترادف‌هایی مانند «به پایان رسیدن» یا «خاتمه یافتن» ترجیح داده شوند تا لحن رسمی‌تری ایجاد شود. با این حال، استفاده از «تمام شدن» در این موارد نیز اشتباه نیست، فقط ممکن است انتخاب اول نباشد.

هم‌نشینی‌ها در بافت: جفت‌های کلمات رایج توضیح داده شده

  • وقت تمام شدن: «وقت کلاس تمام شد.» (The class time ended.) – بسیار رایج برای اشاره به اتمام زمان.
  • پول تمام شدن: «پولم تمام شد و نتوانستم خرید کنم.» (My money ran out and I couldn't buy anything.) – رایج برای اتمام منابع مالی.
  • غذا/آب/بنزین تمام شدن: «غذایمان تمام شد.» (Our food ran out.) «آب تمام شد.» (The water ran out.) «بنزین ماشین تمام شد.» (The car's gas ran out.) – برای اتمام مواد مصرفی.
  • کار/درس/پروژه تمام شدن: «کارم تمام شد.» (My work finished.) «درس‌هایم تمام شد.» (My lessons finished.) «پروژه بالاخره تمام شد.» (The project finally finished.) – برای اتمام وظایف و فعالیت‌ها.
  • فیلم/سریال/کتاب تمام شدن: «فیلم ساعت ۱۰ تمام می‌شود.» (The movie finishes at 10.) «سریال هنوز تمام نشده است.» (The series hasn't finished yet.) – برای اتمام آثار رسانه‌ای.
  • باتری/شارژ تمام شدن: «شارژ گوشیم تمام شد.» (My phone's battery ran out.) – برای اتمام انرژی دستگاه‌های الکترونیکی.
  • عمر تمام شدن: «عمر او به پایان رسید/تمام شد.» (His life ended.) – کاربرد ادبی و عمیق‌تر برای پایان زندگی.
  • ماجرا/داستان تمام شدن: «ماجرا به خوبی تمام شد.» (The story ended well.) – برای اتمام روایت‌ها و اتفاقات.

사용 참고사항

The verb 'تمام شدن' is remarkably versatile and maintains a neutral register, making it suitable for almost any context, from casual conversations to formal reports. It's universally understood across all Persian-speaking regions and is equally common in both written and spoken forms. On social media, its colloquial variant 'تموم شدن' is frequently used, for example, 'استوری تموم شد' (the story ended). However, it's crucial not to use 'تمام شدن' when you intend to specify an agent who completed the action; in such cases, 'تمام کردن' (transitive) is the correct choice. For instance, you wouldn't say 'من کتابم تمام شد' if you mean 'I finished my book,' but rather 'من کتابم را تمام کردم.'

자주 하는 실수

A primary mistake is confusing 'تمام شدن' with 'تمام کردن'. Learners often incorrectly use 'تمام شدن' transitively, for example, saying 'من کارم را تمام شد' instead of the correct 'من کارم را تمام کردم'. Another common error is misapplying the tense; ensure you use the correct past forms like 'تمام شد' (finished) or 'تمام شده است' (has finished). Beginners might also try to use it with a direct object marker ('را'), which is incorrect for an intransitive verb. Avoid using 'تمام شدن' directly for people in the sense of 'finishing a task' (e.g., 'او تمام شد' for 'he finished his work' is wrong; it would imply he died).

암기 팁

To remember 'تمام شدن' means 'to finish by itself,' think of the 'شدن' part as 'self-done' or 'it became finished.' Imagine a task or a resource saying, 'I'm done by myself!' or 'I'm gone!' This emphasizes its intransitive nature, where the subject is the one reaching completion, not an external actor completing it.

어원

The word 'تمام' (tamām) is derived from Arabic, meaning 'completion,' 'entirety,' or 'the end.' It entered Persian as a loanword and is widely used. The verb 'شدن' (shodan) is a native Persian verb meaning 'to become,' 'to happen,' or 'to turn into.' Thus, 'تمام شدن' literally translates to 'to become complete' or 'to become ended,' perfectly encapsulating its intransitive meaning of something reaching its own conclusion or depletion.

문화적 맥락

The concept of 'تمام شدن' is deeply embedded in daily Persian life, reflecting a pragmatic approach to tasks, resources, and time. It's often used to express relief upon the completion of a difficult task ('کارم تمام شد، راحت شدم') or concern over the depletion of resources ('آبمان تمام شد'). On social media, 'تموم شدن' (its colloquial form) is frequently used to mark the end of ephemeral content like stories or live broadcasts, reflecting modern usage. It subtly conveys the finality and sometimes the exhaustion associated with a process, resonating with a culture that values completion and resource management.

예시

1

کتابی که می‌خواندم بالاخره دیشب تمام شد.

everyday

The book I was reading finally finished last night.

2

پروژه ساختمانی در موعد مقرر و با موفقیت تمام شد.

formal

The construction project finished successfully on schedule.

3

وای، شارژ گوشیم تموم شد! باید بزنم به شارژ.

informal

Oh no, my phone's battery ran out! I need to charge it.

4

تحقیقات در این زمینه هنوز تمام نشده است و نیاز به بررسی‌های بیشتری دارد.

academic

Research in this field has not finished yet and requires further investigation.

5

مذاکرات تجاری بین دو شرکت با توافق نهایی تمام شد.

business

The business negotiations between the two companies concluded with a final agreement.

6

شب‌های انتظار طولانی بالاخره تمام شد و صبح روشن از راه رسید.

literary

The long nights of waiting finally ended, and bright morning arrived.

7

وقت امتحان تمام شد، لطفاً برگه‌هایتان را تحویل دهید.

everyday

The exam time is over, please hand in your papers.

8

موجودی این کالا در انبار تمام شده و فعلاً قابل سفارش نیست.

business

The stock of this item in the warehouse has run out and is currently not available for order.

어휘 가족

명사
تمامیت
동사
تمام کردن
부사
تماماً
형용사
تمام
관련
اتمام

문법 패턴

فاعل (غیر جاندار) + تمام شدن: (مثال: کارم تمام شد.) فاعل + تمام شدن + زمان (گذشته، حال، آینده): (مثال: فیلم ساعت ۱۰ تمام می‌شود.) اسم + تمام شدن (برای اتمام منابع): (مثال: پولم تمام شد.) جمله شرطی با «قبل از اینکه... تمام شود»: (مثال: قبل از اینکه وقت تمام شود، سؤالات را پاسخ بده.) جمله شرطی با «بعد از اینکه... تمام شد»: (مثال: بعد از اینکه شام تمام شد، به خانه رفتیم.) صفت + تمام شدن (برای توصیف کیفیت پایان): (مثال: ماجرا به خوبی تمام شد.)

Intransitive Action Focus

Always remember 'تمام شدن' is intransitive; the subject itself finishes or runs out. Think of it as 'X became finished' rather than 'someone finished X'. This distinction is crucial for correct usage and avoiding common errors.

Avoid Transitive Confusion

Do not confuse 'تمام شدن' with its transitive counterpart 'تمام کردن' (to finish something). Using 'تمام شدن' when you mean 'تمام کردن' will sound incorrect and unnatural. For example, 'من کارم تمام شد' is wrong if you mean 'I finished my work'; it should be 'من کارم را تمام کردم'.

Reflects Natural Conclusions

This verb often reflects a natural conclusion or depletion in Persian culture, whether it's a task, a resource, or a period of time. It emphasizes the inherent end of something, rather than an active termination by an agent. It's a very common way to express finality.

Metaphorical and Emotional Use

Beyond literal endings, 'تمام شدن' can be used metaphorically to express emotional states or the end of abstract concepts. For instance, 'امیدم تمام شد' (My hope ran out) or 'صبرم تمام شد' (My patience ran out) convey strong emotional depletion. This adds depth to your expression.

셀프 테스트

fill blank

جای خالی را با شکل صحیح فعل «تمام شدن» پر کنید.

کتابی که می‌خواندم، بالاخره هفته پیش _______.

정답! 아쉬워요. 정답:

کتاب خودش به پایان رسید، پس فعل لازم «تمام شد» صحیح است. گزینه «تمام کرد» متعدی است و فاعل انسانی می‌خواهد.

multiple choice

کدام گزینه بهترین ترجمه برای جمله «The meeting ended at 3 PM.» است؟

The meeting ended at 3 PM.

정답! 아쉬워요. 정답:

فعل «تمام شدن» برای اشاره به پایان یافتن خودبه‌خودی یک رویداد مانند جلسه مناسب است. گزینه‌های دیگر یا متعدی هستند یا زمان فعل اشتباه است.

sentence building

با استفاده از فعل «تمام شدن» جمله‌ای بسازید که نشان‌دهنده اتمام موجودی یک کالا باشد.

با استفاده از «تمام شدن» جمله‌ای بسازید که نشان‌دهنده اتمام موجودی یک کالا باشد.

정답! 아쉬워요. 정답:

این جمله به خوبی نشان می‌دهد که موجودی شیر در یخچال به پایان رسیده است. «شیر» فاعل است و خودش تمام شده است.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید. (اشتباه در کاربرد فعل)

من کارم را تمام شد.

정답! 아쉬워요. 정답:

«تمام شدن» فعل لازم است و نمی‌تواند مفعول 'را' بگیرد. اگر منظور اتمام کار است، 'کارم تمام شد' صحیح است. اگر منظور این است که 'من' کار را به اتمام رسانده‌ام، باید از 'تمام کردن' استفاده کرد: 'من کارم را تمام کردم'.

점수: /4

시각 학습 자료

Word Family

تمام شدن

Nouns

  • تمامیت (completeness)
  • پایان (end)
  • اتمام (completion)

Verbs

  • تمام کردن (to finish something)

Adjectives

  • تمام (complete)
  • تمام‌عیار (perfect)

Usage Contexts

Academic

  • تحقیقات تمام شد.

Daily Life

  • کارم تمام شد.
  • پولم تمام شد.
  • فیلم تمام شد.

Business

  • پروژه تمام شد.
  • مذاکرات تمام شد.

자주 묻는 질문

10 질문

«تمام شدن» یک فعل لازم (intransitive) است، یعنی فاعل خودش به پایان می‌رسد یا مصرف می‌شود. مثال: «کارم تمام شد.» در حالی که «تمام کردن» یک فعل متعدی (transitive) است و نیاز به مفعول دارد؛ یعنی فاعل (معمولاً یک شخص) چیزی را به پایان می‌رساند. مثال: «من کارم را تمام کردم.» این مهم‌ترین تفاوت است.

به صورت مستقیم خیر، نمی‌توان گفت «او تمام شد» به معنای اتمام کارش. اما می‌توان به صورت استعاری یا برای پایان زندگی یک فرد استفاده کرد، مثلاً «عمرش تمام شد». برای اتمام کار یک فرد، باید از «کارش تمام شد» یا «او کارش را تمام کرد» استفاده کرد.

«تمام شدن» یک فعل با لحن خنثی است و هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی قابل استفاده است. شکل «تموم شدن» بیشتر در مکالمات غیررسمی و روزمره رایج است، اما معنای یکسانی دارد.

در زمان گذشته ساده، «تمام شد» (مثال: «فیلم تمام شد.»). در گذشته نقلی، «تمام شده است» (مثال: «هنوز تمام نشده است.»). در گذشته بعید، «تمام شده بود» (مثال: «وقتی رسیدم، کار تمام شده بود.»).

خیر، بار معنایی آن خنثی است و بسته به بافت می‌تواند مثبت یا منفی باشد. مثلاً «امتحان بالاخره تمام شد» می‌تواند حس رهایی و مثبت داشته باشد، اما «شارژ گوشیم تمام شد» معمولاً حس منفی یا ناراحتی را منتقل می‌کند.

بله، بسیار رایج است. مثلاً «غذایمان تمام شد» به معنای اینکه غذا خورده شده و دیگر نیست. یا «آب در بطری تمام شد» به معنای خالی شدن بطری از آب.

خیر، «تمام شدن» در تمامی مناطق فارسی‌زبان ایران و حتی در زبان فارسی افغانستان و تاجیکستان به همین معنا و با همین ساختار به کار می‌رود و تفاوت منطقه‌ای عمده‌ای ندارد. این فعل در همه جا کاملاً مفهوم است.

تلفظ آن /tæmɒm ʃodæn/ است. در گفتار روزمره، اغلب به صورت /tæmɒm ʃodæn/ یا حتی /tæmum ʃodæn/ (تموم شدن) شنیده می‌شود که هر دو صحیح هستند.

بله، می‌توان به صورت استعاری یا برای بیان اتمام یک مفهوم انتزاعی استفاده کرد. مثلاً «امیدم تمام شد» به معنای ناامید شدن کامل. یا «صبرم تمام شد» به معنای لبریز شدن صبر.

هر دو فعل لازم هستند و معنای مشابهی دارند. با این حال، «به پایان رسیدن» کمی رسمی‌تر و ادبی‌تر از «تمام شدن» است. «تمام شدن» رایج‌تر و در مکالمات روزمره بیشتر به کار می‌رود، در حالی که «به پایان رسیدن» ممکن است در متون رسمی یا سخنرانی‌ها ترجیح داده شود.

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!