A1 noun 비격식체 #6,000 가장 일반적인 1분 분량

زیپ

zip IPA: /ziːp/

Zipper (زیپ) is a common fastener for clothes and bags, used by sliding a mechanism to interlock or separate teeth.

30초 단어

  • A fastener for clothes and bags.
  • Works by interlocking teeth.
  • Commonly used in daily life.
  • Can get stuck or break.

Overview

کلمه «زیپ» که ریشه‌ای آلمانی دارد (Zippverschluss)، امروزه در زبان فارسی به طور گسترده‌ای برای اشاره به همان مفهوم در زبان مبدأ به کار می‌رود. این کلمه در واقع نامی عام و رایج برای نوعی بست فلزی یا پلاستیکی است که در دو طرف لباس، کیف، یا هر وسیله پارچه‌ای دیگر نصب می‌شود و با بالا و پایین بردن یک قطعه کشنده (که به آن «سُرّ» یا «کش» هم می‌گویند)، دندانه‌های دو طرف به هم قفل شده یا از هم جدا می‌شوند.

**کاربرد و مفهوم:**

مفهوم اصلی زیپ، ایجاد یک اتصال موقت و قابل باز و بسته شدن است. این اتصال می‌تواند برای بستن یک لباس (مانند کاپشن، شلوار)، بستن دهانه یک کیف یا کوله‌پشتی، یا حتی در موارد صنعتی‌تر برای اتصال بخش‌های مختلف یک سازه موقت به کار رود. در زبان فارسی، «زیپ» به خودِ مکانیزم بستن اشاره دارد، نه لزوماً به صدای خاصی که هنگام بسته شدن ایجاد می‌کند (اگرچه ریشه آلمانی آن به صدا اشاره دارد).

**نکات ظریف و بار معنایی:**

زیپ در فرهنگ فارسی معمولاً با مفاهیم کاربردی و روزمره همراه است. کمتر پیش می‌آید که در ادبیات کلاسیک یا اشعار کهن فارسی با این واژه برخورد کنیم، چون اختراع نسبتاً جدیدی محسوب می‌شود. با این حال، در ادبیات معاصر و متون داستانی، به خصوص در توصیف جزئیات زندگی مدرن، به وفور یافت می‌شود. بار معنایی آن عمدتاً خنثی است و به کارکرد اصلی خود یعنی «بستن» و «باز کردن» اشاره دارد. گاهی اوقات، خرابی یا گیر کردن زیپ می‌تواند نمادی از یک مشکل یا مانع در زندگی باشد، اما این کاربرد بیشتر در حد استعاره‌های غیرمستقیم است.

**الگوهای کاربرد:**

  • رسمی در برابر غیررسمی: «زیپ» یک واژه کاملاً روزمره و غیررسمی است. در مکالمات عادی و محاوره‌ای به راحتی استفاده می‌شود. در نوشتار رسمی (مانند مقالات علمی یا گزارش‌های اداری) معمولاً از واژگان دقیق‌تری مانند «بست زیپی» یا «قفل کشویی» استفاده می‌شود، اما در متون غیررسمی مانند وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی، یا نامه‌های دوستانه، «زیپ» کاملاً رایج است.
  • نوشتاری در برابر گفتاری: همانطور که گفته شد، در گفتار بسیار رایج است. در نوشتار نیز بسته به سطح رسمیت متن، کاربرد دارد. برای مثال، در دستورالعمل‌های مربوط به تعمیر لباس یا کیف، یا در توضیحات محصولات، به کار می‌رود.
  • تنوع منطقه‌ای: در ایران، استفاده از واژه «زیپ» تقریباً در تمام مناطق یکسان است و تفاوت چشمگیری در گویش‌های مختلف دیده نمی‌شود. این واژه به خوبی در زبان فارسی جا افتاده است.

**زمینه‌های رایج:**

  • زندگی روزمره: رایج‌ترین زمینه استفاده از زیپ، در لباس‌ها (کاپشن، شلوار جین، مانتو) و لوازم شخصی (کیف دستی، کوله‌پشتی، چمدان) است. «زیپ لباسم گیر کرده»، «زیپ کیفم رو ببند» جملات بسیار معمول هستند.
  • مد و پوشاک: در صنعت مد، زیپ‌ها نه تنها یک جزء کاربردی، بلکه گاهی یک عنصر تزئینی نیز محسوب می‌شوند. طراحی‌های مدرن لباس اغلب از زیپ‌های رنگی یا با طرح‌های خاص استفاده می‌کنند.
  • رسانه و ادبیات: در فیلم‌ها، سریال‌ها و داستان‌های معاصر، زیپ به عنوان جزئی از توصیف صحنه یا شخصیت به کار می‌رود. مثلاً «او زیپ کاپشنش را تا بالا کشید» یا «صدای باز شدن زیپ چمدان آمد».
  • کاربرد فنی: در برخی صنایع، از زیپ‌های خاص با استحکام بالا استفاده می‌شود، مانند زیپ‌های ضد آب برای تجهیزات کوهنوردی یا لباس‌های غواصی.

**مقایسه با کلمات مشابه:**

در زبان فارسی، کلمه «زیپ» معمولاً با هیچ واژه دیگری به طور مستقیم جایگزین نمی‌شود، مگر اینکه بخواهیم به اجزای آن اشاره کنیم. مثلاً «دکمه» (button) یک نوع بست متفاوت است. «چسب» (velcro) نیز مکانیزم کاملاً متفاوتی دارد. در واقع، «زیپ» یک واژه تخصصی برای این نوع بست خاص است و مترادف مستقیمی ندارد که بتواند دقیقاً همان مفهوم را برساند، مگر اینکه از عبارات توصیفی استفاده کنیم.

**لحن و سطح زبان:**

«زیپ» زبانی خنثی و روزمره دارد. استفاده از آن در هر موقعیتی، به جز موارد بسیار رسمی که نیاز به دقت واژگانی بالایی است، مناسب است. این کلمه بار معنایی منفی یا مثبتی ندارد و صرفاً به یک شیء یا مکانیزم اشاره می‌کند.

**ترکیبات رایج (Collocations):**

  • بستن زیپ: عمل کامل کردن قفل شدن دندانه‌ها.
  • باز کردن زیپ: عمل جدا کردن دندانه‌ها.
  • زیپ خراب شدن: از کار افتادن مکانیزم زیپ.
  • زیپ گیر کردن: گیر کردن کشنده بین دندانه‌ها یا پارچه.
  • کشیدن زیپ: حرکت دادن سُرّ برای باز یا بسته کردن.
  • زیپ لباس/کیف/شلوار: مشخص کردن نوع وسیله‌ای که زیپ به آن تعلق دارد.

در نهایت، «زیپ» کلمه‌ای است که به خوبی در ساختار زبان فارسی ادغام شده و به دلیل کاربرد فراوانش در زندگی روزمره، برای زبان‌آموزان سطح A1 بسیار ضروری و مفید است.

예시

1

لطفاً زیپ کاپشن مرا ببند، هوا سرد است.

everyday

Please zip up my jacket, it's cold.

2

زیپ کیف پولم خراب شده و دیگر بسته نمی‌شود.

daily life

The zipper on my wallet is broken and won't close anymore.

3

در طراحی این مانتو از زیپ‌های فلزی بزرگ استفاده شده است.

fashion

Large metal zippers have been used in the design of this coat.

4

برای اطمینان از بسته بودن چمدان، زیپ آن را قفل کرد.

daily life

To ensure the suitcase was closed, he locked its zipper.

5

کودک نتوانست زیپ کفش‌هایش را به تنهایی باز کند.

everyday

The child couldn't open the zipper on his shoes by himself.

6

مکانیزم زیپ این کیسه ضد آب، بسیار محکم است.

technical

The zipper mechanism of this waterproof bag is very robust.

7

زیپ شلوار جینم گیر کرده بود و مجبور شدم با زور آن را بالا بکشم.

informal

My jeans zipper was stuck, and I had to force it up.

8

در متن دستورالعمل، مراحل باز و بسته کردن زیپ توضیح داده شده بود.

instructional

The instruction manual explained the steps for opening and closing the zipper.

자주 쓰는 조합

زیپ بستن To close a zipper
زیپ باز کردن To open a zipper
زیپ خراب شدن Zipper breaking / getting damaged
زیپ گیر کردن Zipper getting stuck
کشیدن زیپ To pull the zipper (slider)
زیپ لباس Zipper of clothing
زیپ کیف Zipper of a bag
زیپ شلوار Zipper of trousers/pants

자주 쓰는 구문

زیپش رو بکش بالا

Pull its zipper up

زیپش گیر کرده

Its zipper is stuck

زیپ لباستو ببند

Close the zipper on your clothes

زیپش خراب شده

Its zipper is broken

자주 혼동되는 단어

زیپ vs دکمه (dokmeh)

'زیپ' is a sliding fastener with interlocking teeth. 'دکمه' is a button that fastens through a buttonhole. Example: 'I zipped my jacket' (زیپ کاپشنم را بستم) vs. 'I buttoned my shirt' (دکمه پیراهنم را بستم).

زیپ vs چسب (chasb)

'زیپ' is a mechanical fastener. 'چسب' typically refers to Velcro (hook-and-loop fastener) or adhesive tape. Example: 'The bag uses Velcro' (کیف چسب دارد) vs. 'The bag has a zipper' (کیف زیپ دارد).

زیپ vs قفل (ghofl)

'زیپ' is primarily for closing openings. 'قفل' is a security device to lock something, though sometimes zippers have loops for small locks. Example: 'He locked the suitcase's zipper' (او زیپ چمدان را قفل کرد) - here 'زیپ' is the object being locked, not the lock itself.

문법 패턴

Subject + زیپ + Noun (object) + را + بستن/باز کردن/کشیدن (e.g., او زیپ کیف را بست) Noun (object) + ... + زیپ + ... + داشتن/نداشتن (e.g., این شلوار زیپ ندارد) زیپ + Noun (object) + گیر کردن (e.g., زیپ کاپشن گیر کرده است) زیپ + Noun (object) + خراب شدن (e.g., زیپ چمدان خراب شده) زیپ + Noun (object) + را + ... + کردن (e.g., زیپ را به زور بالا کشیدم) Adjective + زیپ + Noun (object) (e.g., زیپ فلزی، زیپ ضد آب)

How to Use It

사용 참고사항

The word 'زیپ' is universally understood and used in Persian for zippers. It's primarily informal but acceptable in most non-academic contexts. Avoid using it in highly formal or literary writing where more descriptive terms might be preferred. Ensure you distinguish it from 'دکمه' (button) and 'چسب' (Velcro).


자주 하는 실수

Learners might mistakenly use 'زیپ' for buttons or other fasteners. Remember that 'زیپ' specifically refers to the sliding mechanism. Also, saying 'I buttoned the zipper' (زیپ را دکمه کردم) is incorrect; you 'close' or 'open' a zipper (زیپ را بستم/باز کردم).

Tips

💡

Mastering 'Zipper'

Practice saying 'بستن زیپ' (to close the zipper) and 'باز کردن زیپ' (to open the zipper). Try using them when you zip up your jacket or bag.

⚠️

Common 'Zipper' Pitfall

Learners sometimes confuse 'زیپ' (zipper) with 'دکمه' (button). Remember, 'زیپ' slides, while 'دکمه' fastens through a hole.

🌍

Modern Necessity

The 'زیپ' is a symbol of modern convenience. Its widespread use in clothing and accessories makes it a vocabulary essential for daily life in Iran.

🎓

Describing Zipper Issues

Use 'زیپ گیر کرده' for a stuck zipper and 'زیپ خراب شده' for a broken one. This shows a nuanced understanding beyond basic usage.

어원

The word 'زیپ' is a loanword from German 'Zippverschluss', which literally means 'zip fastener'. The German term itself is likely onomatopoeic, imitating the sound of the zipper in action.

문화적 맥락

The zipper is a ubiquitous part of modern clothing and accessories globally, including in Iran. Its presence signifies practicality and modern manufacturing. While not deeply embedded in traditional culture or folklore, it's an essential element in describing contemporary life, fashion, and everyday objects.

암기 팁

Imagine a 'zip' sound when pulling the slider! 'Zip' your jacket up quickly, 'zip' it down fast. The sound helps remember the action and the word 'زیپ'.

자주 묻는 질문

8 질문

می‌توانید بگویید: «زیپ لباسم خراب شده» یا «زیپ لباسم کار نمی‌کند». اگر منظورتان این است که گیر کرده، بگویید: «زیپ لباسم گیر کرده».

خیر، «زیپ» کاربردهای متنوعی دارد. علاوه بر لباس، در کیف، کوله‌پشتی، چمدان، و حتی برخی وسایل فنی مانند کیس‌های محافظ نیز استفاده می‌شود.

«زیپ» یک مکانیزم کشویی برای اتصال دو لبه پارچه است که با دندانه‌هایی کار می‌کند. «دکمه» قطعه‌ای جداگانه است که از سوراخی در پارچه عبور داده می‌شود تا دو لبه را به هم وصل کند.

منظور از «کشیدن زیپ»، حرکت دادن قسمت سُرّ (کشنده) به سمت بالا برای بستن یا به سمت پایین برای باز کردن است. معمولاً یک دست پارچه را نگه می‌دارد و با دست دیگر سُرّ را حرکت می‌دهید.

خیر، در زبان فارسی معاصر، «زیپ» فقط به همان بست فلزی یا پلاستیکی که توضیح داده شد، اطلاق می‌شود و معنی دیگری ندارد.

برای این موارد خاص، ممکن است از عبارت «زیپ ضد آب» استفاده شود، اما خود کلمه «زیپ» همچنان کاربرد دارد. مثلاً «زیپ ضد آب کاپشن کوهنوردی‌ام را بستم».

می‌توانید بگویید: «زیپ لباسم باز مانده» یا «زیپ لباسم را نبسته‌ام». اگر منظورتان این است که زیپ به طور کامل بسته نمی‌شود، بگویید: «زیپ لباسم کامل بسته نمی‌شود».

خیر، «زیپ» یک وام‌واژه از زبان آلمانی است (Zippverschluss) که به دلیل کاربرد زیاد، به بخشی از زبان فارسی تبدیل شده است.

셀프 테스트

fill blank

لطفاً ___ این کیف را ببندید.

정답! 아쉬워요. 정답: زیپ

The sentence asks to close the bag, and 'زیپ' is the correct fastener for most bags.

multiple choice

صدای باز شدن ___ کیف چمدان آمد.

정답! 아쉬워요. 정답: زیپ

The context of a suitcase and the sound described points to a zipper being opened.

sentence building

گیر / زیپ / لباس / کرده / است

정답! 아쉬워요. 정답: زیپ لباس گیر کرده است

This is the standard word order for describing a stuck zipper: Subject (زیپ لباس) + Verb phrase (گیر کرده است).

error correction

من زیپ شلوارم را دکمه کردم.

정답! 아쉬워요. 정답: من زیپ شلوارم را بستم.

You 'close' (بستن) a zipper, you don't 'button' (دکمه کردن) it. 'دکمه کردن' applies to buttons.

점수: /4

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!