A2 verb Neutral #5,000 most common 1 min read

خشکاندن

/xoʃkɒːndæn/

Khoshkāndan means to make something dry by removing its moisture.

Word in 30 Seconds

  • To remove moisture and make something dry.
  • Used for objects, surfaces, and living things.
  • Common in daily life, agriculture, and medicine.

Overview

فعل «خشکاندن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به عمل از بین بردن رطوبت و تبدیل کردن چیزی از حالت خیس به خشک اشاره دارد. این فعل در سطوح مختلف زبانی، از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی‌تر، کاربرد دارد. معنی اصلی آن «خشک کردن» است و اغلب به صورت متعدی به کار می‌رود، یعنی فاعل عملی را بر روی مفعول انجام می‌دهد.

«خشکاندن» معمولاً با مفعول‌های مختلفی به کار می‌رود. می‌توان اشیاء، سطوح، یا حتی موجودات زنده را خشکاند. برای مثال، «خورشید لباس‌ها را خشکاند»، «باد موهایم را خشکاند»، یا «دکتر زخم را با الکل خشکاند». همچنین می‌تواند به صورت لازم هم به کار رود، هرچند کمتر رایج است، مانند «زمین پس از باران خشکاند». در این حالت، فاعل خود به خود خشک می‌شود.

این فعل در موقعیت‌های روزمره فراوانی به کار می‌رود. از خشک کردن دست‌ها و صورت گرفته تا خشک کردن ظروف پس از شستشو، یا خشک کردن سبزیجات و میوه‌ها برای نگهداری. در کشاورزی، خشکاندن محصولات یا علوفه برای انبار کردن نیز کاربرد دارد. در پزشکی، خشکاندن زخم قبل از پانسمان کردن اهمیت دارد. همچنین در مورد آب و هوا، «خشکاندن» می‌تواند به معنی از بین بردن رطوبت هوا باشد، مانند «گرمای تابستان همه جا را خشکاند».

کلمه «خشک کردن» مترادف اصلی «خشکاندن» است و در بیشتر موارد به جای هم استفاده می‌شوند. با این حال، «خشکاندن» گاهی حس شدت یا کامل بودن عمل خشک شدن را بیشتر منتقل می‌کند. کلمه «خشک شدن» (به صورت لازم) به حالتی اشاره دارد که چیزی خود به خود یا در اثر عوامل طبیعی خشک می‌شود، بدون اینکه فاعلی مستقیماً آن را خشک کند. مثلاً «لباس‌ها در آفتاب خشک شدند» در مقابل «من لباس‌ها را خشک کردم». «خشکاندن» اغلب نتیجه‌ی یک عمل ارادی است، در حالی که «خشک شدن» می‌تواند نتیجه‌ی یک فرآیند طبیعی باشد.

Examples

1

خورشید لباس‌ها را روی بند خشکاند.

everyday

The sun dried the clothes on the line.

2

پس از شستشو، ظروف را کاملاً خشکاند.

formal

After washing, he dried the dishes thoroughly.

3

عجله داشتم، زود موهامو خشکوندم.

informal

I was in a hurry, so I dried my hair quickly.

4

هدف اصلی، خشکاندن سبزیجات برای نگهداری طولانی مدت بود.

academic

The main goal was to dry the vegetables for long-term storage.

Common Collocations

زمین را خشکاندن To dry the ground
لباس را خشکاندن To dry clothes
زخم را خشکاندن To dry a wound

Common Phrases

لباس خشکاندن

To dry clothes

زمین خشکاندن

To dry the ground

دست‌ها را خشکاندن

To dry one's hands

Often Confused With

خشکاندن vs خشک شدن

'Khoshk shodan' (to become dry) is intransitive, meaning the subject undergoes the process of drying itself, often passively. 'Khoshkāndan' is transitive, implying an agent actively causes something to become dry.

خشکاندن vs خشک کردن

'Khoshk kardan' is a very close synonym and often used interchangeably with 'khoshkāndan'. 'Khoshkāndan' might sometimes imply a more complete or intense drying process.

Grammar Patterns

فاعل + مفعول + را + خشکاندن (مثال: من لباس را خشکاند) فاعل + خشکاندن (کمتر رایج، به معنی خشک شدن) مفعول + از + ... + خشکاندن (مثال: زخم را از آب خشکاند)

How to Use It

Usage Notes

The verb 'khoshkāndan' is commonly used in everyday contexts. It is generally neutral in terms of formality but can appear in more formal settings when discussing processes like food preservation or medical care. Ensure the subject and object align with the meaning of removing moisture.


Common Mistakes

Learners might confuse the transitive 'khoshkāndan' (to dry something) with the intransitive 'khoshk shodan' (to become dry). Ensure you are using it when an agent is actively performing the action of drying.

Tips

💡

Focus on removing moisture.

Remember that 'khoshkāndan' is all about making something not wet anymore.

⚠️

Distinguish from 'drying out'.

While similar, 'khoshk shodan' (to become dry) implies a more passive process than 'khoshkāndan'.

🌍

Importance of drying.

In many cultures, including Persian, proper drying of food, clothes, and wounds is crucial for health and preservation.

Word Origin

The word 'khoshkāndan' is derived from the adjective 'khoshk' (dry) combined with the causative suffix '-āndan'. This suffix indicates the act of causing something to be in a certain state, hence 'to cause to be dry'.

Cultural Context

In Persian culture, drying food items like fruits and herbs has been a traditional method of preservation for centuries. Similarly, drying clothes in the sun is a common practice, reflecting a connection to natural elements.

Memory Tip

Think of 'khoshkāndan' as an active 'drying-out' action. Imagine a plant 'khoshkāndan' (drying out) due to lack of water.

Frequently Asked Questions

4 questions

این دو فعل تقریباً مترادف هستند و در بسیاری از موارد به جای هم به کار می‌روند. «خشکاندن» گاهی ممکن است بر کامل‌تر بودن عمل خشک شدن تأکید بیشتری داشته باشد.

معمولاً بله. یعنی نیاز به مفعول دارد (چیزی که خشک می‌شود). اما در موارد نادر و کمتر رایج، می‌تواند به صورت لازم هم به کار رود، که در این حالت به معنی خشک شدن خود به خودی است.

می‌توان گفت: «تابستان طولانی، رودخانه را خشکاند.» یا «باد شدید، برگ‌های درختان را خشکاند.»

در پزشکی، برای خشک کردن زخم قبل از اعمال دارو یا پانسمان استفاده می‌شود تا از رشد باکتری‌ها جلوگیری شود و روند بهبودی تسریع یابد.

Test Yourself

fill blank

لطفاً حوله را روی بند رخت ___ تا خشک شود.

Correct! Not quite. Correct answer: خشک کنید

جمله به زمان حال و به صورت امری است، بنابراین «خشک کنید» فعل مناسب است.

multiple choice

آفتاب شدید، زمین‌های کشاورزی را خشکاند.

Correct! Not quite. Correct answer: خشک کرد

«خشک کرد» نزدیک‌ترین مترادف به «خشکاند» در این جمله است و معنی از بین بردن رطوبت را می‌رساند.

sentence building

باد / لباس‌ها / را / خشکاند / سریع

Correct! Not quite. Correct answer: باد سریع لباس‌ها را خشکاند.

این ترتیب کلمات، جمله‌ای صحیح و با معنی درباره خشک شدن لباس‌ها توسط باد ایجاد می‌کند.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!