B2 verb Neutral 1 min read

رنج بردن

ranj bordan /rænj: boɾˈdæn/

To suffer or endure pain, distress, or hardship, often from a specific cause or in a particular situation.

Word in 30 Seconds

  • To experience pain, hardship, or distress.
  • Involves enduring difficult physical or emotional states.
  • Commonly used with causes or situations.

**Overview**

فعل «رنج بردن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای تحمل کردن درد، سختی، مشقت، غم و اندوه است. این فعل به تجربه‌ی یک حالت ناخوشایند و دشوار، چه جسمی و چه روحی، اشاره دارد. رنج بردن می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی رخ دهد، از بیماری و فقر گرفته تا شکست‌های عاطفی و روحی.

**Usage Patterns**

این فعل معمولاً به صورت «رنج بردن از + علت» یا «رنج بردن در + موقعیت» به کار می‌رود. همچنین می‌توان به صورت «رنج بردن کسی» نیز استفاده کرد.

**Common Contexts**

این فعل در زمینه‌های مختلفی مانند بیماری، فقر، مشکلات خانوادگی، شکست‌های شغلی یا تحصیلی، و همچنین در بیان احساسات منفی مانند غم، اندوه، ناامیدی و اضطراب کاربرد دارد. در ادبیات فارسی، «رنج بردن» برای توصیف سختی‌های شخصیت‌ها و بیان عمق احساسات آن‌ها بسیار رایج است.

**Similar Words Comparison**:

  • درد کشیدن: بیشتر بر درد جسمی تمرکز دارد، اما می‌تواند به درد روحی نیز اشاره کند.
  • اذیت شدن: به معنی ناراحت شدن یا آزار دیدن است و شدت آن معمولاً کمتر از «رنج بردن» است.
  • مصیبت کشیدن: به معنای تحمل سختی‌ها و بلاهای بزرگ و ناگوار است و معمولاً برای رویدادهای بسیار شدیدتر به کار می‌رود.
  • دچار رنج شدن: عبارتی مشابه «رنج بردن» است و به معنی مبتلا شدن به رنج و سختی است.

Examples

1

کودکان کار از شرایط سخت زندگی رنج می‌برند.

everyday

Child laborers suffer from harsh living conditions.

2

این رمان به شرح رنج‌های یک مهاجر در غربت می‌پردازد.

academic

This novel describes the sufferings of an immigrant in a foreign land.

3

از وقتی تصادف کرده، همش از کمردرد رنج می‌بره.

informal

Ever since the accident, he's been suffering from back pain.

4

بسیاری از بیماران مبتلا به این بیماری نادر، رنج شدیدی را تحمل می‌کنند.

formal

Many patients with this rare disease endure severe suffering.

Common Collocations

رنج بردن از بیماری To suffer from illness
رنج بردن در سکوت To suffer in silence
رنج بردن از فقر To suffer from poverty

Common Phrases

رنج و مشقت

Hardship and suffering

رنج‌های بشری

Human sufferings

از رنج دیگران شاد شدن

To be happy about others' suffering

Often Confused With

رنج بردن vs درد کشیدن

'درد کشیدن' focuses more on the sensation of pain, especially physical pain. 'رنج بردن' implies a broader and often prolonged experience of hardship, distress, or suffering, which can include emotional and mental anguish.

رنج بردن vs اذیت شدن

'اذیت شدن' means to be bothered, annoyed, or slightly troubled. It's generally less intense than 'رنج بردن', which signifies enduring significant pain, distress, or hardship.

Grammar Patterns

رنج بردن از + اسم (علت) رنج بردن + قید (چگونگی) فاعل + رنج بردن

How to Use It

Usage Notes

The verb 'رنج بردن' is used to describe experiencing significant pain, hardship, or distress. It can refer to both physical and emotional suffering. The intensity of the suffering is generally considered to be more than mere annoyance or discomfort.


Common Mistakes

Learners might sometimes use 'رنج بردن' for very minor issues where a less intense verb like 'اذیت شدن' (to be bothered) would be more appropriate. Ensure the context justifies the use of 'رنج بردن' to describe significant hardship.

Tips

💡

Connect to Personal Experiences

Think about times you or someone you know has had to endure hardship. Using the word in relation to these memories can help solidify its meaning.

⚠️

Avoid Overuse in Casual Chat

While useful, 'رنج بردن' can sound quite serious. For minor inconveniences, consider lighter terms like 'اذیت شدن' or 'ناراحت شدن'.

🌍

Resilience and Endurance Theme

In Persian culture, stories of enduring hardship ('رنج بردن') and emerging stronger are common themes, often highlighting resilience and inner strength.

Word Origin

The word 'رنج' (ranj) originates from Middle Persian and likely has Indo-Iranian roots related to hardship and toil. 'بردن' (bordan) means 'to carry' or 'to take'. Together, 'رنج بردن' literally suggests 'carrying hardship'.

Cultural Context

The concept of enduring suffering ('رنج') is deeply embedded in Persian literature and culture, often associated with themes of patience, resilience, and spiritual growth through hardship.

Memory Tip

Imagine someone carrying a heavy 'رَخت' (clothes/luggage) up a steep hill, 'بُرْدَن' (carrying) it implies struggle and 'رنج' (suffering).

Frequently Asked Questions

4 questions

خیر، «رنج بردن» هم به درد و سختی جسمی و هم به رنج و مشقت روحی و روانی اشاره دارد. برای مثال، فردی که بیمار است «رنج جسمی» می‌برد و کسی که عزیزی را از دست داده «رنج روحی» می‌برد.

«درد کشیدن» بیشتر بر تجربه مستقیم و حسی درد، به خصوص درد جسمی، تمرکز دارد. در حالی که «رنج بردن» می‌تواند شامل تحمل طولانی‌مدت سختی‌ها، مشقت‌ها و غم‌ها باشد و جنبه‌ی روانی و عمیق‌تری دارد.

بله، «رنج بردن» ذاتاً یک تجربه منفی و ناخوشایند است. این فعل به تحمل شرایط دشوار و دردناک اشاره دارد.

این فعل در متون ادبی، داستانی، روانشناسی، و همچنین در مکالمات روزمره برای بیان تجربیات سخت و دردناک به کار می‌رود. در اخبار و گزارش‌ها نیز برای توصیف وضعیت افراد در شرایط سخت استفاده می‌شود.

Test Yourself

fill blank

او سال‌ها از بیماری مزمن ________.

Correct! Not quite. Correct answer: رنج برد

فعل «رنج بردن» به معنی تحمل سختی و درد است که با مفهوم بیماری مزمن همخوانی دارد.

multiple choice

مردم در دوران جنگ از کمبود امکانات رنج می‌بردند.

Correct! Not quite. Correct answer: آزار می‌دیدند

«آزار دیدن» و «اذیت شدن» مفاهیمی نزدیک به «رنج بردن» در این بافت دارند، به معنی تحمل سختی و مشکلات.

sentence building

از / او / در / سختی / رنج / زندگی / می‌برد / زیاد

Correct! Not quite. Correct answer: او زیاد از سختی زندگی رنج می‌برد.

این ترتیب کلمات یک جمله کامل و با معنا در مورد تحمل سختی زیاد در زندگی ایجاد می‌کند.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!