Russian هاب واژگان

دامنه واژگان Russian را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

2,538

نتیجه

2,538

موضوعات

24

صفحات

71

A0

0

A1

474

A2

450

B1

628

B2

540

C1

446

C2

0

абсолютный

B1

adjective

مطلق، کامل، تام. برای تأکید بر حالتی که هیچ شک و تردیدی در آن وجود ندارد، استفاده می شود. به عنوان مثال، 'حقیقت مطلق'.

абстрактный

B2

adjective

در فکر یا به عنوان یک ایده وجود دارد اما وجود فیزیکی ندارد.

аванс

B2

noun

پیش‌پرداختی که قبل از زمان مقرر انجام می‌شود.

авария

B1

noun

تصادف یا خرابی فنی. برای تصادفات رانندگی یا خرابی در سیستم‌های لوله‌کشی و برق استفاده می‌شود.

август

A2

noun

اوت هشتمین ماه سال است. در روسیه، این آخرین ماه تابستان است.

авиабилет

B1

noun

بلیط هواپیما برای یک پرواز. من یک авиабилет به تهران خریدم.

авиация

B1

noun

هوانوردی به علم و صنعت پرواز با هواپیما گفته می‌شود.

автономия

C1

noun

حق یا شرط خودگردانی. این منطقه دارای خودمختاری است.

автор

B1

noun

نویسنده یا پدیدآورنده (автоر) کسی است که یک اثر ادبی، هنری یا علمی را خلق می‌کند.

авторитарный

C1

adjective

Favoring or enforcing strict obedience to authority

авторитет

B1

noun

اقتدار به معنای احترام و نفوذی است که یک فرد دارد. او یک مرجع در علم است.

авторитетный

C1

adjective

معتبر، دارای اقتدار علمی یا حرفه‌ای.

агентство

B1

noun

An organization providing a particular service.

агрессивный

B1

adjective

Ready or likely to attack or confront.

адаптация

B1

noun

انطباق فرآیند سازگاری با شرایط جدید است. انطباق با فرهنگ جدید زمان‌بر است.

адаптивность

C1

noun

کیفیت قابلیت تغییر یا تغییر یافتن آسان برای انطباق با شرایط یا موقعیت‌های جدید.

адаптивный

C1

adjective

تطبیقی؛ دارای توانایی سازگاری با شرایط جدید.

адаптировать

C1

verb

To make something suitable for a new use

адаптироваться

B2

verb

To adjust to new conditions or environments.

адекватный

B2

adjective

1. این یک راه حل مناسب برای مشکل است. (This is an adequate solution for the problem.) 2. واکنش او کاملاً مناسب بود. (His reaction was quite adequate.)

административный

C1

adjective

مربوط به اداره یک کسب و کار یا سازمان.

администрация

B2

noun

مدیریت یا اداره، بدنه اجرایی یک سازمان یا نهاد دولتی است.

адресат

B2

noun

The person or entity to whom something is addressed

азиатский

B1

adjective

آسیایی. مثال: کشورهای آسیایی در حال توسعه هستند. (Asian countries are developing.)

академический

B1

adjective

مربوط به آموزش و مطالعه. 'سال تحصیلی جدید در سپتامبر شروع می شود.'

аккуратный

B1

adjective

منظم، مرتب، یا دقیق. 'او راننده دقیقی است' (او راننده دقیقی است).

активизация

C1

noun

فرایند فعال‌تر شدن یا تشدید فعالیت‌ها و تلاش‌ها.

активизировать

B2

verb

دولت تصمیم گرفت اصلاحات اقتصادی را فعال کند.

активно

B2

adverb

او <span class='italic'>فعالانه</span> روی پروژه کار می کند.

а

A1

conjunction

حرف ربط برای بیان تضاد یا مقایسه. 'من اینجا هستم، و تو آنجا هستی.'