B2 noun Formal|neutral 1 min de leitura

ناسازگاری

nasazgari /nɑːsɑːzɡɑːˈriː/

Understanding 'ناسازگاری' means grasping a fundamental, often problematic, incompatibility or disharmony that prevents effective coexistence, function, or agreement across various contexts.

Palavra em 30 segundos

  • Fundamental lack of harmony or agreement.
  • Used for deep-seated issues in systems or people.
  • Generally formal to neutral register, analytical tone.
  • Commonly confused with simple disagreement or difference.
  • Highlights significant, often problematic, incompatibilities.

Overview

ناسازگاری (nāsāzgāri) یک اسم مصدر است که از پیشوند نفی «نا-» و کلمه «سازگاری» تشکیل شده است. در ساده‌ترین تعریف، به معنای عدم سازگاری، عدم تطابق، یا ناهماهنگی است. این کلمه به وضعیتی اطلاق می‌شود که دو یا چند چیز، ایده، سیستم، یا حتی افراد، نمی‌توانند در کنار یکدیگر به خوبی کار کنند، همزیستی داشته باشند، یا با هم منطبق شوند. بار معنایی این کلمه غالباً منفی است و به مشکلی یا چالشی اشاره دارد که ناشی از عدم هماهنگی بنیادی است. این عدم هماهنگی می‌تواند در سطوح مختلفی بروز کند؛ از ناسازگاری‌های فنی در یک سیستم کامپیوتری گرفته تا ناسازگاری‌های شخصیتی بین دو فرد یا ناسازگاری‌های فرهنگی بین دو جامعه.

نکته ظریف در معنای «ناسازگاری» این است که صرفاً به معنای «تفاوت» نیست، بلکه به معنای تفاوتی است که مانع از عملکرد صحیح، همکاری، یا هماهنگی می‌شود. به عنوان مثال، دو رنگ متفاوت لزوماً «ناسازگار» نیستند، اما دو قطعه مکانیکی که ابعادشان با هم جور در نمی‌آید، «ناسازگار» محسوب می‌شوند. این کلمه اغلب به یک تضاد یا تعارض عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر اشاره دارد که حل آن ممکن است دشوار باشد. بار عاطفی «ناسازگاری» معمولاً حس ناخوشایندی، مشکل‌ساز بودن، یا حتی شکست را به همراه دارد، زیرا نشان‌دهنده وضعیتی است که در آن انتظارات برآورده نمی‌شوند یا موانعی برای پیشرفت وجود دارد. این واژه می‌تواند حس ناامیدی، سرخوردگی، یا حتی خشم را در شنونده یا خواننده برانگیزد، به خصوص زمانی که به روابط انسانی یا اهداف مشترک مربوط می‌شود. در مجموع، «ناسازگاری» فراتر از یک تفاوت ساده، به یک مانع اساسی و چالش‌برانگیز اشاره می‌کند که نیازمند توجه و اغلب راه‌حل است.

2) الگوهای کاربرد (Usage Patterns)

«ناسازگاری» کلمه‌ای است که بیشتر در بافت‌های رسمی و نوشتاری مورد استفاده قرار می‌گیرد، هرچند در گفتار روزمره و غیررسمی نیز می‌توان آن را شنید، اما با فراوانی کمتر. در متون علمی، پژوهشی، گزارش‌های رسمی، مقالات تحلیلی، و ادبیات، کاربرد گسترده‌ای دارد. این کلمه به دلیل بار معنایی دقیق و رسمی‌اش، برای توصیف مشکلات ساختاری، فنی، اجتماعی، یا فرهنگی که نیاز به تحلیل عمیق دارند، بسیار مناسب است. در محیط‌های آکادمیک، مثلاً در رشته‌هایی مانند جامعه‌شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی، مهندسی، و پزشکی، برای بیان عدم تطابق تئوری‌ها، داده‌ها، اجزا، یا حتی ژن‌ها استفاده می‌شود.

در مکالمات روزمره، افراد ممکن است به جای «ناسازگاری» از کلمات ساده‌تر و کمتر رسمی مانند «اختلاف»، «مشکل»، «جور نبودن»، یا «با هم نساختن» استفاده کنند. با این حال، اگر بخواهند به یک مشکل ریشه‌ای‌تر و عمیق‌تر در روابط یا سیستم‌ها اشاره کنند، ممکن است «ناسازگاری» را به کار ببرند. مثلاً، «این دو نفر به دلیل ناسازگاری‌های شخصیتی نتوانستند با هم زندگی کنند.» استفاده از آن در گفتار، نشان‌دهنده سطح بالاتری از تسلط بر زبان و تمایل به بیان دقیق‌تر و رسمی‌تر است.

از نظر کاربرد منطقه‌ای، «ناسازگاری» در سراسر مناطق فارسی‌زبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) به یک معنا و با کاربرد مشابهی فهمیده می‌شود و تفاوت منطقه‌ای محسوسی در معنا یا فراوانی استفاده از آن وجود ندارد. این کلمه بخشی از واژگان استاندارد فارسی است. در رسانه‌ها، چه نوشتاری و چه تصویری، برای تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی که در آن‌ها عدم هماهنگی یا تضاد وجود دارد، به کرات به کار می‌رود.

3) زمینه‌های رایج (Common Contexts)

کلمه «ناسازگاری» در طیف وسیعی از زمینه‌ها کاربرد دارد و به دلیل ماهیت عمومی‌اش، می‌تواند در هر حوزه‌ای که عدم تطابق یا هماهنگی وجود دارد، استفاده شود.

محیط کار: در محیط‌های کاری، «ناسازگاری» می‌تواند به روابط بین همکاران (ناسازگاری شخصیتی)، عدم تطابق بین مهارت‌های فرد و نیازهای شغلی (ناسازگاری شغلی)، یا مشکلات بین سیستم‌ها و نرم‌افزارها (ناسازگاری سیستمی) اشاره کند. مثلاً: «ناسازگاری نرم‌افزار جدید با سیستم عامل قدیمی، مشکلات زیادی را برای شرکت ایجاد کرده است.»

سفر: در زمینه سفر، ممکن است کمتر رایج باشد، اما می‌تواند به ناسازگاری برنامه‌های سفر، یا حتی ناسازگاری فرد با شرایط آب و هوایی یا فرهنگی مقصد (به معنای عدم تطابق و مشکل در سازگاری) اشاره کند. مثلاً: «مسافر به دلیل ناسازگاری با رژیم غذایی محلی دچار مشکل شد.»

رسانه: در رسانه‌ها، «ناسازگاری» اغلب برای تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی به کار می‌رود. مثلاً: «ناسازگاری سیاست‌های اقتصادی با واقعیت‌های جامعه، منجر به نارضایتی عمومی شده است.» یا «ناسازگاری در اظهارات مقامات، ابهامات را افزایش داد.»

ادبیات: در ادبیات، این کلمه می‌تواند برای توصیف تضادهای درونی شخصیت‌ها، ناسازگاری آن‌ها با محیط یا جامعه، یا حتی ناسازگاری بین عناصر داستانی به کار رود. مثلاً: «ناسازگاری شخصیت اصلی با آرمان‌های جامعه، او را به انزوا کشاند.»

شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی، اگرچه زبان بیشتر غیررسمی است، اما در پست‌ها یا تحلیل‌های جدی‌تر، می‌توان از «ناسازگاری» برای اشاره به تضاد عقاید، عدم تطابق اطلاعات، یا ناهماهنگی در رفتارها استفاده کرد. مثلاً: «کامنت‌ها نشان‌دهنده ناسازگاری عمیق دیدگاه‌ها در مورد این موضوع بود.»

علمی و فنی: در حوزه‌های علمی و فنی، کاربرد «ناسازگاری» بسیار رایج است. از ناسازگاری ژنتیکی در پزشکی گرفته تا ناسازگاری پروتکل‌ها در علوم کامپیوتر یا ناسازگاری مواد در مهندسی. این کلمه به طور دقیق به عدم تطابق عملکردی یا ساختاری اشاره دارد.

4) مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words)

برای درک بهتر «ناسازگاری»، مقایسه آن با کلمات مشابه ضروری است:

اختلاف (ekhtelāf): «اختلاف» به معنای تفاوت یا عدم توافق است. این کلمه می‌تواند بار معنایی خنثی یا منفی داشته باشد. «اختلاف» بیشتر به تفاوت در نظر، عقیده، یا کمیت اشاره دارد، در حالی که «ناسازگاری» به عدم توانایی در کنار هم قرار گرفتن یا عملکرد مشترک اشاره می‌کند. مثلاً، «اختلاف نظر» (difference of opinion) رایج است، اما «ناسازگاری نظر» کمتر استفاده می‌شود. «اختلاف» می‌تواند سطحی‌تر باشد، اما «ناسازگاری» اغلب به یک مشکل ریشه‌ای‌تر و عمیق‌تر در ماهیت یا ساختار اشاره دارد.

تضاد (tazād): «تضاد» به معنای تقابل، تعارض، یا مغایرت است و بار معنایی قوی‌تری از «ناسازگاری» دارد. «تضاد» معمولاً به دو چیز اشاره می‌کند که دقیقاً در مقابل یکدیگر قرار دارند و نمی‌توانند همزمان درست باشند یا وجود داشته باشند. مثلاً «تضاد منافع» یا «تضاد طبقاتی». «ناسازگاری» می‌تواند به معنای عدم هماهنگی باشد، حتی اگر تضاد مستقیمی وجود نداشته باشد. هر تضادی نوعی ناسازگاری است، اما هر ناسازگاری لزوماً یک تضاد کامل نیست.

ناهماهنگی (nāhamāhangi): «ناهماهنگی» بسیار نزدیک به «ناسازگاری» است و گاهی اوقات می‌توانند به جای یکدیگر استفاده شوند. با این حال، «ناهماهنگی» بیشتر به عدم ترتیب، نظم، یا انسجام اشاره دارد که می‌تواند منجر به عملکرد ضعیف شود. «ناسازگاری» اغلب به یک عدم تطابق بنیادی‌تر در ماهیت یا ویژگی‌ها اشاره می‌کند که حتی با تلاش برای هماهنگی نیز ممکن است حل نشود. مثلاً، «ناهماهنگی در اجرای پروژه» (مشکل در هماهنگی بین بخش‌ها) با «ناسازگاری سیستم‌ها» (مشکل بنیادی در تطابق سیستم‌ها) کمی متفاوت است.

مغایرت (moqāyerat): «مغایرت» به معنای عدم مطابقت، مخالفت، یا تفاوت است و بیشتر در مورد اسناد، قوانین، یا اطلاعات به کار می‌رود. مثلاً «مغایرت با قانون» یا «مغایرت اطلاعات». «ناسازگاری» دامنه وسیع‌تری دارد و می‌تواند فراتر از اسناد، به افراد، سیستم‌ها، و ایده‌ها نیز اطلاق شود.

به طور خلاصه، «ناسازگاری» به عدم توانایی در کنار هم قرار گرفتن یا عملکرد مشترک به دلیل تفاوت‌های بنیادی اشاره دارد، در حالی که «اختلاف» بیشتر به تفاوت نظر، «تضاد» به تقابل شدید، «ناهماهنگی» به عدم نظم و انسجام، و «مغایرت» به عدم مطابقت با یک استاندارد یا قاعده اشاره می‌کنند.

5) سطح رسمیت و لحن (Register & Tone)

«ناسازگاری» کلمه‌ای است که در طیف وسیعی از موقعیت‌ها، از رسمی تا نیمه‌رسمی، قابل استفاده است، اما تمایل بیشتری به سمت رسمیت دارد. لحن استفاده از آن معمولاً جدی و تحلیلی است و به ندرت در مکالمات کاملاً دوستانه و غیررسمی به کار می‌رود.

چه زمانی مناسب است:

  • در متون علمی و پژوهشی: برای توصیف عدم تطابق داده‌ها، فرضیه‌ها، یا نتایج.
  • در گزارش‌های رسمی و اداری: برای بیان مشکلات ساختاری، سیستمی، یا بین‌بخشی.
  • در تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی: برای اشاره به تعارضات فرهنگی، ایدئولوژیک، یا سیاست‌گذاری.
  • در مباحث فنی و مهندسی: برای بیان عدم تطابق قطعات، نرم‌افزارها، یا پروتکل‌ها.
  • در ادبیات و نقد ادبی: برای تحلیل تضادهای درونی شخصیت‌ها یا مشکلات جامعه.
  • در گفتار رسمی: زمانی که می‌خواهید به یک مشکل ریشه‌ای و عمیق اشاره کنید و از کلمات دقیق و شیوا استفاده نمایید.

چه زمانی باید اجتناب کرد:

  • در مکالمات روزمره و دوستانه بسیار غیررسمی: استفاده از «ناسازگاری» در چنین موقعیت‌هایی ممکن است لحن شما را بیش از حد جدی یا حتی متظاهرانه جلوه دهد. در این موارد، کلماتی مانند «مشکل»، «جور نبودن»، یا «با هم نساختن» مناسب‌تر هستند.
  • هنگام اشاره به تفاوت‌های سطحی یا بی‌اهمیت: «ناسازگاری» به یک مشکل عمیق‌تر اشاره دارد. استفاده از آن برای تفاوت‌های کوچک، اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد.
  • در موقعیت‌هایی که هدف، ساده‌سازی و ارتباط آسان با مخاطب عام است: این کلمه ممکن است برای برخی از افراد، به خصوص کسانی که سطح زبان فارسی‌شان پایین‌تر است، کمی دشوار باشد.

به طور کلی، «ناسازگاری» کلمه‌ای با بار معنایی قوی و لحنی جدی است که برای بیان مشکلات عمیق‌تر و ساختاری مناسب است. انتخاب آن نشان‌دهنده دقت در انتخاب واژه و تمایل به بیان تحلیلی و رسمی است.

6) هم‌نشینی‌ها در متن (Collocations in Context)

«ناسازگاری» با کلمات مختلفی ترکیب می‌شود و ترکیب‌های رایج (Collocations) آن به درک بهتر کاربردش کمک می‌کند. این ترکیب‌ها نشان می‌دهند که «ناسازگاری» معمولاً در چه زمینه‌هایی و با چه مفاهیمی همراه است.

  1. 1ناسازگاری فرهنگی: به عدم تطابق یا تضاد بین ارزش‌ها، باورها، و رفتارهای دو فرهنگ یا خرده‌فرهنگ اشاره دارد.
  • مثال: «مهاجران اغلب با ناسازگاری‌های فرهنگی در کشور جدید خود مواجه می‌شوند.» (Immigrants often face cultural incompatibilities in their new country.)
  1. 1ناسازگاری ژنتیکی: در علم پزشکی و زیست‌شناسی، به عدم تطابق ژن‌ها یا عوامل ژنتیکی اشاره دارد که می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی یا عدم موفقیت در پیوند اعضا شود.
  • مثال: «ناسازگاری ژنتیکی بین اهداکننده و گیرنده، مانع از انجام پیوند شد.» (Genetic incompatibility between donor and recipient prevented the transplant.)
  1. 1ناسازگاری سیستمی/فنی: به عدم هماهنگی یا تطابق بین اجزای یک سیستم، نرم‌افزارها، یا سخت‌افزارها اشاره دارد که مانع از عملکرد صحیح آن‌ها می‌شود.
  • مثال: «ناسازگاری سیستمی بین دو نرم‌افزار جدید، موجب اختلال در شبکه شد.» (System incompatibility between the two new software caused network disruption.)
  1. 1ناسازگاری شخصیتی/رفتاری: به عدم تطابق در ویژگی‌های شخصیتی یا الگوهای رفتاری افراد اشاره دارد که می‌تواند منجر به تعارض در روابط شود.
  • مثال: «ناسازگاری‌های شخصیتی آن‌ها در نهایت منجر به جدایی شد.» (Their personality incompatibilities eventually led to separation.)
  1. 1ناسازگاری اخلاقی/ارزشی: به تضاد یا عدم تطابق در اصول اخلاقی یا ارزش‌های بنیادی افراد یا گروه‌ها اشاره دارد.
  • مثال: «ناسازگاری‌های اخلاقی بین اعضای تیم، مانع از همکاری مؤثر آن‌ها بود.» (Moral incompatibilities among team members hindered their effective cooperation.)
  1. 1ناسازگاری با محیط: به عدم توانایی فرد، گونه، یا سیستمی در تطابق با شرایط محیطی خود اشاره دارد.
  • مثال: «گونه‌های در حال انقراض اغلب به دلیل ناسازگاری با تغییرات محیطی از بین می‌روند.» (Endangered species often perish due to incompatibility with environmental changes.)
  1. 1ناسازگاری سیاسی/ایدئولوژیک: به تضاد یا عدم هماهنگی در دیدگاه‌های سیاسی یا ایدئولوژی‌های مختلف اشاره دارد.
  • مثال: «ناسازگاری‌های ایدئولوژیک بین احزاب، مانع از تشکیل دولت ائتلافی شد.» (Ideological incompatibilities between parties prevented the formation of a coalition government.)
  1. 1موجب ناسازگاری شدن: این ترکیب فعلی نشان می‌دهد که چیزی باعث ایجاد وضعیت ناسازگاری شده است.
  • مثال: «تفاوت‌های عمیق در دیدگاه‌ها، موجب ناسازگاری بین دو کشور شد.» (Deep differences in perspectives caused incompatibility between the two countries.)

این ترکیب‌ها نشان می‌دهند که «ناسازگاری» اغلب در مورد مسائل جدی و ریشه‌ای به کار می‌رود که نیازمند تحلیل و راه‌حل هستند.

Exemplos

1

ناسازگاری نرم‌افزار جدید با سیستم عامل قدیمی، مشکلات زیادی را برای کاربران ایجاد کرده است.

business

The incompatibility of the new software with the old operating system has created many problems for users.

2

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ناسازگاری ژنتیکی می‌تواند عامل برخی بیماری‌های وراثتی باشد.

academic

Research shows that genetic incompatibility can be a factor in some hereditary diseases.

3

موجودی این کالا با اطلاعات ثبت شده در سیستم، ناسازگاری دارد.

formal

The stock of this product is inconsistent with the information registered in the system.

4

به نظر می‌رسد این دو شخصیت داستانی به دلیل ناسازگاری‌های عمیق اخلاقی، هرگز نمی‌توانند با هم کنار بیایند.

literary

It seems these two fictional characters, due to deep moral incompatibilities, can never get along.

5

ناسازگاری‌های فرهنگی بین دو جامعه، گاهی اوقات منجر به سوءتفاهم‌های جدی می‌شود.

everyday

Cultural incompatibilities between two societies sometimes lead to serious misunderstandings.

6

بعد از سال‌ها تلاش، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که ناسازگاری‌های شخصیتی‌شان بیش از حد است و راهی جز جدایی نیست.

informal

After years of effort, they concluded that their personality incompatibilities were too great and there was no way but separation.

7

تحلیلگران سیاسی معتقدند ناسازگاری در سیاست‌های داخلی و خارجی، به بی‌ثباتی منطقه دامن زده است.

media

Political analysts believe that inconsistency in domestic and foreign policies has fueled regional instability.

8

برای رفع ناسازگاری بین بخش‌های مختلف پروژه، باید یک تیم میان‌رشته‌ای تشکیل دهیم.

business

To resolve the incompatibility between different parts of the project, we need to form an interdisciplinary team.

Padrões gramaticais

ناسازگاری بین X و Y (مثال: ناسازگاری بین دو سیستم) ناسازگاری در X (مثال: ناسازگاری در داده‌ها) ناسازگاری X با Y (مثال: ناسازگاری سلیقه او با من) موجب ناسازگاری شدن (مثال: تفاوت‌ها موجب ناسازگاری شد) با ناسازگاری مواجه شدن (مثال: با ناسازگاری مواجه شدند) رفع ناسازگاری (مثال: برای رفع ناسازگاری تلاش می‌کنیم)

How to Use It

📝

Notas de uso

The word 'ناسازگاری' generally carries a formal to neutral register, making it suitable for academic, business, and media contexts. It is less common in highly informal spoken Persian, where simpler phrases like 'با هم جور نبودن' (not fitting together) might be preferred. While understood across Persian-speaking regions, its usage frequency might vary slightly. It's best used in written reports, analytical discussions, or when describing deep-seated issues. Avoid using it for trivial differences, as it implies a significant, often problematic, lack of harmony.


⚠️

Erros comuns

A common mistake is using 'ناسازگاری' interchangeably with 'اختلاف' (difference/disagreement) when the issue is not fundamental. Learners might also incorrectly use it for minor inconsistencies, overstating the problem. Another error is misusing prepositions; 'ناسازگاری بین X و Y' (incompatibility between X and Y) or 'ناسازگاری با X' (incompatibility with X) are standard. Literal translation from English phrases might lead to awkward constructions; focus on native collocations. Ensure the context truly implies a lack of fundamental fit, not just a minor variance.

Tips

💡

Understand the Root Word

Break down 'ناسازگاری' into 'نا' (not) + 'سازگاری' (compatibility/harmony). This helps you immediately grasp its core meaning: a lack of compatibility. Think of 'سازگار' as 'compatible' or 'harmonious', and the 'نا' prefix negates it.

⚠️

Avoid Overuse in Informal Settings

While 'ناسازگاری' is a precise word, using it in very casual conversations might sound overly formal or academic. For simple disagreements or minor issues among friends, simpler phrases like 'با هم جور نیستند' (they don't fit together) or 'مشکل دارند' (they have a problem) are more natural.

🌍

Highlights Deeper Issues

In Persian culture, 'ناسازگاری' often signifies a significant, underlying problem rather than a superficial one. When used in social or political discourse, it points to systemic flaws or fundamental conflicts that require serious attention, reflecting a cultural emphasis on harmony and order.

🎓

Look for Structural Incompatibilities

Advanced learners should pay attention to how 'ناسازگاری' is used to describe structural or systemic issues. For example, 'ناسازگاری‌های ساختاری در اقتصاد' (structural incompatibilities in the economy) suggests deep-rooted problems. This usage elevates your analytical vocabulary.

📖

Origem da palavra

'ناسازگاری' is a native Persian word, formed by adding the negative prefix 'نا-' (nā-, meaning 'un-' or 'non-') to 'سازگاری' (sāzgāri). 'سازگاری' itself derives from 'سازگار' (sāzgār), meaning 'compatible' or 'harmonious', which comes from 'ساز' (sāz), meaning 'instrument' or 'fit'. Thus, 'ناسازگاری' literally means 'non-compatibility' or 'lack of harmony', reflecting its core meaning of not fitting together or being in discord.

🌍

Contexto cultural

In Persian-speaking cultures, 'ناسازگاری' often carries a weight beyond mere technical issues, extending to interpersonal relationships and societal harmony. It can reflect a cultural value placed on compatibility and cohesion, where 'ناسازگاری' is seen as a significant impediment to peace and progress. In social media, it's used to dissect ideological clashes or deep-seated behavioral issues, highlighting a collective concern for underlying disharmonies. Younger generations might use it more broadly, but its formal undertones persist, often deployed when expressing serious criticism or analysis.

🧠

Dica de memorização

Imagine two puzzle pieces that just won't fit together, no matter how hard you try. The 'نا' (naa) in 'ناسازگاری' means 'not', and 'سازگاری' (saazgaari) sounds a bit like 'سازگار' (saazgaar), which means 'compatible' or 'harmonious'. So, 'ناسازگاری' is 'not compatible' – a fundamental mismatch that causes friction, just like those stubborn puzzle pieces.

Perguntas frequentes

10 perguntas

«ناسازگاری» به معنای عدم توانایی در کنار هم قرار گرفتن یا عملکرد مشترک به دلیل تفاوت‌های بنیادی است. این واژه فراتر از یک «تفاوت» ساده است؛ هر ناسازگاری یک تفاوت است، اما هر تفاوتی ناسازگاری نیست. تفاوت می‌تواند خنثی باشد، در حالی که ناسازگاری معمولاً مانع‌ساز و مشکل‌آفرین است.

بله، «ناسازگاری» تقریباً همیشه بار معنایی منفی دارد. این کلمه به وضعیتی اشاره می‌کند که مطلوب نیست و منجر به مشکل، تعارض یا عدم کارایی می‌شود. هدف از شناسایی ناسازگاری‌ها معمولاً یافتن راه حلی برای رفع یا مدیریت آن‌هاست.

«ناسازگاری» در زمینه‌های گسترده‌ای مانند روابط انسانی (شخصیتی)، فنی و مهندسی (سیستمی)، پزشکی (ژنتیکی)، اجتماعی (فرهنگی) و سیاسی (ایدئولوژیک) کاربرد فراوان دارد. هر جا که عدم تطابق یا هماهنگی عمیقی وجود داشته باشد، این کلمه می‌تواند به کار رود.

«اختلاف» بیشتر به تفاوت در نظر، عقیده یا کمیت اشاره دارد و می‌تواند سطحی‌تر باشد. اما «ناسازگاری» به یک عدم تطابق بنیادی‌تر و عمیق‌تر در ماهیت یا ساختار اشاره می‌کند که مانع از همکاری یا همزیستی می‌شود. هر ناسازگاری می‌تواند منجر به اختلاف شود، اما هر اختلافی لزوماً ناسازگاری نیست.

بله، به طور گسترده‌ای می‌توان «ناسازگاری» را برای افراد به کار برد، به خصوص در ترکیب‌هایی مانند «ناسازگاری شخصیتی» یا «ناسازگاری رفتاری». این به معنای عدم توانایی دو فرد در کنار هم قرار گرفتن یا همکاری مؤثر به دلیل تفاوت‌های عمیق در ویژگی‌ها یا الگوهای رفتاری آن‌هاست.

«ناسازگاری» یک اسم است. شکل صفتی آن «ناسازگار» است، مانند: «آنها افراد ناسازگاری هستند.» شکل فعلی مستقیم برای «ناسازگاری» وجود ندارد، اما می‌توان از عبارت «ناسازگار بودن» استفاده کرد، مثلاً: «این دو سیستم با هم ناسازگار هستند.»

بله، در مکالمات روزمره نیز می‌توان از آن استفاده کرد، اما بیشتر در بافت‌های نیمه‌رسمی یا زمانی که قصد بیان یک مشکل عمیق‌تر و جدی‌تر را دارید. در مکالمات کاملاً غیررسمی، افراد ممکن است از عبارات ساده‌تری مانند «با هم نمی‌سازند» یا «مشکل دارند» استفاده کنند.

«ناسازگاری» معمولاً با حروف اضافه «بین»، «در» یا «با» همراه می‌شود. مثلاً: «ناسازگاری بین دو شریک»، «ناسازگاری در داده‌ها» یا «ناسازگاری با قوانین جدید». همچنین می‌تواند فاعل جمله باشد، مانند: «ناسازگاری‌ها منجر به فروپاشی پروژه شد.»

«ناهماهنگی» بیشتر به عدم نظم، انسجام یا ترتیب اشاره دارد که می‌تواند منجر به عملکرد ضعیف شود. اما «ناسازگاری» به یک عدم تطابق بنیادی‌تر در ماهیت یا ویژگی‌ها اشاره می‌کند که حتی با تلاش برای هماهنگی نیز ممکن است حل نشود. ناهماهنگی می‌تواند نتیجه ناسازگاری باشد.

بله، به طور ضمنی می‌تواند این معنی را نیز داشته باشد. اگر یک ایده با باورها یا اصول فردی «ناسازگار» باشد، به این معنی است که فرد آن را نمی‌پذیرد یا نمی‌تواند با آن کنار بیاید. این نوع ناسازگاری بیشتر در حوزه فکری و عقیدتی مطرح می‌شود و مانع از پذیرش یا همکاری فکری می‌گردد.

Teste-se

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.

به دلیل _________ فرهنگی، مهاجرت برای برخی افراد بسیار دشوار است.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa:

«ناسازگاری فرهنگی» به معنای عدم تطابق و مشکل در سازگاری با فرهنگ جدید است که گزینه صحیح برای این جمله است. گزینه‌های دیگر معنای متفاوتی دارند.

multiple choice

کدام گزینه بهترین تعریف برای «ناسازگاری» است؟

بهترین تعریف برای «ناسازگاری» چیست؟

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa:

«ناسازگاری» به یک مشکل ریشه‌ای در عدم تطابق اشاره دارد که مانع از عملکرد یا همزیستی می‌شود. سایر گزینه‌ها یا معنای متفاوتی دارند یا ضد آن هستند.

sentence building

با استفاده از کلمه «ناسازگاری» یک جمله بسازید که به یک مشکل فنی اشاره کند.

با استفاده از «ناسازگاری» جمله‌ای درباره یک مشکل فنی بنویسید.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa:

این جمله به وضوح نشان می‌دهد که عدم تطابق بین دو جزء فنی (سخت‌افزار و سیستم عامل) منجر به مشکل شده است. این کاربرد رایج «ناسازگاری» در زمینه فنی است.

error correction

جمله زیر را اصلاح کنید تا صحیح باشد.

این دو نفر به خاطر اختلاف‌های شخصیتی‌شان، با هم ناسازگار بودند.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa:

عبارت «اختلاف‌های شخصیتی» به تنهایی کافی نیست و «ناسازگار بودند» کمی تکراری است. بهتر است از «ناسازگاری‌های شخصیتی» استفاده شود و سپس نتیجه آن را بیان کنیم (مثلاً مشکل داشتند یا نتوانستند با هم زندگی کنند).

🎉 Pontuação: /4

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!