A2 noun Neutro 1 min de leitura

زندانی

/zænˈdɒːni/

A prisoner is an individual held in jail as punishment or during legal proceedings.

Palavra em 30 segundos

  • A person confined in a prison.
  • Used for individuals deprived of liberty.
  • Common in legal and news contexts.

Overview

کلمه «زندانی» در زبان فارسی به فردی اطلاق می‌شود که به دلایل قانونی، در مکانی به نام زندان محبوس است. این مکان معمولاً تحت نظارت دولت یا نهادهای قضایی اداره می‌شود و هدف از نگهداری افراد در آن، اجرای احکام قضایی، مجازات مجرمان، یا در برخی موارد، حفاظت از جامعه است. زندانی کسی است که آزادی فردی خود را از دست داده و موظف به رعایت قوانین و مقررات زندان است.

این کلمه معمولاً به صورت مستقیم و بدون ابهام به کار می‌رود. در جملات خبری، گزارشی و حتی در مکالمات روزمره، وقتی صحبت از افراد تحت حبس یا سلب آزادی باشد، از واژه «زندانی» استفاده می‌شود. در متون رسمی مانند اخبار، گزارش‌های حقوقی و قضایی، کاربرد این کلمه بسیار رایج است. همچنین در ادبیات و داستان‌ها نیز برای شخصیت‌پردازی یا روایت داستان‌هایی با مضمون جرم و مجازات به کار می‌رود.

مفاهیم مرتبط با «زندانی» شامل موارد زیر است: جرم، مجازات، دادگاه، قاضی، وکیل، حبس، شکنجه (در برخی موارد تاریخی یا داستانی)، آزادی مشروط، عفو، و حقوق زندانیان. این کلمه در خبرهایی که مربوط به دستگیری، محاکمه و محکومیت افراد است، به وفور یافت می‌شود. همچنین در بحث‌های اجتماعی و حقوقی پیرامون نظام قضایی و اصلاحات آن، «زندانی» یک واژه کلیدی است.

کلمات مشابهی مانند «اسیر» و «محبوس» نیز وجود دارند. «اسیر» معمولاً به کسی گفته می‌شود که در جنگ یا درگیری توسط دشمن دستگیر شده است و لزوماً به معنای زندانی در سیستم قضایی نیست. «محبوس» نیز به معنای در بند و گرفتار است و می‌تواند معنای عام‌تری داشته باشد، اما «زندانی» به طور خاص به فردی اشاره دارد که در زندان نگهداری می‌شود. «متهم» کسی است که جرمی به او نسبت داده شده اما هنوز محکوم نشده، در حالی که «زندانی» معمولاً به فرد محکوم یا کسی که دوران بازداشت موقت خود را می‌گذراند، اطلاق می‌شود.

Exemplos

1

او به جرم اختلاس به زندان افتاد و یک زندانی محسوب می‌شد.

everyday

He was imprisoned for embezzlement and was considered a prisoner.

2

گزارش‌ها حاکی از وضعیت نامناسب زندانیان در آن ندامتگاه بود.

news

Reports indicated the poor conditions of the prisoners in that penitentiary.

3

هیچ‌کس دوست ندارد یک زندانی باشد.

informal

Nobody wants to be a prisoner.

4

حقوق اولیه هر زندانی باید رعایت شود.

legal

The basic rights of every prisoner must be observed.

Colocações comuns

زندانی سیاسی political prisoner
زندانی سابق ex-convict / former prisoner
زندانی آزاد شد prisoner was released

Frases Comuns

زندانی شدن

to become a prisoner / to be imprisoned

آزادی زندانی

release of a prisoner

وضعیت زندانی

prisoner's status / condition

Frequentemente confundido com

زندانی vs اسیر (Asir)

'Asir' usually refers to a captive, often taken in war or conflict, while 'Zendani' specifically denotes someone held in a prison under a legal system.

زندانی vs محبوس (Mahboos)

'Mahboos' means confined or imprisoned in a general sense. 'Zendani' is more specific to being in a 'Zendan' (prison).

Padrões gramaticais

فاعل + به + زندانی + قید + فعل (مثال: او به عنوان زندانی شناخته شد) زندانی + صفت + (فعل) قید + زندانی + (فعل)

How to Use It

Notas de uso

The term 'زندانی' is generally neutral in formal legal or news contexts, simply describing a status. However, in casual conversation, it can carry a negative connotation due to its association with crime and punishment.


Erros comuns

Do not confuse 'زندانی' (prisoner) with someone who is simply 'مهمان' (guest) or 'مسافر' (traveler). The core meaning involves legal confinement.

Tips

💡

Understand the context of 'prisoner'

Recognize that 'زندانی' refers to someone legally confined. Consider if they are awaiting trial or serving a sentence.

⚠️

Avoid using interchangeably with 'guest'

'زندانی' implies legal confinement, not voluntary stay. Using it for someone visiting is incorrect.

🌍

Societal views on prisoners

Societal perceptions of prisoners can vary, influencing how the term is used and understood in different discussions.

Origem da palavra

The word 'زندانی' is derived from 'زندان' (Zendan), meaning prison. The suffix '-ی' (-i) denotes possession or relation, thus meaning 'one belonging to or associated with a prison'.

Contexto cultural

In Iranian culture, the concept of prison and prisoners is tied to the justice system. Discussions about prisoners often involve debates on human rights, rehabilitation, and the effectiveness of the penal system.

Dica de memorização

Imagine a 'Zendegi' (life) that is 'Band' (tied up/confined) – that's a 'Zendani'.

Perguntas frequentes

4 perguntas

«متهم» فردی است که جرمی به او نسبت داده شده و تحت بازجویی یا محاکمه قرار دارد، اما هنوز گناهکار شناخته نشده است. «زندانی» معمولاً به فردی اشاره دارد که محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، یا در بازداشت موقت به سر می‌برد.

در بیشتر موارد، بله. اما گاهی اوقات افرادی که جرمی مرتکب نشده‌اند نیز ممکن است به دلایل اشتباه قضایی یا در دوران بازداشت موقت، به عنوان زندانی شناخته شوند تا زمانی که بی‌گناهی آن‌ها اثبات شود.

«زندان» مکان فیزیکی است که «زندانی» در آن نگهداری می‌شود. «زندانی» فرد ساکن در «زندان» است.

بله، این کلمه معمولاً با مفاهیمی چون جرم، مجازات و سلب آزادی همراه است و می‌تواند بار معنایی منفی داشته باشد، هرچند در برخی متون حقوقی صرفاً به عنوان یک توصیف قانونی به کار می‌رود.

Teste-se

fill blank

پلیس مرد ___ را که مظنون به سرقت بود، دستگیر کرد.

Correto! Quase. Resposta certa: a

کلمه «زندانی» به فردی اشاره دارد که دستگیر شده و در بازداشت است.

multiple choice

او سال‌ها به عنوان یک زندانی در آن کشور زندگی کرد.

Correto! Quase. Resposta certa: c

در این جمله، «اسیر» می‌تواند به معنای کسی باشد که آزادی خود را از دست داده و در مکانی محبوس است، شبیه به زندانی.

sentence building

به / زندانی / اجازه / ملاقات / داده / شد

Correto! Quase. Resposta certa: b

این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی دارد.

Pontuação: /3

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!