بدون
Without; not having or doing something.
Use 'بدون' to express the lack or absence of something or someone in Persian.
30秒词汇
- Indicates absence or lack of something.
- Used when something or someone is not present.
- Applies to people, objects, qualities, or actions.
- Common in both spoken and written Persian.
Summary
Use 'بدون' to express the lack or absence of something or someone in Persian.
- Indicates absence or lack of something.
- Used when something or someone is not present.
- Applies to people, objects, qualities, or actions.
- Common in both spoken and written Persian.
Focus on Absence
Always think of 'بدون' as signifying the lack or absence of something. If you want to say something is missing, 'بدون' is likely your word.
Avoid with 'Except'
Don't confuse 'بدون' (without) with words meaning 'except' like 'جز' or 'مگر'. 'بدون' indicates absence, not exclusion.
Politeness Marker
In some contexts, asking for something 'بدون...' can be softened by adding 'لطفاً' (please) to maintain politeness, especially in service interactions.
Use with Abstract Nouns
Practice using 'بدون' with abstract concepts like 'شک' (doubt), 'تردید' (hesitation), 'نگرانی' (worry), or 'اجازه' (permission) to express concepts like 'undoubtedly' or 'without permission'.
例句
6 / 8لطفاً یک فنجان قهوه بدون شکر برایم بیاورید.
Please bring me a cup of coffee without sugar.
او بدون هیچ گونه احساس گناهی عمل خود را توجیه کرد.
He justified his action without any guilt.
شرکت بدون اطلاع قبلی کارکنانش را اخراج کرد.
The company fired its employees without prior notice.
تحقیقات نشان میدهد که این پدیده بدون دخالت عوامل خارجی رخ داده است.
Research indicates that this phenomenon occurred without external factors.
در آن شب تاریک، او بدون چراغ قوه در جنگل گم شد.
On that dark night, he got lost in the forest without a flashlight.
وای! چقدر خوش گذشت! اصلاً بدون تو خوش نمیگذشت.
Wow! It was so much fun! It wouldn't have been fun without you.
词族
记忆技巧
Picture yourself trying to do something important, like giving a speech ('سخنرانی'), but realizing you've forgotten your notes. You're standing there, 'بدون' (Baa-don) your notes – feeling lost and incomplete. 'Baa-don' sounds like 'Bah! Done!' – you're done for without your notes!
Overview
«بدون» یکی از حروف اضافه پرکاربرد در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «فقدان» یا «نبود» است. این حرف اضافه به طور کلی بیانگر عدم حضور یا عدم وجود یک شخص، شیء، کیفیت یا انجام عملی است. کاربرد آن بسیار گسترده است و در موقعیتهای مختلفی به کار میرود، از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی و ادبی.
۱. معناشناسی و ظرایف معنایی:
معنای اصلی «بدون» همان فقدان و نبود است. اما بسته به بافت جمله، میتواند ظرایف معنایی متفاوتی داشته باشد:
- عدم همراهی: «من بدون کیفم به بیرون رفتم.» در اینجا یعنی کیفم همراه من نبود.
- عدم وجود: «این غذا بدون نمک خوشمزه نیست.» یعنی نمک در غذا وجود ندارد.
- عدم انجام عمل: «او بدون خداحافظی رفت.» یعنی او خداحافظی نکرد و رفت.
- استثنا: گاهی اوقات «بدون» میتواند نقش نوعی استثنا را ایفا کند، هرچند این کاربرد کمتر رایج است و بیشتر در ترکیب با عبارات دیگر دیده میشود. مثلاً «همه آمدند بدون استثنا.» که در اینجا «بدون» همراه با «استثنا» به کار رفته و معنای «همه» را تأکید میکند.
۲. الگوهای کاربردی:
- رسمی در مقابل غیررسمی: «بدون» هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در گفتار غیررسمی، گاهی اوقات ممکن است با حرف اضافه «بی» جایگزین شود (مثلاً «بیخداحافظی»). اما «بدون» رسمیتر و رایجتر است.
- نوشتاری در مقابل گفتاری: در نوشتار، به خصوص متون رسمی، علمی و ادبی، «بدون» ترجیح داده میشود. در گفتار، بسته به سرعت و راحتی کلام، ممکن است «بی» هم شنیده شود، اما «بدون» همیشه قابل قبول است.
- تفاوتهای منطقهای: تفاوت چشمگیری در کاربرد «بدون» بین مناطق مختلف ایران وجود ندارد. این کلمه در سراسر کشور به یک شکل فهمیده و استفاده میشود.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: «لطفاً چای را بدون شکر بیاورید.»، «امروز بدون ماشین به سر کار رفتم.»
- محل کار و تحصیل: «جلسه بدون حضور مدیر برگزار شد.»، «دانشجویان بدون کتاب وارد سالن امتحان شدند.»
- رسانه و ادبیات: در داستانها، رمانها و اخبار، «بدون» برای توصیف موقعیتها و حالات مختلف به وفور استفاده میشود. مثلاً «قهرمان داستان بدون هیچ امیدی به آینده ادامه میداد.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- «بی» (بی): «بی» پیشوندی است که اغلب به ابتدای اسمها یا صفتها میچسبد و معنای فقدان را میرساند (مانند «بیدلیل»، «بیفایده»، «بیخبر»). «بی» بیشتر در ساخت واژگان مرکب کاربرد دارد و کمتر به تنهایی به عنوان حرف اضافه مستقل به کار میرود، مگر در زبان گفتار و به صورت غیررسمیتر (مثلاً «اومد بیسلام علیک»). «بدون» حرف اضافهی مستقل است و انعطافپذیری بیشتری در جمله دارد.
- «مگر»، «جز»، «الا»: این کلمات معنای استثنا را میرسانند و با «بدون» تفاوت دارند. «بدون» یعنی فقدان، اما این کلمات یعنی «به جز» یا «مگر اینکه». مثال: «همه آمدند جز علی.» (یعنی علی نیامد.) در حالی که «همه آمدند بدون علی.» (یعنی علی همراه آنها نبود یا در میان آنها حضور نداشت.)
۵. سطح و لحن (Register & Tone):
«بدون» یک کلمه خنثی است و در اکثر سطوح زبانی، از غیررسمی تا بسیار رسمی، قابل استفاده است. در زبان ادبی و رسمی، انتخاب اول برای بیان مفهوم فقدان است. باید از استفاده از آن در مواقعی که معنای استثنا مورد نظر است، خودداری کرد، زیرا ممکن است باعث ابهام شود.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations):
- بدون شک: برای تأکید بر درستی یا قطعیت چیزی. («او بدون شک بهترین بازیکن تیم است.»)
- بدون تردید: مشابه «بدون شک». («میتوان گفت که این پروژه بدون تردید موفق خواهد بود.»)
- بدون اجازه: یعنی با عدم کسب اجازه. («وارد اتاق بدون اجازه نشو.»)
- بدون اطلاع: یعنی بدون اینکه کسی بداند. («او بدون اطلاع قبلی سفر کرد.»)
- بدون شک و شبهه: تأکید بیشتر بر قطعیت. («این خبر بدون شک و شبهه درست است.»)
- بدون توجه به: یعنی با نادیده گرفتن. («او بدون توجه به هشدارها به راهش ادامه داد.»)
- بدون هیچ: برای تأکید بر فقدان کامل. («آنها بدون هیچ کمکی موفق شدند.»)
- بدون اغراق: برای بیان اینکه حرفی با مبالغه گفته نشده. («این بهترین غذایی بود که خوردهام، بدون اغراق.»)
در کل، «بدون» کلمهای اساسی و پرکاربرد در زبان فارسی است که درک و استفاده صحیح از آن برای هر زبانآموزی ضروری است.
使用说明
While 'بدون' is universally understood, its informal spoken counterpart 'بی' (as in 'بیخداحافظی') is less common in formal writing. Avoid using 'بدون' when you mean 'except' ('جز', 'مگر'). Ensure the noun following 'بدون' clearly denotes what is lacking. It's a neutral term suitable for most registers.
常见错误
Learners often confuse 'بدون' (without) with 'جز' or 'مگر' (except). Remember: 'بدون' signifies absence, while 'جز' signifies exclusion. Another mistake is using 'بی' as a standalone preposition instead of the prefix it usually is, or incorrectly applying it where 'بدون' is required in formal contexts.
记忆技巧
Picture yourself trying to do something important, like giving a speech ('سخنرانی'), but realizing you've forgotten your notes. You're standing there, 'بدون' (Baa-don) your notes – feeling lost and incomplete. 'Baa-don' sounds like 'Bah! Done!' – you're done for without your notes!
词源
The word 'بدون' originates from Middle Persian 'wʾdwn' (wā-dōn), meaning 'without'. It evolved into New Persian 'bē-dōn' and eventually 'bē-don' or 'bā-don' depending on pronunciation, retaining its core meaning of absence or lack.
文化背景
The concept of 'بدون' is fundamental across cultures, highlighting necessity and dependence. In Persian culture, emphasizing what is needed ('با') versus what is lacking ('بدون') can be part of expressing gratitude or highlighting challenges. For instance, describing a difficult situation 'بدون کمک' (without help) emphasizes the struggle overcome.
例句
لطفاً یک فنجان قهوه بدون شکر برایم بیاورید.
everydayPlease bring me a cup of coffee without sugar.
او بدون هیچ گونه احساس گناهی عمل خود را توجیه کرد.
formalHe justified his action without any guilt.
شرکت بدون اطلاع قبلی کارکنانش را اخراج کرد.
businessThe company fired its employees without prior notice.
تحقیقات نشان میدهد که این پدیده بدون دخالت عوامل خارجی رخ داده است.
academicResearch indicates that this phenomenon occurred without external factors.
در آن شب تاریک، او بدون چراغ قوه در جنگل گم شد.
literaryOn that dark night, he got lost in the forest without a flashlight.
وای! چقدر خوش گذشت! اصلاً بدون تو خوش نمیگذشت.
informalWow! It was so much fun! It wouldn't have been fun without you.
برای رفتن به کنسرت، کارت شناسایی را فراموش نکنید، وگرنه اجازه ورود بدون آن را نخواهید داشت.
everydayTo go to the concert, don't forget your ID card, otherwise you won't be allowed entry without it.
این بنای تاریخی بدون هیچ آسیبی از زلزله جان سالم به در برد.
formalThis historical monument survived the earthquake without any damage.
词族
常见搭配
常用短语
بدون شک
Undoubtedly / Without a doubt
بدون هیچ
Without any(thing)
بدون اجازه
Without permission
بدون اطلاع
Without notice
بدون نگرانی
Without worry
容易混淆的词
'بدون' is an independent preposition meaning 'without'. 'بی-' is a prefix attached to words to negate them, like 'بیفایده' (useless) or 'بیدلیل' (unreasonable). While 'بی' can sometimes replace 'بدون' in informal speech (e.g., 'بیخداحافظی'), 'بدون' is the standard preposition.
These words mean 'except' or 'unless', indicating an exclusion from a group or rule. 'بدون' means 'without', indicating the absence or lack of something. Example: 'همه آمدند جز علی' (Everyone came except Ali - Ali didn't come). 'همه آمدند بدون علی' (Everyone came without Ali - Ali was present but not with them, or the focus is on the absence of Ali from the speaker's perspective).
'با' is the direct antonym of 'بدون', meaning 'with'. It indicates presence, accompaniment, or inclusion. Example: 'او با کیفش آمد' (He came with his bag) vs. 'او بدون کیفش آمد' (He came without his bag).
语法模式
Focus on Absence
Always think of 'بدون' as signifying the lack or absence of something. If you want to say something is missing, 'بدون' is likely your word.
Avoid with 'Except'
Don't confuse 'بدون' (without) with words meaning 'except' like 'جز' or 'مگر'. 'بدون' indicates absence, not exclusion.
Politeness Marker
In some contexts, asking for something 'بدون...' can be softened by adding 'لطفاً' (please) to maintain politeness, especially in service interactions.
Use with Abstract Nouns
Practice using 'بدون' with abstract concepts like 'شک' (doubt), 'تردید' (hesitation), 'نگرانی' (worry), or 'اجازه' (permission) to express concepts like 'undoubtedly' or 'without permission'.
自我测试
Fill in the blank with the correct word.
او ___ هیچ توضیحی اتاق را ترک کرد.
The sentence means 'He left the room without any explanation', indicating absence of explanation.
Choose the correct meaning of 'بدون' in the following sentence.
این کتاب بدون تصویر است.
'بدون تصویر' means 'without pictures', indicating the absence of pictures.
Arrange the words to form a correct sentence.
رفتم / خانه / بدون / کلید
The preposition 'بدون' (without) correctly precedes the noun 'کلید' (key) to indicate the absence of the key when going home.
Find and fix the error in the sentence.
من غذا را با نمک خوردم.
The original sentence implies eating the food with salt. The context likely intends to say the food was eaten without salt, hence 'بدون نمک' is the correct phrase.
得分: /4
视觉学习工具
Word Family
Related Nouns (used with 'بدون')
- شک
- تردید
- نگرانی
- اجازه
- توجه
- خداحافظی
Related Prepositions (similar function)
- بی
- جز
- مگر
Usage Contexts
Daily Life
- چای بدون شکر
- رفتن بدون ماشین
Formal Settings
- نامه بدون امضا
- گزارش بدون جزئیات
Emotions/States
- بدون ترس
- بدون شادی
Actions
- بدون صحبت کردن
- بدون فکر
常见问题
8 个问题«بدون» یک حرف اضافه مستقل است و معمولاً در ابتدای یک عبارت اسمی میآید (مثلاً «بدون پول»). اما «بی» بیشتر به صورت پیشوند به کلمات میچسبد و واژگان جدیدی میسازد (مثلاً «بیفایده»، «بیدلیل»). در گفتار غیررسمی، گاهی «بی» به جای «بدون» هم استفاده میشود.
خیر، «بدون» هم برای اشیاء، هم برای افراد، هم برای مفاهیم انتزاعی و هم برای نبودِ انجام یک عمل به کار میرود. مثلاً: «بدون کیف»، «بدون او»، «بدون شک»، «بدون خداحافظی».
هر وقت خواستید بگویید چیزی یا کسی حضور ندارد، همراه نیست، یا کاری انجام نشده است، از «بدون» استفاده کنید. مثلاً اگر کیفتان همراهتان نیست، میگویید «من بدون کیفم آمدم».
«بدون» در هر دو حالت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد و کاملاً رایج است. اما در زبان گفتاری غیررسمی، گاهی ممکن است با «بی» جایگزین شود، هرچند «بدون» همیشه درست و قابل قبول است.
میتوانید از عباراتی مثل «کاملاً بدون»، «هیچگونه بدون» یا تکرار استفاده کنید، اما رایجترین راه استفاده از قیدهایی مانند «قطعاً» یا «حتماً» در کنار جمله است. مثلاً: «او حتماً بدون کفش وارد شد.»
معنای اصلی «بدون» فقدان است، نه استثنا. برای بیان استثنا از کلماتی مثل «جز»، «مگر» یا «الا» استفاده میشود. مثلاً «همه آمدند جز علی» یعنی علی نیامد. اما «همه آمدند بدون علی» یعنی علی همراه آنها بود یا در جمعشان حضور داشت.
«بدون» معمولاً با اسمها یا عبارات اسمی میآید. مثلاً «بدون مشکل»، «بدون شک»، «بدون اجازه»، «بدون نگرانی». این ترکیبها معنای فقدان آن اسم یا مفهوم را میرسانند.
تلفظ اصلی «بَـ - دون» (ba-don) است. در برخی مناطق ممکن است تغییرات جزئی در تلفظ مصوتها رخ دهد، اما ساختار کلی و معنای آن ثابت است و در تمام مناطق فارسیزبان قابل فهم است.
这个词在其他语言中
相关词汇
更多general词汇
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).