B2 noun Formal|neutral 1分钟阅读

پیشرو

pishro /piːʃˈroʊ/

Most important, influential, or successful.

A pioneer or leader who sets new standards and influences the future direction of a field.

30秒词汇

  • Leading and innovative in a field.
  • Sets trends and influences others.
  • Often associated with success and influence.

Summary

A pioneer or leader who sets new standards and influences the future direction of a field.

  • Leading and innovative in a field.
  • Sets trends and influences others.
  • Often associated with success and influence.

Embrace the Future

Think of 'Pishro' as someone constantly looking ahead, not just at the present. They are the trendsetters.

Avoid Overuse

While 'Pishro' denotes leadership, ensure its use is justified. Not every successful entity is necessarily 'Pishro'.

Cultural Value

In Persian culture, innovation and forward-thinking are highly valued, making 'Pishro' a respected descriptor.

例句

4 / 4
1

این روزها بسیاری از استارتاپ‌های موفق، رویکردهای پیشرویی در بازاریابی دارند.

Nowadays, many successful startups have pioneering approaches in marketing.

2

دانشمندان این موسسه در تحقیقات سرطان، همواره پیشرو بوده‌اند.

The scientists at this institute have always been at the forefront of cancer research.

3

آن نویسنده با رمان‌های پیشرو خود، جریان ادبی جدیدی را آغاز کرد.

That author initiated a new literary movement with his avant-garde novels.

4

او همیشه سعی می‌کند در انتخاب لباس، پیشرو باشد و از مد روز جلوتر قدم بردارد.

He always tries to be ahead of the curve in choosing clothes and stay one step ahead of fashion.

词族

名词
پیشرو بودن (state of being a leader)
动词
پیش بردن (to advance, to move forward)
形容词
پیشرو (leading, pioneering)

记忆技巧

Imagine a 'Pishro' as a 'road-opener' ('Pish' = before/ahead, 'ro' = path/way). They forge the path others will follow.

Overview

واژه «پیشرو» (Pishro) در زبان فارسی به معنای کسی یا چیزی است که در یک حوزه خاص، جلوتر از زمان یا دیگران حرکت می‌کند، نوآوری دارد و دیگران او را دنبال می‌کنند. این صفت معمولاً به افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، ایده‌ها یا جنبش‌هایی اطلاق می‌شود که نقش مهمی در هدایت و توسعه یک زمینه ایفا می‌کنند. پیشرو بودن به معنای داشتن دیدگاهی آینده‌نگر، جسارت در پذیرش ریسک و توانایی ایجاد تغییرات مثبت و تأثیرگذار است.

«پیشرو» اغلب به عنوان یک اسم یا صفت به کار می‌رود. به عنوان اسم، به فرد یا گروهی اشاره دارد که در صف اول قرار دارد (مثلاً «یک شرکت پیشرو در صنعت فناوری»). به عنوان صفت، ویژگیِ جلوتر بودن یا نوآوری را توصیف می‌کند (مثلاً «یک رویکرد پیشرو»). این واژه معمولاً در بافت‌های رسمی و نیمه‌رسمی، به‌ویژه در مباحث مربوط به کسب‌وکار، علم، هنر، سیاست و نوآوری استفاده می‌شود.

این واژه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد: ۱. کسب‌وکار و فناوری: شرکت‌های پیشرو، فناوری‌های پیشرو، استراتژی‌های پیشرو. ۲. علم و پژوهش: تحقیقات پیشرو، دانشمندان پیشرو. ۳. هنر و فرهنگ: نویسندگان پیشرو، جنبش‌های هنری پیشرو. ۴. سیاست و جامعه: رهبران پیشرو، اصلاحات پیشرو. ۵. ورزش: تیم‌های پیشرو، بازیکنان پیشرو.

«پیشرو» با واژگانی مانند «مقدم»، «پیشگام»، «مبتکر»، «نوآور»، «پیشتاز» و «رهبر» هم‌پوشانی معنایی دارد. با این حال، «پیشرو» بر جنبه‌ی تأثیرگذاری بلندمدت و تعیین مسیر آینده تأکید بیشتری دارد. «پیشگام» بیشتر به اولین نفری اشاره دارد که کاری را انجام داده است. «مبتکر» و «نوآور» بر جنبه‌ی خلق ایده‌های جدید تمرکز دارند. «پیشتاز» معمولاً در رقابت‌ها و مسابقات به کار می‌رود و به معنای کسی است که در جلوتر از دیگران است. «پیشرو» بر موقعیت رهبری و هدایت کلی یک حوزه تأکید دارد.

使用说明

The term 'Pishro' is generally used in formal and semi-formal contexts, especially when discussing progress, innovation, and leadership in various fields. It carries a positive connotation of setting trends and influencing the future. Avoid using it in very casual conversation unless the context clearly implies groundbreaking innovation.

常见错误

Confusing 'Pishro' with simply 'successful' ('Movaffaq') or 'first' ('Pishgam'). Ensure the context implies ongoing leadership and trend-setting, not just a single achievement or initial entry.

记忆技巧

Imagine a 'Pishro' as a 'road-opener' ('Pish' = before/ahead, 'ro' = path/way). They forge the path others will follow.

词源

The word 'Pishro' is derived from Persian roots. 'Pish' (پیش) means 'before' or 'ahead', and 'ro' (رو) relates to 'going' or 'path'. Thus, it literally means 'one who goes ahead' or 'foregoer'.

文化背景

In many cultures, including Persian, leadership and innovation are highly respected. Being described as 'Pishro' is a significant compliment, signifying influence and foresight.

例句

1

این روزها بسیاری از استارتاپ‌های موفق، رویکردهای پیشرویی در بازاریابی دارند.

everyday

Nowadays, many successful startups have pioneering approaches in marketing.

2

دانشمندان این موسسه در تحقیقات سرطان، همواره پیشرو بوده‌اند.

academic

The scientists at this institute have always been at the forefront of cancer research.

3

آن نویسنده با رمان‌های پیشرو خود، جریان ادبی جدیدی را آغاز کرد.

formal

That author initiated a new literary movement with his avant-garde novels.

4

او همیشه سعی می‌کند در انتخاب لباس، پیشرو باشد و از مد روز جلوتر قدم بردارد.

informal

He always tries to be ahead of the curve in choosing clothes and stay one step ahead of fashion.

词族

名词
پیشرو بودن (state of being a leader)
动词
پیش بردن (to advance, to move forward)
形容词
پیشرو (leading, pioneering)

常见搭配

شرکت پیشرو Leading company
تفکر پیشرو Progressive thinking
رویکرد پیشرو Pioneering approach
نظرات پیشرو Forward-thinking views

常用短语

پیشرو در صنعت

Industry leader

نسل پیشرو

Pioneering generation

اندیشه پیشرو

Progressive thought

容易混淆的词

پیشرو vs پیشگام (Pishgam)

'Pishgam' means pioneer, someone who is the first to do something or explore a new area. 'Pishro' implies not just being first, but also maintaining a leading position through continuous innovation and influence.

پیشرو vs موفق (Movaffaq)

'Movaffaq' simply means successful. A 'Pishro' entity is usually successful, but 'Pishro' specifically emphasizes innovation, leadership, and setting future trends, which 'Movaffaq' does not inherently convey.

语法模式

X [صفت] Y است (مثال: این شرکت در صنعت پیشرو است) X های پیشرو (مثال: رویکردهای پیشرو) به عنوان یک X پیشرو شناخته شدن (مثال: به عنوان یک رهبر پیشرو شناخته شد)

Embrace the Future

Think of 'Pishro' as someone constantly looking ahead, not just at the present. They are the trendsetters.

Avoid Overuse

While 'Pishro' denotes leadership, ensure its use is justified. Not every successful entity is necessarily 'Pishro'.

Cultural Value

In Persian culture, innovation and forward-thinking are highly valued, making 'Pishro' a respected descriptor.

自我测试

fill blank

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید:

این شرکت در زمینه هوش مصنوعی یک نام ______ است.

正确! 不太对。 正确答案: پیشرو

کلمه «پیشرو» به معنای جلوتر بودن و نوآور بودن در یک صنعت است که با جمله مطابقت دارد.

multiple choice

بهترین گزینه برای تکمیل جمله را انتخاب کنید:

رویکرد ______ آنها باعث شد تا در بازار موفق شوند.

正确! 不太对。 正确答案: پیشرو

رویکرد «پیشرو» به معنای نوآورانه و آینده‌نگر است که می‌تواند منجر به موفقیت شود.

sentence building

کلمات را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

در / فناوری / این / است / شرکت / پیشرو / عصری

正确! 不太对。 正确答案: این شرکت در فناوری پیشرو است.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که شرکت در حوزه فناوری جایگاه پیشرو دارد.

得分: /3

常见问题

4 个问题

«پیشگام» به کسی گفته می‌شود که اولین بار کاری را انجام داده یا وارد حوزه‌ای شده است. اما «پیشرو» کسی است که نه تنها اولین بوده، بلکه به طور مداوم در حال نوآوری است و دیگران از او الگو می‌گیرند و مسیر آینده را با او طی می‌کنند.

در بیشتر موارد، «پیشرو» بار معنایی مثبت دارد و به نوآوری، موفقیت و تأثیرگذاری اشاره می‌کند. با این حال، در برخی بافت‌های خاص، ممکن است به رویکردهایی اشاره کند که از نظر سنتی نامتعارف یا حتی رادیکال تلقی شوند، هرچند همچنان جنبه‌ی هدایت‌کنندگی را حفظ می‌کنند.

این واژه در حوزه‌هایی مانند فناوری، کسب‌وکار، علم، هنر، فرهنگ، سیاست و ورزش کاربرد فراوانی دارد، به‌ویژه زمانی که بخواهیم به نوآوری، رهبری و تأثیرگذاری اشاره کنیم.

معمولاً شرکت‌ها یا افرادی «پیشرو» تلقی می‌شوند که به طور مداوم ایده‌های جدید ارائه می‌دهند، استانداردهای جدیدی را تعریف می‌کنند، تأثیر قابل توجهی بر صنعت یا حوزه خود دارند و اغلب به عنوان الگو برای دیگران شناخته می‌شوند.

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!