B1 verb 中性 #3,500 最常用 1分钟阅读

رها کردن

/rɒhɒ kærˈdæn/

To set free an animal; to release.

The Persian verb 'raha kardan' signifies letting go, freeing, or releasing something or someone from a state of restraint or control.

30秒词汇

  • To set free, release, or let go.
  • Can apply to animals, relationships, ideas, or responsibilities.
  • Usage depends on context, from positive freedom to negative neglect.

Summary

The Persian verb 'raha kardan' signifies letting go, freeing, or releasing something or someone from a state of restraint or control.

  • To set free, release, or let go.
  • Can apply to animals, relationships, ideas, or responsibilities.
  • Usage depends on context, from positive freedom to negative neglect.

Think Freedom or Letting Go

Consider 'raha kardan' as either granting freedom (like a bird) or consciously letting go of something (like a thought or task).

Avoid Casual Neglect

While 'raha kardan' can mean to let go, be mindful not to use it casually for neglecting responsibilities where a more specific verb might be needed.

Symbolism of Release

In Persian culture, the act of releasing birds, especially doves, is often seen as a symbol of peace or fulfillment of a wish.

例句

4 / 4
1

پرنده‌ای که در قفس بود را آزادانه رها کردم تا پرواز کند.

I released the bird that was in the cage freely so it could fly.

2

پس از بحث‌های فراوان، تصمیم گرفتم این ایده را رها کنم و روی موضوع دیگری تمرکز کنم.

After much discussion, I decided to let go of this idea and focus on another topic.

3

دیگه نمی‌تونم این فشار رو تحمل کنم، باید این مسئله رو رها کنم.

I can't take this pressure anymore, I have to let this issue go.

4

مطالعات نشان می‌دهند که رها کردن باورهای نادرست برای پیشرفت علمی ضروری است.

Studies show that abandoning erroneous beliefs is essential for scientific progress.

词族

名词
رهایی (freedom, release)
动词
رها کردن (to release, to let go)
形容词
رها (free, released)

记忆技巧

Imagine releasing a kite ('raha') into the wind. You are letting it go free, but you still hold the string (or maybe you let go of the string too!).

Overview

«رها کردن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «آزاد کردن» یا «ول کردن» است. این فعل می‌تواند در معانی مختلفی به کار رود، از جمله آزاد کردن یک حیوان از قفس یا بند، پایان دادن به یک رابطه عاطفی یا کاری، یا حتی دست کشیدن از یک فکر یا ایده. بسته به بافت جمله، «رها کردن» می‌تواند بار معنایی مثبتی (مانند آزادی) یا منفی (مانند فراموشی یا بی‌توجهی) داشته باشد.

این فعل معمولاً به صورت «فاعل + مفعول + رها کردن» به کار می‌رود. برای مثال، «او پرنده را رها کرد» یا «آنها قولشان را رها کردند». همچنین می‌تواند با حرف اضافه «از» همراه شود تا نشان دهد چه چیزی یا چه کسی رها شده است، مانند «او از گذشته خود را رها کرد». در برخی موارد، به صورت لازم نیز به کار می‌رود، مانند «وقتی ترسید، او را رها کرد و فرار کرد».

«رها کردن» در موقعیت‌های گوناگونی استفاده می‌شود:

آزاد کردن حیوانات

«دامپزشک قول داد حیوان زخمی را پس از بهبودی رها کند.»

پایان دادن به روابط

«پس از سال‌ها رابطه، سرانجام او را رها کردم.»

واگذاری مسئولیت یا کار

«من این پروژه را رها کردم چون دیگر توانایی ادامه آن را نداشتم.»

فراموش کردن یا دست کشیدن از چیزی

«باید افکار منفی را رها کنی تا آرامش پیدا کنی.»

رها کردن اشیاء

«او کیف پولش را روی میز رها کرد و بیرون رفت.»

«رها کردن» با کلماتی مانند «آزاد کردن»، «ول کردن»، «ترک کردن»، «صرف نظر کردن» و «دیگر پیگیری نکردن» هم‌پوشانی معنایی دارد.

  • آزاد کردن: بیشتر بر رفع محدودیت و قید تأکید دارد، مانند «زندانی را آزاد کردن». «رها کردن» می‌تواند شامل این معنا باشد اما محدود به آن نیست.
  • ول کردن: معمولاً بار معنایی غیررسمی‌تر و گاهی منفی‌تری دارد و به معنای رها کردن چیزی یا کسی بدون توجه به عواقب آن است، مانند «ماشین را وسط خیابان ول کرد».
  • ترک کردن: بیشتر به معنای رفتن از یک مکان یا توقف همکاری است، مانند «خانه را ترک کردن» یا «کار را ترک کردن».
  • صرف نظر کردن: به معنای چشم‌پوشی از یک حق، خواسته یا ایده است، مانند «از حق خود صرف نظر کرد». این معنا در «رها کردن» نیز وجود دارد.
  • دیگر پیگیری نکردن: به معنای توقف تلاش برای رسیدن به هدفی است، مانند «پرونده را دیگر پیگیری نکردند». این نیز یکی از معانی «رها کردن» است.

使用说明

The verb 'raha kardan' is versatile. Its formality can shift based on context; while it can be used in formal settings for abstract concepts, its literal meaning of releasing animals is common in everyday speech. Pay attention to the object being released.

常见错误

Learners might overuse 'raha kardan' in situations where a more specific verb like 'tark kardan' (to leave) or 'taslim shodan' (to surrender) would be more appropriate. Also, confusing its neutral tone with purely negative connotations can lead to misunderstandings.

记忆技巧

Imagine releasing a kite ('raha') into the wind. You are letting it go free, but you still hold the string (or maybe you let go of the string too!).

词源

The word 'raha' likely originates from Middle Persian, meaning 'free' or 'released'. 'Kardan' is the standard Persian verb for 'to do' or 'to make'. Thus, 'raha kardan' literally means 'to make free'.

文化背景

The concept of 'raha kardan' resonates with themes of liberation and freedom in Persian literature and culture. Letting go of burdens, whether physical or emotional, is often seen as a path to spiritual peace.

例句

1

پرنده‌ای که در قفس بود را آزادانه رها کردم تا پرواز کند.

everyday

I released the bird that was in the cage freely so it could fly.

2

پس از بحث‌های فراوان، تصمیم گرفتم این ایده را رها کنم و روی موضوع دیگری تمرکز کنم.

formal

After much discussion, I decided to let go of this idea and focus on another topic.

3

دیگه نمی‌تونم این فشار رو تحمل کنم، باید این مسئله رو رها کنم.

informal

I can't take this pressure anymore, I have to let this issue go.

4

مطالعات نشان می‌دهند که رها کردن باورهای نادرست برای پیشرفت علمی ضروری است.

academic

Studies show that abandoning erroneous beliefs is essential for scientific progress.

词族

名词
رهایی (freedom, release)
动词
رها کردن (to release, to let go)
形容词
رها (free, released)

常见搭配

حیوان را رها کردن To release an animal
قول را رها کردن To break a promise (literally: to release a promise)
فکر را رها کردن To let go of a thought
مسئولیت را رها کردن To abandon responsibility

常用短语

دست از سر کسی/چیزی رها کردن

To leave someone/something alone

خود را رها کردن

To relax, to let oneself go

به حال خود رها کردن

To leave something/someone to their own devices

容易混淆的词

رها کردن vs ول کردن

'Vel kardan' often implies a more careless or abrupt release, sometimes with negative consequences, while 'raha kardan' can be more neutral or even positive (granting freedom).

رها کردن vs ترک کردن

'Tark kardan' specifically means to leave a place, job, or relationship, focusing on departure. 'Raha kardan' is broader and can mean to release or let go without necessarily leaving.

语法模式

فاعل + مفعول + رها کردن (مثال: او پرنده را رها کرد) فاعل + خود را + از + قید/مکان/موضوع + رها کردن (مثال: او خود را از گذشته رها کرد) فاعل + رها کردن (لازم) (مثال: وقتی ترسید، رها کرد و رفت)

Think Freedom or Letting Go

Consider 'raha kardan' as either granting freedom (like a bird) or consciously letting go of something (like a thought or task).

Avoid Casual Neglect

While 'raha kardan' can mean to let go, be mindful not to use it casually for neglecting responsibilities where a more specific verb might be needed.

Symbolism of Release

In Persian culture, the act of releasing birds, especially doves, is often seen as a symbol of peace or fulfillment of a wish.

自我测试

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

پس از سال‌ها تلاش، او سرانجام تصمیم گرفت این پروژه را ______.

正确! 不太对。 正确答案: رها کند

جمله نشان می‌دهد که فرد از تلاش منصرف شده و پروژه را متوقف کرده است، که با معنای «رها کردن» مطابقت دارد.

multiple choice

بهترین مترادف برای «رها کردن» در جمله زیر کدام است؟

مامور محیط زیست حیوان زخمی را پس از درمان، در جنگل رها کرد.

正确! 不太对。 正确答案: آزاد کرد

در این بافت، «رها کردن» به معنای آزاد کردن حیوان از قید و بند و بازگرداندن آن به طبیعت است که «آزاد کردن» بهترین مترادف آن است.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

او / گذشته / خود / را / رها کرد / از

正确! 不太对。 正确答案: او خود را از گذشته رها کرد.

این ترتیب کلمات، ساختار دستوری صحیح و معنای مورد نظر (دست کشیدن از خاطرات یا تأثیرات گذشته) را ایجاد می‌کند.

得分: /3

常见问题

4 个问题

خیر، معنای «رها کردن» بستگی به بافت جمله دارد. گاهی به معنای آزادی و رهایی مثبت است (مانند رها کردن پرنده)، اما گاهی می‌تواند به معنای بی‌توجهی، فراموشی یا ترک کردن یک مسئولیت به شکلی منفی باشد.

«ول کردن» معمولاً غیررسمی‌تر است و اغلب بار معنایی منفی دارد، به این معنی که چیزی یا کسی را بدون دقت یا مسئولیت‌پذیری رها می‌کنند. «رها کردن» می‌تواند رسمی‌تر باشد و معانی متنوع‌تری از جمله آزادی را نیز در بر بگیرد.

بله، می‌توان از «رها کردن» برای بیان دست کشیدن از افکار، احساسات یا نگرانی‌ها استفاده کرد. برای مثال: «باید نگرانی‌هایت را رها کنی تا آرامش یابی.»

در روابط، «رها کردن» به معنای پایان دادن به رابطه، جدا شدن از کسی یا دست کشیدن از تلاش برای حفظ رابطه است. مانند: «او تصمیم گرفت رابطه‌اش را رها کند.»

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!