A1 verb غير رسمي #6,500 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

بوسیدن

[buːsiːˈdæn]

To kiss.

Bousidan is a versatile verb for expressing affection, respect, or farewell through lip contact, with context dictating its precise meaning.

الكلمة في 30 ثانية

  • To touch or press lips on someone/something.
  • Expresses love, affection, respect, or farewell.
  • Context and type of kiss determine meaning.
  • Common in family, romance, and friendship.

Summary

Bousidan is a versatile verb for expressing affection, respect, or farewell through lip contact, with context dictating its precise meaning.

  • To touch or press lips on someone/something.
  • Expresses love, affection, respect, or farewell.
  • Context and type of kiss determine meaning.
  • Common in family, romance, and friendship.

Mastering Affection

Practice saying 'I kiss you' (بوسیدمت - bu-sid-am) and 'I kissed him/her' (او را بوسیدم - oo râ bu-sid-am) to internalize the verb's usage.

Cultural Sensitivity

Be mindful of cultural norms regarding physical affection. Public displays of kissing vary greatly; what's acceptable in one context may not be in another.

Respectful Gestures

In many Persian-speaking cultures, kissing the hands or feet of elders is a deep sign of respect, far more profound than a simple kiss.

Poetic Nuances

Explore Persian poetry where 'بوسه' (kiss) is often used metaphorically for gentle touches, blessings, or even the finality of separation.

أمثلة

6 من 8
1

مادر، فرزندش را هنگام خواب با عشق می‌بوسید.

The mother lovingly kissed her child while they were sleeping.

2

در فرهنگ ایرانی، بوسیدن دست بزرگ‌ترها نشانهٔ احترام است.

In Iranian culture, kissing the hands of elders is a sign of respect.

3

زوج جوان در پارک، گونه‌های یکدیگر را بوسیدند.

The young couple kissed each other's cheeks in the park.

4

او نامهٔ معشوقش را بوسید و در سینه گذاشت.

He kissed his beloved's letter and placed it over his heart.

5

قبل از شروع جلسه، مدیر عامل دست همکاران ارشد خود را بوسید.

Before the meeting started, the CEO kissed the hands of his senior colleagues.

6

در پایان مهمانی، میزبان مهمانان خود را با بوسیدن بدرقه کرد.

At the end of the party, the host bid farewell to his guests with kisses.

عائلة الكلمة

اسم
بوسه
فعل
بوسیدن
ظرف
-
صفة
بوسیدنی (kissable)
مرتبط
بوس

نصيحة للحفظ

Imagine a 'Booo'-tiful butterfly kissing a flower – 'Booo'-sidan. The sound 'Booo' reminds you of the kiss, and the butterfly adds a gentle, affectionate image.

Overview

«بوسیدن» یکی از رایج‌ترین و ابتدایی‌ترین افعال در زبان فارسی است که مفهوم آن در فرهنگ‌های مختلف جهان نیز مشترک است. این واژه به طور کلی به معنای تماس لب‌ها با شخص یا شیئی دیگر است، اما بار معنایی و کاربرد آن بسیار گسترده‌تر از این تعریف ساده است.

۱. معنا، ظرافت‌ها و بار معنایی:

در سطح اول، بوسیدن بیانگر ابراز احساسات است. این احساسات می‌تواند شامل عشق رمانتیک (مانند بوسهٔ بین زوج‌ها)، محبت خانوادگی (مانند بوسیدن گونهٔ کودک توسط مادر)، احترام (مانند بوسیدن دست یا پای بزرگ‌ترها در فرهنگ ایرانی)، دوستی (مانند بوسهٔ گونه بین دوستان نزدیک)، یا حتی خداحافظی و خوشامدگویی باشد. نکتهٔ مهم این است که «بوسیدن» تنها یک عمل فیزیکی نیست، بلکه حامل پیام‌های عاطفی و اجتماعی است. نوع بوسه (بر گونه، لب، دست، پا، پیشانی) و شدت آن (کوتاه، طولانی، محکم، آرام) معانی متفاوتی را منتقل می‌کند. در زبان فارسی، گاهی «بوسه» به عنوان یک استعاره نیز به کار می‌رود، مثلاً «بوسهٔ مرگ» یا «بوسهٔ آفتاب» که به معنای تماس لطیف و تأثیرگذار است.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«بوسیدن» در هر دو حالت رسمی و غیررسمی کاربرد دارد، اما نوع و موقعیت آن متفاوت است. در گفتار روزمره و بین افراد نزدیک، «بوسیدن» بسیار رایج است. مثلاً مادران فرزندانشان را می‌بوسند، دوستان (بسته به فرهنگ منطقه‌ای) گونه‌های یکدیگر را می‌بوسند، یا در هنگام خداحافظی، گاهی بوسه‌ای کوتاه رد و بدل می‌شود. در موقعیت‌های رسمی‌تر، مانند ابراز احترام به بزرگ‌ترها، «بوسیدن دست» یا «بوسیدن پا» (به‌ویژه در فرهنگ سنتی‌تر) دیده می‌شود. در ادبیات و شعر فارسی، «بوسه» نمادی قدرتمند برای عشق و دلتنگی است و به شکل‌های گوناگون به کار رفته است. از نظر منطقه‌ای، میزان ابراز محبت فیزیکی مانند بوسیدن، می‌تواند متفاوت باشد. در برخی مناطق ایران، بوسیدن گونه بین مردان یا زنان هم‌جنس بسیار رایج است، در حالی که در برخی دیگر ممکن است کمتر مرسوم باشد.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: ابراز محبت بین اعضای خانواده (پدر، مادر، فرزندان، خواهر، برادر)، بین زوج‌ها، و بین دوستان نزدیک. بوسیدن دست و پای پدربزرگ و مادربزرگ به نشانهٔ احترام.
  • مناسبت‌های خاص: در جشن‌ها، اعیاد، یا هنگام ملاقات و خداحافظی.
  • ادبیات و هنر: «بوسه» در اشعار عاشقانه، داستان‌ها، و فیلم‌ها نمادی از عشق، شور، و گاهی اندوه است. (مثلاً «بوسه بر خاک» کنایه از نهایت عشق و ارادت).
  • فرهنگ مذهبی و سنتی: در برخی فرهنگ‌های مذهبی، بوسیدن اماکن متبرکه یا دست علمای دین به نشانهٔ احترام دیده می‌شود.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • نوازش کردن: نوازش بیشتر به معنای لمس کردن آرام و مهربانانهٔ بدن یا موی کسی است و لزوماً شامل تماس لب‌ها نمی‌شود. می‌توان کسی را نوازش کرد بدون آنکه او را بوسیده باشیم.
  • در آغوش گرفتن: این عمل شامل گرفتن شخص در آغوش و فشردن اوست و می‌تواند همراه با بوسیدن باشد یا نباشد.
  • مُهر کردن: این کلمه گاهی به معنای بوسیدن به کار می‌رود، به‌ویژه در معنای «بوسیدن برای تبرک» یا «بوسیدن عمیق و طولانی». اما «مُهر کردن» بار معنایی رسمی‌تر و گاهی مذهبی دارد.

۵. سطح و لحن (Register & Tone):

«بوسیدن» در زبان روزمره و غیررسمی کاملاً عادی و پذیرفته شده است. در ادبیات و شعر، می‌تواند بسیار شاعرانه و احساسی باشد. در موقعیت‌های بسیار رسمی اداری یا دیپلماتیک، ابراز فیزیکی مانند بوسیدن معمولاً وجود ندارد، مگر در موارد خاص فرهنگی (مثلاً بوسیدن دست یا حلقهٔ ازدواج فرد). استفاده از «بوسیدن» در جمعی که افراد با هم صمیمی نیستند یا در فضایی که ابراز محبت فیزیکی نامناسب تلقی می‌شود، باید با احتیاط صورت گیرد.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations) با توضیح:

  • بوسیدنِ گونه: رایج‌ترین نوع بوسه بین دوستان یا اعضای خانواده در بسیاری از فرهنگ‌ها. «در هنگام دیدار، دوستان با بوسیدن گونه‌های یکدیگر احوالپرسی کردند.»
  • بوسیدنِ دست: نشانهٔ احترام و قدردانی، معمولاً به سمت بزرگ‌ترها یا افراد مورد احترام. «کودک دست مادربزرگش را بوسید.»
  • بوسیدنِ لب: معمولاً در روابط عاشقانه و رمانتیک. «عاشق، لب معشوقش را بوسید.»
  • بوسیدنِ پیشانی: اغلب نشانهٔ محبت عمیق، حمایت، یا تسلی. «پدر پیشانی فرزندش را بوسید.»
  • بوسیدنِ پا: نشانهٔ نهایت تواضع، احترام، یا التماس شدید (در گذشته بیشتر رایج بود). «درخواست‌کنندگان بخشش، پای پادشاه را بوسیدند.»
  • بوسیدنِ خاک: استعاره از نهایت عشق و ارادت به وطن یا مکانی مقدس. «رزمندگان، خاک وطن را بوسیدند.»
  • بوسیدنِ خداحافظی: یک بوسهٔ کوتاه هنگام ترک کردن. «قبل از سفر، همسرش را بوسید.»
  • بوسهٔ عشق: بوسه‌ای که از روی عشق و علاقهٔ شدید رد و بدل می‌شود. «آنها بوسهٔ عشقی طولانی در زیر نور ماه رد و بدل کردند.»

ملاحظات الاستخدام

Generally informal, but can be used in formal contexts to show deep respect (e.g., kissing a hand). The specific context and relationship between individuals are crucial. Avoid overly intimate displays of kissing in professional or public settings where it might be considered inappropriate. Regional and family customs greatly influence acceptable practices.

أخطاء شائعة

Learners might confuse 'بوسیدن' (to kiss) with 'نوازش کردن' (to caress). Remember, 'بوسیدن' involves the lips. Also, directly translating 'give a kiss' as 'بوسه دادن' is less common than using the verb 'بوسیدن' or the phrase 'بوسه زدن'.

نصيحة للحفظ

Imagine a 'Booo'-tiful butterfly kissing a flower – 'Booo'-sidan. The sound 'Booo' reminds you of the kiss, and the butterfly adds a gentle, affectionate image.

أصل الكلمة

The word 'بوسیدن' (bousidan) originates from Middle Persian 'pusītan'. Its root is related to the Proto-Iranian word for 'to kiss'. The initial 'p' sound likely shifted to 'b' over time in Persian.

السياق الثقافي

Kissing in Iranian culture varies widely based on relationship and setting. Kissing cheeks or hands is common among family and friends. Kissing the Quran or holy sites is an act of reverence. In literature and art, the 'kiss' is a powerful symbol of love, passion, and sometimes sorrow.

أمثلة

1

مادر، فرزندش را هنگام خواب با عشق می‌بوسید.

everyday

The mother lovingly kissed her child while they were sleeping.

2

در فرهنگ ایرانی، بوسیدن دست بزرگ‌ترها نشانهٔ احترام است.

cultural

In Iranian culture, kissing the hands of elders is a sign of respect.

3

زوج جوان در پارک، گونه‌های یکدیگر را بوسیدند.

informal

The young couple kissed each other's cheeks in the park.

4

او نامهٔ معشوقش را بوسید و در سینه گذاشت.

literary

He kissed his beloved's letter and placed it over his heart.

5

قبل از شروع جلسه، مدیر عامل دست همکاران ارشد خود را بوسید.

formal

Before the meeting started, the CEO kissed the hands of his senior colleagues.

6

در پایان مهمانی، میزبان مهمانان خود را با بوسیدن بدرقه کرد.

everyday

At the end of the party, the host bid farewell to his guests with kisses.

7

تحلیلگران به بررسی نمادین «بوسهٔ مرگ» در آثار ادبی پرداختند.

academic

Analysts examined the symbolic 'kiss of death' in literary works.

8

دوستان قدیمی پس از سال‌ها یکدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند.

informal

Old friends hugged and kissed each other after many years.

عائلة الكلمة

اسم
بوسه
فعل
بوسیدن
ظرف
-
صفة
بوسیدنی (kissable)
مرتبط
بوس

تلازمات شائعة

بوسیدن گونه To kiss a cheek
بوسیدن دست To kiss a hand
بوسیدن لب To kiss lips
بوسیدن پیشانی To kiss a forehead
بوسیدن پا To kiss a foot
بوسیدن خداحافظی To kiss goodbye
بوسه زدن To bestow a kiss (often used similarly to 'بوسیدن')
بوسهٔ عشق A kiss of love

العبارات الشائعة

بوسه بر لب

Kiss on the lips

بوسهٔ خداحافظی

Farewell kiss

بوسهٔ عشق

Kiss of love

بوسیدنِ دست و پا

Kissing hands and feet (sign of deep respect/humility)

يُخلط عادةً مع

بوسیدن vs نوازش کردن (navâzesh kardan)

'Navâzesh kardan' means to caress or pet, involving gentle touching but not necessarily lip contact. 'Bousidan' specifically means to kiss.

بوسیدن vs در آغوش گرفتن (dar âghoosh gereftan)

'Dar âghoosh gereftan' means to hug or embrace. While often accompanied by kisses, it's a distinct action of holding someone close.

بوسیدن vs مُهر کردن (mohr kardan)

While 'mohr kardan' can sometimes mean to kiss, especially deeply or ceremonially ('to seal with a kiss'), 'bousidan' is the general and more common term for kissing.

أنماط نحوية

فاعل + مفعول + بوسیدن (گذشته ساده) فاعل + مفعول + بوسیدن (حال استمراری) فاعل + مفعول + را + بوسیدن فاعل + حرف اضافه + مفعول + بوسیدن بوسیدن + مفعول (در جملات امری) بوسه + ی + مفعول (اسم مصدر)

Mastering Affection

Practice saying 'I kiss you' (بوسیدمت - bu-sid-am) and 'I kissed him/her' (او را بوسیدم - oo râ bu-sid-am) to internalize the verb's usage.

Cultural Sensitivity

Be mindful of cultural norms regarding physical affection. Public displays of kissing vary greatly; what's acceptable in one context may not be in another.

Respectful Gestures

In many Persian-speaking cultures, kissing the hands or feet of elders is a deep sign of respect, far more profound than a simple kiss.

Poetic Nuances

Explore Persian poetry where 'بوسه' (kiss) is often used metaphorically for gentle touches, blessings, or even the finality of separation.

اختبر نفسك

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'بوسیدن'

مادر، گونهٔ فرزندش را ______.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: بوسید

The past tense verb form 'بوسید' is needed here to complete the sentence about the mother kissing her child's cheek.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'بوسیدن' in this sentence.

او حلقهٔ ازدواجش را بوسید.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: He kissed his wedding ring.

In this context, 'بوسیدن' refers to the physical act of kissing the ring, often as a symbol of love or commitment.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

دست / پدرم / را / بوسیدم / روز / در / تولد

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: روز تولد، دست پدرم را بوسیدم.

The sentence is structured correctly with the time phrase ('روز تولد') followed by the object ('دست پدرم') and the verb ('بوسیدم').

error correction

Find and fix the error in the sentence.

من او را یک بوسه دادم.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: من او را بوسیدم. / من به او یک بوسه دادم.

While 'دادن بوسه' is understandable, the more natural and common verb is 'بوسیدن'. Alternatively, 'دادن یک بوسه' is grammatically correct but less direct than simply using the verb 'بوسیدن'.

النتيجة: /4

وسائل تعلم بصرية

Word Family

بوسیدن

Nouns

  • بوسه
  • بوس

Verbs

  • بوسیدن

Usage Contexts

Academic

  • تحلیل نمادین بوسه در ادبیات عرفانی

Daily Life

  • مادر فرزندش را بوسید.
  • دوستان همدیگر را بوسیدند.

Formal

  • به نشانهٔ احترام، دست پدرش را بوسید.

Literary

  • بوسه بر خاک وطن زد.

الأسئلة الشائعة

8 أسئلة

«بوسیدن» به معنی تماس لب‌هاست، در حالی که «نوازش کردن» به معنی لمس کردن آرام و مهربانانهٔ بدن یا موی کسی است و لزوماً شامل تماس لب‌ها نمی‌شود.

خیر، «بوسیدن» می‌تواند نشان‌دهندهٔ محبت خانوادگی، احترام به بزرگ‌ترها، یا حتی خداحافظی باشد. معنای آن کاملاً به موقعیت و رابطهٔ افراد بستگی دارد.

بوسیدن دست یا پا نشانهٔ احترام زیاد، قدردانی، یا تواضع در برابر افراد بزرگ‌تر، والدین، یا شخصیت‌های مورد احترام است.

بله، در برخی مناطق و بین برخی گروه‌های دوستانه، بوسیدن گونه بین مردان یا پسران به عنوان سلام و احوالپرسی یا ابراز صمیمیت رایج است، اما این موضوع می‌تواند فرهنگی و منطقه‌ای باشد.

باید به کلمات اطراف و فضای کلی متن توجه کنید. مثلاً اگر متن عاشقانه است، احتمالاً منظور بوسیدن لب است، اما اگر متن دربارهٔ احترام به پدر است، منظور بوسیدن دست یا پیشانی خواهد بود.

معمولاً در موقعیت‌های بسیار رسمی اداری یا کاری، ابراز محبت فیزیکی مانند بوسیدن رایج نیست. اما در موقعیت‌های رسمی خانوادگی یا فرهنگی، ممکن است برای نشان دادن احترام (مانند بوسیدن دست بزرگ‌تر) استفاده شود.

«بوسه» به خود عملِ بوسیدن گفته می‌شود و همچنین می‌تواند به عنوان نمادی از عشق، محبت، یا حتی یک تماس لطیف و گذرا به کار رود، مانند «بوسهٔ باد».

«بوسیدن» یک فعل متعدی است، یعنی برای کامل شدن معنا به مفعول نیاز دارد. شما کسی یا چیزی را می‌بوسید (مثلاً: او خواهرش را بوسید).

عبارات ذات صلة

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!