A1 noun محايد #9,500 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

برادرزاده

bæˈrɒːdæɾˈzɒːde

Niece or nephew (brother's child).

Baradarzadeh specifically means 'nephew' or 'niece' – the child of one's brother.

الكلمة في 30 ثانية

  • Nephew or niece (child of one's brother).
  • Specifically refers to the brother's child.
  • Used for both male and female children of a brother.
  • Common in everyday Persian conversations and family contexts.

Summary

Baradarzadeh specifically means 'nephew' or 'niece' – the child of one's brother.

  • Nephew or niece (child of one's brother).
  • Specifically refers to the brother's child.
  • Used for both male and female children of a brother.
  • Common in everyday Persian conversations and family contexts.

Use the Right Sibling's Child

Remember 'برادرزاده' is exclusively for your brother's child. For your sister's child, use 'خواهرزاده'.

Avoid Direct Translation

Don't just translate 'nephew' or 'niece' directly. Understand that 'برادرزاده' is specific to the brother's side.

Family Ties

In Persian culture, 'برادرزاده' often implies a close bond, similar to one's own child. Use it warmly.

Plural Forms

The plural is 'برادرزاده‌ها' (baradarzadeh-hā). You can also use 'برادرزادگان' (baradarzādegān) in more formal or literary contexts.

أمثلة

6 من 8
1

برادرزاده‌ی کوچکم عاشق نقاشی کشیدن است.

My little nephew/niece loves to draw.

2

طبق وصیت‌نامه، بخشی از ارثیه به برادرزاده‌ها تعلق گرفت.

According to the will, a portion of the inheritance was allocated to the nephews/nieces.

3

شرکت ما از تمام برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌های کارکنان برای بازدید دعوت کرده است.

Our company has invited all the nephews/nieces of the employees for a visit.

4

تحقیقات نشان می‌دهد که روابط برادرزاده-عمو تأثیر بسزایی بر رشد اجتماعی کودکان دارد.

Research indicates that nephew/niece-uncle relationships significantly impact children's social development.

5

در آن داستان کهن، قهرمان داستان به برادرزاده‌ی خود که یتیم شده بود، پناه داد.

In that ancient tale, the hero took in his orphaned nephew/niece.

6

وای! برادرزاده‌ات چقدر بامزه است! موهاش رو ببین!

Wow! Your nephew/niece is so cute! Look at their hair!

عائلة الكلمة

اسم
برادر, زاده, برادرزاده, خواهرزاده
فعل
زاییدن (to give birth)
صفة
برادری (brotherly)
مرتبط
برادری (brotherhood)

نصيحة للحفظ

Think of 'Brother' (برادر) and 'Son/Born' (زاده). 'برادرزاده' = Brother's child. Visualize your brother handing you his child.

Overview

«برادرزاده» واژه‌ای فارسی است که به طور مشخص به فرزندِ برادر اشاره دارد. این کلمه در زبان فارسی برای هر دو جنسیت، یعنی پسر برادر و دختر برادر، به کار می‌رود. در زبان فارسی، برای اشاره به فرزندانِ خواهر، از واژه‌ی «خواهرزاده» استفاده می‌شود. پس «برادرزاده» محدود به سمت پدری (فرزند برادر) است و «خواهرزاده» محدود به سمت مادری (فرزند خواهر).

کاربرد و ظرایف معنایی:

این واژه در زبان فارسی بسیار رایج و پرکاربرد است و در مکالمات روزمره، روابط خانوادگی، و حتی در متون ادبی و رسمی به کار می‌رود. مفهوم برادرزاده، حس نزدیکی و تعلق خانوادگی را القا می‌کند. در فرهنگ ایرانی، روابط خانوادگی اهمیت زیادی دارد و واژگانی مانند «برادرزاده» و «خواهرزاده» جایگاه ویژه‌ای در این شبکه روابط دارند. این کلمه بار عاطفی مثبتی دارد و معمولاً با احساس محبت و توجه همراه است.

الگوهای کاربرد:

۱. رسمی و غیررسمی: «برادرزاده» هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد. در یک گفتگوی دوستانه، فرد ممکن است بگوید: «برادرزاده‌ام برای دیدنم آمده بود.» در یک موقعیت رسمی‌تر، مانند یک جلسه خانوادگی یا معرفی اعضای خانواده، نیز می‌توان از این واژه استفاده کرد: «ایشان برادرزاده‌ی من هستند.»

۲. گفتاری و نوشتاری: این کلمه هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار، از نامه‌های اداری گرفته تا داستان‌ها و شعرها، به وفور یافت می‌شود. در متون ادبی، گاهی برای ایجاد حس نوستالژی یا بیان روابط عمیق خانوادگی به کار می‌رود.

۳. تفاوت‌های منطقه‌ای: در گویش‌های مختلف فارسی، ممکن است تلفظ یا حتی کاربرد جزئی متفاوتی داشته باشد، اما معنای اصلی آن (فرزند برادر) در سراسر مناطق فارسی‌زبان یکسان است.

بافت‌های رایج:

  • زندگی روزمره: «پسرم هفته‌ی بعد با برادرزاده‌اش به سفر می‌رود.» «عاشق بازی کردن با برادرزاده‌هایم هستم.»
  • روابط خانوادگی: «پدرم همیشه به برادرزاده‌هایش لطف خاصی داشت.» «برادرزاده‌ی من خیلی شبیه پدرش شده است.»
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها و فیلم‌ها، شخصیت برادرزاده می‌تواند نقش‌های مختلفی ایفا کند، از یک شخصیت دوست‌داشتنی و معصوم گرفته تا فردی که باعث چالش یا تحول در داستان می‌شود. «در آن رمان، قهرمان داستان به برادرزاده‌ی یتیم خود پناه داد.»

مقایسه با کلمات مشابه:

  • خواهرزاده (Khaharzadeh): همانطور که گفته شد، «خواهرزاده» به فرزندِ خواهر اشاره دارد. این دو واژه مکمل یکدیگرند و تنها تفاوتشان در این است که یکی به سمت برادر و دیگری به سمت خواهر اشاره می‌کند. هر دو در سطح A1 زبان فارسی قرار دارند.
  • فرزند برادر (Farzand-e Baradar): این عبارت، معادل تحت‌اللفظی «برادرزاده» است اما «برادرزاده» به دلیل کوتاهی و رایج بودن، ترجیح داده می‌شود.
  • پسر/دختر برادر (Pesar/Dokhtar-e Baradar): این عبارات نیز معادل‌های دقیق «برادرزاده» هستند، اما «برادرزاده» یک اصطلاح جامع‌تر و متداول‌تر است.

لحن و سطح رسمی بودن:

«برادرزاده» کلمه‌ای خنثی از نظر لحن است و می‌تواند در هر سطحی از رسمی بودن به کار رود. در مکالمات غیررسمی، صمیمیت بیشتری را منتقل می‌کند و در متون رسمی، صرفاً یک رابطه‌ی خویشاوندی را بیان می‌کند.

هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • برادرزاده‌ی عزیز: برای ابراز محبت.
  • برادرزاده‌ی کوچک/بزرگ: برای مشخص کردن سن.
  • برادرزاده‌ی من: برای نسبت دادن.
  • دیدن برادرزاده: فعل رایج.
  • داشتن برادرزاده: اشاره به داشتن این نسبت.

به طور خلاصه، «برادرزاده» واژه‌ای اساسی در زبان فارسی برای بیان یکی از روابط مهم خانوادگی است که در سطوح مختلف زبانی و موقعیت‌های گوناگون به کار می‌رود.

ملاحظات الاستخدام

The term 'برادرزاده' is gender-neutral and refers to both nephews and nieces originating from the brother's side. It's a fundamental term in describing family ties in Persian. While it can be used in formal settings like legal documents, its primary usage is in everyday conversation and literature. Avoid using it for the child of a sister; that would be 'خواهرزاده'.

أخطاء شائعة

Learners sometimes confuse 'برادرزاده' with 'خواهرزاده'. Always remember 'برادر' relates to the brother, so 'برادرزاده' is the brother's child. Another mistake is using it for cousins; remember 'برادرزاده' is a first-generation relative, not a cousin.

نصيحة للحفظ

Think of 'Brother' (برادر) and 'Son/Born' (زاده). 'برادرزاده' = Brother's child. Visualize your brother handing you his child.

أصل الكلمة

The word 'برادرزاده' is a compound Persian word. 'برادر' (barādar) means 'brother', and 'زاده' (zādeh) means 'son' or 'born of'. Thus, it literally translates to 'brother-born', meaning the child born of a brother.

السياق الثقافي

In Iranian culture, the relationship with nephews and nieces is often cherished, sometimes viewed with the same affection as one's own children. They play a significant role in family gatherings and celebrations. The term itself evokes warmth and familial connection, reflecting the importance placed on kinship.

أمثلة

1

برادرزاده‌ی کوچکم عاشق نقاشی کشیدن است.

everyday

My little nephew/niece loves to draw.

2

طبق وصیت‌نامه، بخشی از ارثیه به برادرزاده‌ها تعلق گرفت.

formal

According to the will, a portion of the inheritance was allocated to the nephews/nieces.

3

شرکت ما از تمام برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌های کارکنان برای بازدید دعوت کرده است.

business

Our company has invited all the nephews/nieces of the employees for a visit.

4

تحقیقات نشان می‌دهد که روابط برادرزاده-عمو تأثیر بسزایی بر رشد اجتماعی کودکان دارد.

academic

Research indicates that nephew/niece-uncle relationships significantly impact children's social development.

5

در آن داستان کهن، قهرمان داستان به برادرزاده‌ی خود که یتیم شده بود، پناه داد.

literary

In that ancient tale, the hero took in his orphaned nephew/niece.

6

وای! برادرزاده‌ات چقدر بامزه است! موهاش رو ببین!

informal

Wow! Your nephew/niece is so cute! Look at their hair!

7

او همیشه حامی برادرزاده‌هایش در مسابقات ورزشی بود.

everyday

He was always a supporter of his nephews/nieces in sports competitions.

8

شنیدم برادرزاده‌ی مریم ازدواج کرده. مبارکه!

informal

I heard Maryam's nephew/niece got married. Congratulations!

عائلة الكلمة

اسم
برادر, زاده, برادرزاده, خواهرزاده
فعل
زاییدن (to give birth)
صفة
برادری (brotherly)
مرتبط
برادری (brotherhood)

تلازمات شائعة

برادرزاده‌ی من My nephew / My niece
برادرزاده‌ی عزیز Dear nephew / Dear niece
برادرزاده‌ی کوچک Young nephew / Young niece
برادرزاده‌ی بزرگ Older nephew / Older niece
دیدن برادرزاده To see nephew/niece
داشتن برادرزاده To have a nephew/niece
مراقبت از برادرزاده To take care of nephew/niece
برادرزاده‌ی باهوش Intelligent nephew/niece

العبارات الشائعة

برادرزاده‌ی عزیزم

My dear nephew/niece

بچه‌های برادرم

My brother's children (less specific than برادرزاده)

با برادرزاده‌ام بازی کردم

I played with my nephew/niece

يُخلط عادةً مع

برادرزاده vs خواهرزاده (Khaharzadeh)

While both refer to a sibling's child, 'برادرزاده' is specifically the child of a brother, whereas 'خواهرزاده' is the child of a sister.

برادرزاده vs پسر/دختر عمو (Pesar/Dokhtar Amoo)

'برادرزاده' is your brother's child. 'پسر/دختر عمو' are your uncle's children (your father's brother's children).

برادرزاده vs نوه (Naveh)

'برادرزاده' is your brother's child. 'نوه' refers to your grandchild (your child's child).

أنماط نحوية

نسبت + برادرزاده + ام/ات/ش/مان/تان/شان (My/Your/His/Her/Our/Your/Their nephew/niece) برادرزاده + ی + اسم (The nephew/niece of [noun]) داشتن + برادرزاده (To have a nephew/niece) دیدن + برادرزاده (To see nephew/niece) برای + برادرزاده + (فعل) (Verb for nephew/niece) برادرزاده + ها (Plural: nephews/nieces)

Use the Right Sibling's Child

Remember 'برادرزاده' is exclusively for your brother's child. For your sister's child, use 'خواهرزاده'.

Avoid Direct Translation

Don't just translate 'nephew' or 'niece' directly. Understand that 'برادرزاده' is specific to the brother's side.

Family Ties

In Persian culture, 'برادرزاده' often implies a close bond, similar to one's own child. Use it warmly.

Plural Forms

The plural is 'برادرزاده‌ها' (baradarzadeh-hā). You can also use 'برادرزادگان' (baradarzādegān) in more formal or literary contexts.

اختبر نفسك

fill blank

Fill in the blank with the correct word.

پدرم برای تولد ______ یک هدیه‌ی عالی خرید.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: برادرزاده

The sentence implies the gift is for the speaker's brother's child, hence 'برادرزاده'.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'برادرزاده'.

What does 'برادرزاده' mean?

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: Child of one's brother

'برادرزاده' specifically refers to the child of one's brother.

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

برادرزاده‌ام / هدیه / یک / داد / من

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: من به برادرزاده‌ام یک هدیه دادم.

The correct sentence structure is Subject + Object + Indirect Object + Verb. 'من' (I) + 'به برادرزاده‌ام' (to my nephew/niece) + 'یک هدیه' (a gift) + 'دادم' (gave).

error correction

Find and fix the error in the sentence.

مادرم همیشه به خواهرزاده‌اش خیلی محبت می‌کند.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: مادرم همیشه به برادرزاده‌اش خیلی محبت می‌کند.

The sentence uses 'خواهرزاده' (sister's child) but the context implies affection from a mother towards her brother's child, hence 'برادرزاده' is the correct term here relative to the mother.

النتيجة: /4

وسائل تعلم بصرية

Word Family

برادرزاده

Nouns

  • برادر
  • فرزند
  • خواهرزاده
  • پسرعمو
  • دخترعمو

Verbs

  • دوست داشتن
  • مراقبت کردن

Usage Contexts

Family Gatherings

  • «برادرزاده‌ام امسال به دانشگاه می‌رود.»

Daily Life

  • «امروز برادرزاده‌ام را به پارک بردم.»

Formal Introductions

  • «آقای احمدی، برادرزاده‌ی من هستند.»

Literature

  • «داستان درباره‌ی مردی بود که از برادرزاده‌ی یتیم خود مراقبت می‌کرد.»

الأسئلة الشائعة

8 أسئلة

«برادرزاده» به فرزندِ برادر گفته می‌شود، در حالی که «خواهرزاده» به فرزندِ خواهر اشاره دارد. این دو کلمه، روابط خویشاوندی از دو سمت متفاوت را مشخص می‌کنند.

خیر، «برادرزاده» هم برای پسر برادر (nephew) و هم برای دختر برادر (niece) استفاده می‌شود. این کلمه جنسیتی نیست.

می‌توانید بگویید: «برادرزاده‌ام دیروز به خانه ما آمد.» یا «من سه برادرزاده دارم.»

این کلمه هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد و کاملاً طبیعی است.

تلفظ آن شبیه «بَرادَرْزادِه» است. حرف «ر» اول و سوم فتحه (َ) دارند و «ز» فتحه (َ) دارد.

معنای اصلی کلمه یکسان است، اما ممکن است در برخی مناطق تلفظ آن کمی متفاوت باشد.

می‌توانید از عبارت «فرزند برادر» یا «پسر/دختر برادرم» استفاده کنید، اما «برادرزاده» رایج‌تر و کوتاه‌تر است.

خیر، «برادرزاده» به فرزندِ برادرِ خودِ گوینده گفته می‌شود، چه پدر گوینده برادر داشته باشد و چه مادر گوینده برادر داشته باشد (در این حالت برادرِ مادر، دایی است و فرزندش خواهرزاده محسوب می‌شود). پس منظور برادرِ پدر یا برادرِ مادر گوینده است.

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!