Use 'گشودن' for a more formal or literary way to say 'to open'.
الكلمة في 30 ثانية
- Formal verb for 'to open'.
- Used for physical and abstract openings.
- Common in literature and formal contexts.
Overview
«گشودن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «باز کردن» است. با این حال، کاربرد آن محدود به معنای فیزیکی باز کردن اشیاء نیست و میتواند معانی مجازی و استعاری گستردهای را نیز در بر گیرد. این فعل اغلب در متون رسمی، ادبی، تاریخی و شعری به کار میرود و حس رسمیتر و گاهی فاخرتری نسبت به فعل رایجتر «باز کردن» دارد. در سطح A2 زبان فارسی، زبانآموزان با کاربردهای پایهای این فعل آشنا میشوند، عمدتاً در معنای فیزیکی باز کردن.
الگوهای کاربردی «گشودن» شامل موارد زیر است:
گشودن + مفعول (شیء فیزیکی)
مانند «درب را گشودن»، «پنجره را گشودن»، «کتاب را گشودن».
گشودن + مفعول (مفهوم انتزاعی)
مانند «راز را گشودن»، «بحران را گشودن»، «راه را گشودن».
گشودن + ضمیر متصل (در برخی ساختارها)
مانند «لب گشودن» (شروع به صحبت کردن).
در ترکیب با افعال دیگر
«شروع به گشودن کردن» (کمتر رایج).
این فعل در زمانهای مختلف صرف میشود، از جمله زمان حال (میگشاید) و گذشته (گشود).
باز کردن فیزیکی
«در خانه را گشودم.»، «پنجره را گشود تا هوا وارد شود.»
شروع یا آغاز کردن
«او بحث جدیدی را گشود.»، «فرصتهای تازهای گشوده شد.»
آشکار کردن یا فاش کردن
«کتاب، جهانی نو را بر روی او گشود.»، «سرانجام راز برملا و گشوده شد.»
در ادبیات و شعر
«لب بر گشای و دیده به ما باز کن، ای دوست.»
مقایسه با «باز کردن»:
«باز کردن» فعل بسیار رایجتر و عمومیتر است و در اکثر موقعیتها، چه رسمی و چه غیررسمی، قابل استفاده است. «گشودن» معمولاً در بافتهای رسمیتر، ادبی، تاریخی یا برای تأکید بیشتر به کار میرود. برای مثال، در محاوره روزمره میگوییم «در را باز کن»، اما در یک متن ادبی یا تاریخی ممکن است از «در را بگشای» استفاده شود. هر دو فعل در معنای فیزیکی باز کردن یکسان هستند، اما «گشودن» بار معنایی سنگینتر و رسمیتری دارد.
مقایسه با «فراهم کردن» یا «ایجاد کردن»:
در معنای مجازی، «گشودن» گاهی میتواند به «فراهم کردن» یا «ایجاد کردن» نزدیک باشد، به ویژه وقتی صحبت از فرصت یا راه باشد. مثلاً «راهی گشودن» میتواند به معنای «راهی فراهم کردن» باشد. اما «گشودن» بیشتر بر جنبهی «آشکار شدن» یا «باز شدن» چیزی که قبلاً بسته یا پنهان بوده، تأکید دارد.
أمثلة
لطفاً در را گشوده نگه دارید.
everydayPlease keep the door open.
فرمانروا دستور گشودن دروازههای شهر را صادر کرد.
formalThe ruler ordered the opening of the city gates.
با خنده، سکوت سنگین را گشود.
informalWith a laugh, she broke the heavy silence.
این کشف علمی، افقهای تازهای را در علم پزشکی گشود.
academicThis scientific discovery opened new horizons in medical science.
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
در را گشودن
To open the door
لب گشودن
To start speaking
بخت گشودن
For one's luck to open (to become lucky)
يُخلط عادةً مع
'باز کردن' is the general, everyday verb for 'to open'. 'گشودن' is more formal, literary, and sometimes implies a more significant or profound opening.
'بستن' is the direct antonym of 'باز کردن' and 'گشودن', meaning 'to close'.
أنماط نحوية
How to Use It
ملاحظات الاستخدام
While 'گشودن' is a valid verb for 'to open', its usage is generally reserved for more formal or literary contexts. In everyday spoken Persian, 'باز کردن' is far more common and natural. Using 'گشودن' in casual conversation might sound archaic or overly dramatic.
أخطاء شائعة
Learners might overuse 'گشودن' in casual conversation, mistaking its formality for general applicability. Conversely, they might not recognize its use in abstract contexts like 'opening opportunities' or 'unfolding a mystery'.
Tips
Formal Opening Verb
Remember 'گشودن' is the more formal counterpart to 'باز کردن'. Use it in writing or when speaking formally.
Avoid Overuse in Casual Talk
While correct, using 'گشودن' frequently in everyday casual conversation might sound unnatural or overly formal.
Literary and Poetic Resonance
The verb 'گشودن' carries a deeper, often more evocative meaning in Persian literature and poetry, contributing to its rich imagery.
أصل الكلمة
The word 'گشودن' comes from Middle Persian 'kwšʾn' (kušān), related to the Proto-Iranian root '*kuh-' meaning 'to cut' or 'to cleave', suggesting an action of separating or opening.
السياق الثقافي
In Persian culture, the act of opening, especially doors or opportunities, can carry symbolic weight. 'گشودن' is often used in contexts that emphasize new beginnings, revelations, or the granting of access, reflecting a deeper cultural appreciation for such moments.
نصيحة للحفظ
Think of 'گشودن' as 'gushing' open, implying a more dramatic or significant opening than a simple 'باز کردن'. Imagine a grand gate being 'گشوده'.
الأسئلة الشائعة
4 أسئلة«باز کردن» فعلی عمومی و رایج در تمام موقعیتهاست. «گشودن» رسمیتر، ادبیتر و گاهی فاخرتر است و بیشتر در متون ادبی، تاریخی یا برای تأکید به کار میرود.
خیر، «گشودن» علاوه بر اشیاء فیزیکی مانند در و پنجره، برای مفاهیم انتزاعی مانند راز، بحث، فرصت یا راه نیز به کار میرود.
در موقعیتهای رسمی، نوشتاری، ادبی، تاریخی یا زمانی که میخواهید لحنی فاخرتر و تأکیدیتر داشته باشید، استفاده از «گشودن» مناسبتر است.
کاربرد «گشودن» در زبان محاوره کمتر است و بیشتر مردم از «باز کردن» استفاده میکنند. اما در برخی ترکیبات مانند «لب گشودن» (شروع به صحبت کردن) یا در نقل قولها، ممکن است شنیده شود.
اختبر نفسك
او با سخنانش دریچهای نو به روی مسائل ___.
فعل «گشود» به معنای باز کردن است و در این جمله به معنای مجازی (آشکار کردن، فراهم کردن) به کار رفته است.
کتاب، جهانی شگفتانگیز را بر او گشود.
در این جمله، «گشود» به معنای آشکار کردن و نشان دادن جهانی جدید است.
را / در / او / گشود / خانه
این ترتیب صحیحترین و رایجترین ساختار جمله برای بیان این معنی است.
النتيجة: /3
Summary
Use 'گشودن' for a more formal or literary way to say 'to open'.
- Formal verb for 'to open'.
- Used for physical and abstract openings.
- Common in literature and formal contexts.
Formal Opening Verb
Remember 'گشودن' is the more formal counterpart to 'باز کردن'. Use it in writing or when speaking formally.
Avoid Overuse in Casual Talk
While correct, using 'گشودن' frequently in everyday casual conversation might sound unnatural or overly formal.
Literary and Poetic Resonance
The verb 'گشودن' carries a deeper, often more evocative meaning in Persian literature and poetry, contributing to its rich imagery.
أمثلة
4 من 4لطفاً در را گشوده نگه دارید.
Please keep the door open.
فرمانروا دستور گشودن دروازههای شهر را صادر کرد.
The ruler ordered the opening of the city gates.
با خنده، سکوت سنگین را گشود.
With a laugh, she broke the heavy silence.
این کشف علمی، افقهای تازهای را در علم پزشکی گشود.
This scientific discovery opened new horizons in medical science.
Related Content
عبارات ذات صلة
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات general
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).