B2 noun رسمي 1 دقيقة للقراءة

قوت

ghovvat /ɢov.væt/

Strength is not just physical power but the inner resilience and quality of character.

الكلمة في 30 ثانية

  • Refers to physical strength or internal fortitude.
  • Used metaphorically to describe a person's strong points.
  • Can also denote sustenance or basic food requirements.

بررسی کلی

واژه «قوت» ریشه‌ای عربی دارد و در زبان فارسی به عنوان یک اسم انتزاعی برای توصیف توانمندی و استقامت به کار می‌رود. این کلمه فراتر از قدرت بدنی ساده، به معنای ظرفیت درونی برای تحمل سختی‌ها یا انجام کارهای بزرگ است. ۲) الگوهای کاربرد: این واژه اغلب در ترکیب با فعل‌های «داشتن»، «بخشیدن» و «گرفتن» ظاهر می‌شود. برای مثال، «قوت قلب» یک ترکیب رایج برای توصیف آرامش و اطمینان خاطر است. همچنین در متون ادبی، از آن برای توصیف نیروی محرکه یک حرکت یا اراده استفاده می‌شود. ۳) زمینه‌های رایج: در ادبیات کلاسیک، قوت به معنای رزق و روزی (غذا) نیز به کار می‌رفته است (مانند قوت لایموت). در زبان معاصر، بیشتر به جنبه‌های توانمندی‌های ذهنی، استدلال‌های محکم یا ویژگی‌های مثبت یک شخص اشاره دارد. ۴) مقایسه با کلمات مشابه: کلمه «قدرت» مترادف اصلی آن است، اما «قوت» بار معنایی عمیق‌تر و گاهی ادبی‌تر دارد. در حالی که «قدرت» بیشتر بر سلطه و توانایی فیزیکی تأکید دارد، «قوت» بر استواری، پایداری و کیفیت درونی تمرکز می‌کند.

📝

ملاحظات الاستخدام

The word is generally formal and literary. In daily speech, people often prefer 'tavan' or 'ghodrat'. Use it when you want to emphasize the quality or the source of support.

⚠️

أخطاء شائعة

Learners often use it interchangeably with 'ghodrat' in mechanical contexts. Remember that 'ghovvat' is more abstract and relates to inner quality or endurance.

💡

نصيحة للحفظ

Think of 'Ghovvat' as 'Quality-Strength'. It sounds like a word for something that is built to last.

📖

أصل الكلمة

Derived from the Arabic root Q-W-Y, which relates to being strong or firm. It has been integrated into Persian for centuries, appearing in ancient poetry.

🌍

السياق الثقافي

The word is frequently used in religious and classical texts to describe divine power or the basic needs of humans. It carries a sense of dignity and resilience.

أمثلة

1

این استدلال قوت منطقی بالایی دارد.

academic

This argument has high logical strength.

2

او قوت قلب من در روزهای سخت بود.

everyday

He was my source of strength in hard days.

3

بدن او دیگر قوت سابق را ندارد.

informal

His body does not have its former strength.

4

آن‌ها به دنبال قوت لایموت خود هستند.

formal

They are looking for their basic sustenance.

عائلة الكلمة

اسم
قوت
فعل
تقویت کردن
صفة
قوی

تلازمات شائعة

قوت قلب Source of comfort/strength
قوت لایموت Basic sustenance
به قوت خود باقی ماندن To remain valid/in force

العبارات الشائعة

قوت گرفتن

To gain strength

قوت بخشیدن

To empower

به قوت خود باقی است

It remains in effect

يُخلط عادةً مع

قوت vs قدرت

Power is more general and refers to physical or political authority. Strength (ghovvat) refers to the quality of being solid or resilient.

أنماط نحوية

قوتِ [اسم] دارای قوتِ [صفت] به قوتِ خود باقی است
💡

Use with heart for emotional context

Combine with 'ghalb' (heart) to express comfort. It effectively conveys that someone is a source of emotional strength.

⚠️

Avoid confusing with physical force only

Remember that 'ghovvat' implies inner stability. For purely mechanical or physical power, 'ghodrat' is often more precise.

🌍

Literary and religious roots

The word has deep roots in Persian classical literature and religious texts. It often carries a formal or elevated tone.

اختبر نفسك

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.

او با شنیدن خبر موفقیت فرزندش، ___ گرفت.

✓ صحيح! ✗ ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: قوت قلب

قوت قلب یک اصطلاح برای توصیف آرامش و دلگرمی است.

🎉 النتيجة: /1

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

اگرچه در بسیاری از جملات به جای هم استفاده می‌شوند، اما قوت بیشتر بر پایداری و استحکام درونی دلالت دارد، در حالی که قدرت بیشتر بر توانایی انجام کار یا سلطه تأکید می‌کند.

این یک اصطلاح رایج است که به حداقل غذا یا دارایی لازم برای زنده ماندن اشاره دارد. در اینجا قوت به معنای خوراک و تغذیه است.

بله، وقتی می‌گوییم «استدلال او قوت بسیاری داشت»، یعنی آن استدلال محکم، منطقی و غیرقابل انکار بوده است.

فعل‌هایی مانند «یافتن»، «بخشیدن»، «گرفتن» و «داشتن» بیشترین کاربرد را در کنار این کلمه دارند.

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!