B2 verb Neutral 1 Min. Lesezeit

حاضر کردن

hazir kardan /hɒːzeɾ kær dæn/

To make something ready for use or action; to prepare.

To master 'حاضر کردن', remember its core meaning of making something ready for immediate use or action, encompassing both physical and situational preparation.

Wort in 30 Sekunden

  • Means 'to prepare' or 'make ready' for use or action.
  • Used across formal and informal contexts, very versatile.
  • Neutral register, suitable for most situations.
  • Common mistake: Confusing with 'آماده کردن' (broader preparation).
  • Highlights responsibility and foresight in Persian culture.

Summary

To master 'حاضر کردن', remember its core meaning of making something ready for immediate use or action, encompassing both physical and situational preparation.

  • Means 'to prepare' or 'make ready' for use or action.
  • Used across formal and informal contexts, very versatile.
  • Neutral register, suitable for most situations.
  • Common mistake: Confusing with 'آماده کردن' (broader preparation).
  • Highlights responsibility and foresight in Persian culture.

Focus on the 'Ready' State

Think of 'حاضر کردن' as bringing something to a state of readiness for immediate use. For instance, 'حاضر کردن چای' means making the tea ready to drink, not just boiling the water. This emphasizes the final step of preparation.

Not Always Interchangeable with 'آماده کردن'

While often similar, 'حاضر کردن' implies a more direct, often final, act of preparation, whereas 'آماده کردن' can refer to a broader, more involved process. Don't assume they are always perfect substitutes, especially in formal contexts where nuance matters.

Hospitality and Preparation

In Persian culture, 'حاضر کردن' is frequently used in the context of hospitality, such as 'حاضر کردن غذا برای مهمان' (preparing food for guests). This highlights the cultural value placed on making guests feel welcome and well-cared for through thoughtful preparation.

Beyond Physical Preparation

Beyond tangible items, 'حاضر کردن' can refer to preparing abstract concepts or conditions. For example, 'حاضر کردن ذهن' (preparing one's mind) or 'حاضر کردن شرایط' (preparing the conditions). This extends its utility to more complex, non-physical scenarios.

Beispiele

6 von 8
1

مادر برای مهمان‌ها غذای خوشمزه‌ای حاضر کرد.

The mother prepared a delicious meal for the guests.

2

لطفاً گزارش مالی سه‌ماهه را برای جلسه فردا حاضر کنید.

Please prepare the quarterly financial report for tomorrow's meeting.

3

بچه‌ها رو حاضر کن بریم پارک.

Get the kids ready, let's go to the park.

4

دانشجویان موظفند پایان‌نامه خود را مطابق با دستورالعمل‌های دانشگاه حاضر نمایند.

Students are obliged to prepare their thesis according to university guidelines.

5

شرکت باید تمامی مدارک لازم را برای مناقصه بین‌المللی حاضر کند.

The company must prepare all necessary documents for the international tender.

6

شاعر صحنه را با دقت حاضر کرده بود تا خواننده را در فضای داستان غرق کند.

The poet had meticulously prepared the scene to immerse the reader in the story's atmosphere.

Wortfamilie

Nomen
حضور (presence), حاضری (ready-made food/snack), آماده‌سازی (preparation)
Verb
حاضر شدن (to be present/ready), آماده کردن (to prepare)
Adverb
حاضراً (presently, immediately)
Adjektiv
حاضر (present, ready), آماده (ready)
Verwandt
آمادگی (readiness)

Merkhilfe

Imagine a 'HAZARdous' situation where you need to quickly 'HAZAR KARDAN' (prepare) everything. Picture a chef frantically 'HAZAR KARDAN' a meal, a student 'HAZAR KARDAN' their books for an exam, or a traveler 'HAZAR KARDAN' their suitcase. The 'HAZAR' sound can remind you of the urgency and action of getting things ready.

Overview

«حاضر کردن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای آماده‌سازی، مهیا ساختن، یا تدارک دیدن چیزی برای استفاده یا انجام کاری است. این فعل طیف وسیعی از کاربردها را در بر می‌گیرد، از آماده کردن یک وعده غذایی ساده تا مهیا ساختن شرایط برای یک رویداد بزرگ. بار معنایی آن عموماً مثبت و سازنده است و به اقداماتی اشاره دارد که منجر به آمادگی و کارایی می‌شود. این فعل نه تنها به آماده‌سازی فیزیکی اشیاء اشاره دارد، بلکه می‌تواند به آماده‌سازی ذهنی یا شرایطی نیز تعمیم یابد. برای مثال، حاضر کردن ذهن برای یادگیری یا حاضر کردن شرایط برای یک ملاقات. این فعل حس مسئولیت‌پذیری و پیش‌بینی را نیز منتقل می‌کند، زیرا کسی که چیزی را حاضر می‌کند، در حال برنامه‌ریزی و اطمینان از آمادگی برای آینده است. این آمادگی می‌تواند از جنبه‌های مختلفی باشد، از جمله فیزیکی، ذهنی، یا لجستیکی.

2) Usage Patterns — formal/informal, written/spoken, regional use

«حاضر کردن» در هر دو گفتار رسمی و غیررسمی، و همچنین در نوشتار، به وفور استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره، برای اشاره به آماده‌سازی غذا («شام را حاضر کردم»)، آماده کردن لباس («لباس‌هایم را حاضر کردم») یا حتی آماده کردن یک فرد برای خروج («بچه را حاضر کردم») به کار می‌رود. این کاربردها نشان‌دهنده فراگیری آن در زندگی روزمره است. در متون رسمی‌تر مانند گزارش‌ها، اسناد اداری، یا مقالات علمی، ممکن است به معنای آماده‌سازی مدارک، طرح‌ها یا جلسات باشد («گزارش نهایی برای ارائه حاضر شد»). در این بافت‌ها، فعل معنای سازماندهی و تکمیل را نیز در بر می‌گیرد. از نظر منطقه‌ای، این فعل در سراسر ایران و مناطق فارسی‌زبان رایج است و تفاوت‌های معنایی یا کاربردی چشمگیری ندارد، که نشان‌دهنده استاندارد بودن آن در زبان فارسی است. تنها ممکن است در برخی گویش‌ها، افعال مترادف با شیوع بیشتری به کار روند، اما «حاضر کردن» همچنان قابل فهم و پرکاربرد است و هیچ گونه ابهامی ایجاد نمی‌کند.

3) Common Contexts — work, travel, media, literature, social media

این فعل در بافت‌های مختلفی کاربرد دارد و انعطاف‌پذیری بالایی در بیان مفاهیم مرتبط با آمادگی نشان می‌دهد. در محیط کار، از «حاضر کردن» برای آماده‌سازی اسناد، پروژه‌ها، گزارش‌ها، یا حتی قهوه برای همکاران استفاده می‌شود. مثلاً: «لطفاً صورتجلسه را برای امضا حاضر کنید.» در سفر، به معنای آماده کردن چمدان، مدارک سفر، یا حتی خودرو برای حرکت است. مثلاً: «چمدان‌ها را حاضر کردم تا صبح حرکت کنیم.» در رسانه‌ها، ممکن است به آماده‌سازی یک برنامه تلویزیونی، یک گزارش خبری، یا یک مصاحبه اشاره کند. مثلاً: «گروه خبری، دوربین‌ها را برای پخش زنده حاضر کردند.» در ادبیات، نویسندگان می‌توانند از آن برای توصیف آماده‌سازی صحنه، شخصیت‌ها، یا فضای داستان استفاده کنند تا خواننده را برای رویدادهای آینده آماده کنند. مثلاً: «نویسنده مقدمات داستان را به دقت حاضر کرد.» حتی در شبکه‌های اجتماعی، کاربران ممکن است بگویند «پست جدیدم را حاضر کردم» یا «برای لایو حاضر شدم»، هرچند در این موارد، «آماده کردن» نیز رایج است و گاهی ترجیح داده می‌شود. مثال‌های دیگر شامل آماده‌سازی برای امتحان، حاضر کردن مهمان، یا آماده کردن وسایل ورزشی است که نشان‌دهنده وسعت کاربرد این فعل در زندگی روزمره است.

4) Comparison with Similar Words — how it differs from near-synonyms

«حاضر کردن» اغلب با «آماده کردن» هم‌پوشانی معنایی دارد، اما تفاوت‌های ظریفی بین آن‌ها وجود دارد که درک آن‌ها برای استفاده دقیق‌تر ضروری است. «آماده کردن» بیشتر بر روی فرآیند کلی آماده‌سازی و رساندن چیزی به وضعیت مطلوب تأکید دارد، در حالی که «حاضر کردن» می‌تواند به مرحله نهایی آماده‌سازی یا صرفاً در دسترس قرار دادن چیزی اشاره کند. مثلاً، «غذا را آماده کردن» یعنی پختن و تدارک دیدن آن از ابتدا، اما «غذا را حاضر کردن» می‌تواند به معنای آوردن غذا سر میز یا صرفاً آماده بودن آن برای سرو باشد، حتی اگر شخص دیگری آن را پخته باشد. «مهیا کردن» نیز مترادف است و بار معنایی رسمی‌تری دارد و بیشتر در متون نوشتاری یا گفتار رسمی به کار می‌رود و حس فراهم آوردن امکانات را منتقل می‌کند. «تدارک دیدن» نیز به معنای فراهم آوردن و آماده‌سازی است، اما اغلب برای موارد بزرگ‌تر یا پیچیده‌تر مانند تدارک جشن، مراسم، یا سفر استفاده می‌شود و حس برنامه‌ریزی گسترده‌تر را دارد. «فراهم آوردن» نیز شبیه است و بیشتر بر روی جمع‌آوری و در دسترس قرار دادن منابع، امکانات یا شرایط تأکید دارد و ممکن است فرآیند طولانی‌تری را شامل شود. در مجموع، «حاضر کردن» اغلب به یک عمل مشخص و نهایی‌تر از آماده‌سازی اشاره دارد.

5) Register & Tone — when appropriate, when to avoid

«حاضر کردن» فعلی با لحن خنثی است و می‌تواند در هر دو بافت رسمی و غیررسمی به کار رود، که آن را به یک انتخاب امن و قابل اعتماد تبدیل می‌کند. در محیط‌های کاری یا آکادمیک، استفاده از آن کاملاً مناسب است و هیچ بار منفی یا بیش از حد غیررسمی ندارد. مثلاً «مدارک را حاضر کنید» یا «پروژه را برای فردا حاضر کرده‌ام» جملاتی کاملاً حرفه‌ای و استاندارد هستند. در مکالمات روزمره با دوستان و خانواده نیز به راحتی استفاده می‌شود: «چای را حاضر کردم» یا «بچه‌ها را حاضر کن». لحن آن مؤدبانه و مستقیم است و هیچ گونه کنایه یا طعنه‌ای ندارد، که آن را برای ارتباطات شفاف مناسب می‌سازد. با این حال، در برخی موارد که نیاز به تأکید بر فرآیند دقیق و زمان‌بر آماده‌سازی است، ممکن است «آماده کردن» مناسب‌تر باشد، زیرا «آماده کردن» می‌تواند به مراحل پیچیده‌تر و طولانی‌تر اشاره کند. از آنجا که این فعل بسیار رایج و پذیرفته شده است، موارد خاصی برای اجتناب از آن وجود ندارد، مگر اینکه به دنبال جایگزینی با لحن بسیار رسمی‌تر (مانند «مهیا ساختن» یا «تدارک دیدن») یا بسیار غیررسمی‌تر (که در این مورد کمتر دیده می‌شود و معمولاً خود «حاضر کردن» نیز غیررسمی استفاده می‌شود) باشید. در کل، «حاضر کردن» انتخابی مطمئن و همه‌کاره است.

6) Collocations in Context — common word pairings explained

«حاضر کردن» با اسامی مختلفی هم‌نشینی دارد و با توجه به اسم، معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند. درک این هم‌نشینی‌ها به استفاده طبیعی‌تر و صحیح‌تر از فعل کمک می‌کند:

  • غذا حاضر کردن: (To prepare food) - به معنای پختن و آماده کردن وعده غذایی برای سرو است. «مادر برای مهمان‌ها غذای خوشمزه‌ای حاضر کرد.» (The mother prepared a delicious meal for the guests.)
  • چای/قهوه حاضر کردن: (To make tea/coffee) - به معنای دم کردن یا آماده‌سازی نوشیدنی. «لطفاً برای من یک فنجان چای حاضر کن.» (Please make me a cup of tea.)
  • مدارک حاضر کردن: (To prepare documents) - به معنای جمع‌آوری، تنظیم و آماده‌سازی اسناد برای ارائه یا استفاده. «برای ثبت‌نام باید تمامی مدارک لازم را حاضر کنید.» (To register, you must prepare all necessary documents.)
  • خودرو حاضر کردن: (To prepare a car) - به معنای آماده‌سازی وسیله نقلیه برای حرکت، مثلاً چک کردن سوخت یا تمیز کردن آن. «راننده خودرو را برای حرکت حاضر کرد.» (The driver prepared the car for departure.)
  • درس/تکالیف حاضر کردن: (To prepare lessons/homework) - به معنای مطالعه و انجام وظایف درسی. «دانش‌آموزان باید درس‌هایشان را برای فردا حاضر کنند.» (Students must prepare their lessons for tomorrow.)
  • جلسه حاضر کردن: (To prepare a meeting) - به معنای آماده‌سازی فضا، وسایل و دستور کار یک جلسه. «منشی سالن جلسه را حاضر کرد.» (The secretary prepared the meeting room.)
  • شرایط حاضر کردن: (To prepare conditions/circumstances) - به معنای فراهم آوردن بستر و موقعیت لازم برای انجام کاری. «آن‌ها شرایط را برای شروع پروژه حاضر کردند.» (They prepared the conditions for the project to start.)
  • بچه/مهمان حاضر کردن: (To get a child/guest ready) - به معنای کمک به فرد برای آماده شدن، مثلاً پوشاندن لباس یا رسیدگی به ظاهر. «بچه را برای رفتن به پارک حاضر کردم.» (I got the child ready to go to the park.)

این هم‌نشینی‌ها نشان می‌دهند که «حاضر کردن» چقدر در بافت‌های مختلف زندگی روزمره و کاری قابل استفاده است و چگونه معنای آن با تغییر مفعول، کمی تغییر می‌کند اما هسته اصلی «آماده‌سازی» ثابت می‌ماند و این فعل را به ابزاری قدرتمند برای بیان آمادگی تبدیل می‌کند. طول کلمات: 1100 کلمه.

Nutzungshinweise

حاضر کردن is a neutral verb, suitable for both formal and informal registers, making it highly versatile. It's widely used across all regions of Iran and Persian-speaking areas without significant variations. You'll find it in both written reports and casual spoken conversations, from preparing a business presentation to getting ready for a party. On social media, it's less common than 'آماده کردن' when referring to personal readiness, but still understood. Avoid using it if you want to emphasize a very complex or lengthy preparatory process; in such cases, 'آماده کردن' or 'تدارک دیدن' might be more appropriate.

Häufige Fehler

A common mistake is confusing 'حاضر کردن' with 'حاضر شدن' (to be present/to get ready oneself). 'حاضر کردن' requires an object (e.g., 'غذا را حاضر کردم' - I prepared the food), whereas 'حاضر شدن' doesn't take a direct object (e.g., 'من حاضر شدم' - I got ready/I was present). Another error is using it when 'آماده کردن' would be more precise for a broader preparation process. Learners sometimes translate literally from English 'make present,' which doesn't convey the correct meaning. Ensure the context implies making something ready for use, not just making it present.

Merkhilfe

Imagine a 'HAZARdous' situation where you need to quickly 'HAZAR KARDAN' (prepare) everything. Picture a chef frantically 'HAZAR KARDAN' a meal, a student 'HAZAR KARDAN' their books for an exam, or a traveler 'HAZAR KARDAN' their suitcase. The 'HAZAR' sound can remind you of the urgency and action of getting things ready.

Wortherkunft

The word 'حاضر' (hāzer) originates from Arabic, from the root 'ح ض ر' (ḥ-ḍ-r), meaning 'to be present,' 'to attend,' or 'to be ready.' When combined with the Persian verb 'کردن' (kardan), meaning 'to do' or 'to make,' it forms the compound verb 'حاضر کردن.' This combination literally means 'to make present' or 'to bring into presence,' which evolved into 'to prepare' or 'to make ready.' This linguistic structure is common in Persian for forming new verbs from Arabic loanwords.

Kultureller Kontext

In Persian culture, 'حاضر کردن' is deeply intertwined with hospitality and social responsibility. Preparing food ('غذا حاضر کردن') for guests is a central aspect of welcoming visitors, reflecting generosity and respect. It also signifies foresight and planning, as seen in preparing for exams or important meetings, which are highly valued traits. On social media, while 'آماده کردن' might be more common for personal readiness, 'حاضر کردن' can still convey the idea of creating content or getting things set up. The emphasis on being prepared and making things ready for others reflects a collective-oriented society where readiness for social interactions is important.

Beispiele

1

مادر برای مهمان‌ها غذای خوشمزه‌ای حاضر کرد.

everyday

The mother prepared a delicious meal for the guests.

2

لطفاً گزارش مالی سه‌ماهه را برای جلسه فردا حاضر کنید.

formal

Please prepare the quarterly financial report for tomorrow's meeting.

3

بچه‌ها رو حاضر کن بریم پارک.

informal

Get the kids ready, let's go to the park.

4

دانشجویان موظفند پایان‌نامه خود را مطابق با دستورالعمل‌های دانشگاه حاضر نمایند.

academic

Students are obliged to prepare their thesis according to university guidelines.

5

شرکت باید تمامی مدارک لازم را برای مناقصه بین‌المللی حاضر کند.

business

The company must prepare all necessary documents for the international tender.

6

شاعر صحنه را با دقت حاضر کرده بود تا خواننده را در فضای داستان غرق کند.

literary

The poet had meticulously prepared the scene to immerse the reader in the story's atmosphere.

7

برای سفر باید چمدان‌ها را از شب قبل حاضر کنیم.

everyday

For the trip, we must prepare the suitcases the night before.

8

مدیر پروژه دستور داد که همه تجهیزات را برای شروع کار حاضر کنند.

business

The project manager ordered all equipment to be prepared for the start of work.

Wortfamilie

Nomen
حضور (presence), حاضری (ready-made food/snack), آماده‌سازی (preparation)
Verb
حاضر شدن (to be present/ready), آماده کردن (to prepare)
Adverb
حاضراً (presently, immediately)
Adjektiv
حاضر (present, ready), آماده (ready)
Verwandt
آمادگی (readiness)

Grammatikmuster

فاعل + مفعول + حاضر کردن (مثال: من غذا را حاضر کردم.) فاعل + برای + شخص/چیز + مفعول + حاضر کردن (مثال: او برای مهمان‌ها چای حاضر کرد.) فاعل + مفعول + برای + هدف + حاضر کردن (مثال: ما مدارک را برای جلسه حاضر کردیم.) فعل امر: حاضر کن! / حاضر کنید! (مثال: لطفاً چمدان‌ها را حاضر کنید.) حاضر کردن + مصدر (مثال: او خودش را برای رفتن حاضر کرد.) مفعول + حاضر کرده شدن (مجهول) (مثال: غذا حاضر شده است.)

Focus on the 'Ready' State

Think of 'حاضر کردن' as bringing something to a state of readiness for immediate use. For instance, 'حاضر کردن چای' means making the tea ready to drink, not just boiling the water. This emphasizes the final step of preparation.

Not Always Interchangeable with 'آماده کردن'

While often similar, 'حاضر کردن' implies a more direct, often final, act of preparation, whereas 'آماده کردن' can refer to a broader, more involved process. Don't assume they are always perfect substitutes, especially in formal contexts where nuance matters.

Hospitality and Preparation

In Persian culture, 'حاضر کردن' is frequently used in the context of hospitality, such as 'حاضر کردن غذا برای مهمان' (preparing food for guests). This highlights the cultural value placed on making guests feel welcome and well-cared for through thoughtful preparation.

Beyond Physical Preparation

Beyond tangible items, 'حاضر کردن' can refer to preparing abstract concepts or conditions. For example, 'حاضر کردن ذهن' (preparing one's mind) or 'حاضر کردن شرایط' (preparing the conditions). This extends its utility to more complex, non-physical scenarios.

Teste dich selbst

fill blank

جای خالی را با شکل صحیح فعل «حاضر کردن» پر کنید.

لطفاً مدارک لازم را برای ثبت‌نام ______.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort:

فعل در اینجا باید به صورت امر و برای مخاطب جمع یا محترمانه (شما) باشد. «حاضر کنید» شکل صحیح فعل امر برای دوم شخص جمع است.

multiple choice

کدام جمله از «حاضر کردن» به درستی استفاده کرده است؟

کدام یک از جملات زیر صحیح است؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort:

«خود را حاضر کردن» به معنای آماده شدن است. گزینه‌های دیگر از نظر ساختاری یا معنایی نادرست هستند؛ مثلاً 'حاضر شد' برای شخص و 'حاضر شدند' برای جمع باید با 'شدن' باشد نه 'کردن'.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنی‌دار بسازید که شامل «حاضر کردن» باشد.

کلمات: (پروژه، برای، فردا، من، حاضر کردن)

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort:

این جمله یک ساختار فاعل-مفعول-فعل استاندارد را دنبال می‌کند و معنای 'آماده کردن پروژه برای فردا' را به درستی منتقل می‌کند.

error correction

جمله زیر را اصلاح کنید.

«مادر من شام را حاضر شد.»

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort:

فعل «حاضر شدن» برای فاعل خودکار است (مثلاً 'من حاضر شدم')، اما برای مفعول (شام) باید از «حاضر کردن» استفاده شود. بنابراین «حاضر کرد» صحیح است.

Ergebnis: /4

Visuelle Lernhilfen

Word Family

حاضر کردن

Nouns

  • حضور
  • حاضری
  • آمادگی

Verbs

  • حاضر شدن
  • آماده کردن

Adjectives

  • حاضر
  • آماده
  • مهیا

Usage Contexts

Academic

  • پایان‌نامه را حاضر کردن

Daily Life

  • غذا حاضر کردن
  • بچه را حاضر کردن
  • چای حاضر کردن

Business

  • مدارک را حاضر کردن
  • گزارش را حاضر کردن

Häufig gestellte Fragen

10 Fragen

تفاوت اصلی در تأکید است. «آماده کردن» بیشتر به فرآیند کلی و جامع آماده‌سازی اشاره دارد، در حالی که «حاضر کردن» اغلب به مرحله نهایی آماده‌سازی یا صرفاً در دسترس قرار دادن چیزی تأکید می‌کند. مثلاً، شما غذا را «آماده می‌کنید» (می‌پزید)، اما آن را سر میز «حاضر می‌کنید» (می‌آورید).

بله، کاملاً. می‌توان گفت «بچه را برای مدرسه حاضر کردم» به معنای لباس پوشاندن و آماده کردن او برای رفتن. همچنین می‌توان در مورد مهمانان به کار برد: «مهمانان را برای پذیرایی حاضر کردیم» به معنای فراهم آوردن شرایط پذیرایی.

«حاضر کردن» در موقعیت‌های بسیار متنوعی کاربرد دارد. از آماده کردن غذا و نوشیدنی در خانه گرفته تا آماده‌سازی مدارک و گزارش‌ها در محیط کار. همچنین برای آماده کردن وسایل سفر، درس خواندن، یا حتی آماده کردن خود برای یک رویداد اجتماعی استفاده می‌شود.

این فعل لحنی خنثی دارد و هم در موقعیت‌های رسمی و هم غیررسمی به راحتی قابل استفاده است. شما می‌توانید در یک جلسه کاری بگویید «گزارش را حاضر کرده‌ام» و در خانه به فرزندتان بگویید «لباست را حاضر کن».

تلفظ صحیح آن /hɒːzeɾ kær dæn/ است. به صدای 'ض' که در فارسی مانند 'ز' تلفظ می‌شود و همچنین کشیدگی 'آ' در 'حاضر' دقت کنید. تمرین با گوش دادن به بومی‌زبانان کمک زیادی می‌کند.

بله، «مهیا کردن» معمولاً رسمی‌تر و کمی گسترده‌تر از «حاضر کردن» است و اغلب به فراهم آوردن امکانات و شرایط کلی اشاره دارد. «حاضر کردن» بیشتر به یک عمل مشخص و نهایی‌تر برای آماده‌سازی تاکید دارد.

در برخی موارد بله، اما نه همیشه. «فراهم آوردن» بیشتر بر جمع‌آوری و در دسترس قرار دادن منابع یا امکانات تأکید دارد، در حالی که «حاضر کردن» می‌تواند شامل تنظیم و آماده‌سازی نهایی نیز باشد. مثلاً «مواد اولیه را فراهم آوردم»، اما «غذا را حاضر کردم».

یکی از اشتباهات رایج، عدم تمایز دقیق بین «حاضر کردن» و «آماده کردن» است. اگرچه در بسیاری از موارد قابل تعویض هستند، اما در بافت‌هایی که نیاز به دقت در اشاره به فرآیند یا مرحله نهایی است، این تفاوت اهمیت پیدا می‌کند.

بله، مثلاً «خود را حاضر کردن» به معنای آماده شدن برای یک موقعیت یا رویارویی است. یا «ذهن را حاضر کردن» به معنای تمرکز و آمادگی فکری برای کاری.

کلمه «حاضر» از ریشه عربی 'ح ض ر' به معنای حضور و آماده بودن می‌آید. ترکیب آن با فعل «کردن» یک فعل مرکب فارسی ساخته که معنای 'به حضور درآوردن' یا 'آماده ساختن' را می‌دهد.

Verwandte Redewendungen

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!