کلیسا
A church is a Christian place of worship, a building for prayer and community gatherings.
کلیسا en 30 segundos
- Christian place of worship.
- Building for Christian prayer and ceremonies.
- Often has distinctive architecture.
- Part of religious and cultural heritage.
Overview
«کَلیسا» واژهای فارسی است که به طور خاص به محل عبادت پیروان دین مسیحیت اطلاق میشود. این کلمه ریشه در زبانهای ایرانی باستان دارد و از دیرباز در متون فارسی به کار رفته است. کلیسا صرفاً یک بنای مذهبی نیست، بلکه مرکز تجمع، آموزش و فعالیتهای اجتماعی جامعه مسیحی نیز محسوب میشود. در فرهنگ ایرانی، کلیساها اغلب با معماری خاص خود، مانند برج ناقوس، محراب و پنجرههای رنگی شناخته میشوند و در کنار اماکن مذهبی دیگر ادیان، بخشی از تنوع فرهنگی و دینی ایران را تشکیل میدهند.
کاربرد و بار معنایی:
واژه «کَلیسا» در زبان فارسی معمولاً بار معنایی خنثی و توصیفی دارد. هنگام صحبت از مسیحیان، تاریخچه مسیحیت، یا معرفی بناهای مذهبی در مناطق مختلف، از این کلمه استفاده میشود. با این حال، بسته به بافت کلام و دیدگاه گوینده، ممکن است بار معنایی متفاوتی نیز پیدا کند. در گفتار روزمره، «کَلیسا» به سادگی به معنای «کلیسای مسیحیان» به کار میرود. در متون تاریخی و ادبی، ممکن است به عنوان نمادی از فرهنگ، هنر یا حتی سیاست در دورههای خاص تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.
تفاوتهای ظریف و برداشتهای احتمالی:
در زبان فارسی، برای اشاره به محل عبادت مسیحیان، واژه «کَلیسا» رایجترین و شناختهشدهترین است. گاهی اوقات ممکن است از عباراتی مانند «کلیسای مسیح» یا «کلیسای جامع» نیز استفاده شود که به کلیساهای خاص یا بزرگ اشاره دارند. در زبان انگلیسی، واژه Church هم به معنای بنای کلیسا و هم به معنای خود دین مسیحیت یا جامعه پیروان آن به کار میرود، اما در فارسی، «کَلیسا» عمدتاً به بنای فیزیکی اشاره دارد و برای اشاره به دین از واژههایی مانند «مسیحیت» استفاده میشود.
کاربرد در بافتهای مختلف:
۱. گفتار روزمره: «فردا میخواهیم از کلیسای وانک در اصفهان دیدن کنیم.» یا «در این شهر چند کلیسای قدیمی وجود دارد؟»
۲. متون تاریخی و فرهنگی: «کلیساهای تاریخی شمال ایران، شاهد حضور اقلیتهای مذهبی در طول تاریخ بودهاند.»
۳. اخبار و رسانه: «مراسم سال نو میلادی در کلیسای جامع تهران برگزار شد.»
۴. ادبیات: در برخی آثار ادبی، کلیسا ممکن است به عنوان نمادی از غرب، فرهنگ بیگانه یا مکانی برای تفکر و تامل به تصویر کشیده شود.
ملاحظات فرهنگی:
در جامعه ایران که اکثریت آن مسلمان هستند، کلیساها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و دینی اقلیتهای مذهبی شناخته میشوند. بازدید از کلیساها برای عموم آزاد است و بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی برای دیدن معماری و تاریخ این بناها به آنها مراجعه میکنند. کلیساها در ایران، به ویژه در مناطقی مانند اصفهان، آذربایجان غربی و تهران، نمادی از همزیستی مسالمتآمیز ادیان هستند.
نکات دستوری و ساختاری:
«کَلیسا» اسم مفرد است و جمع آن «کَلیساها» میشود. این کلمه به صورت نکره «یک کلیسا» و به صورت معرفه «کَلیسا» یا «آن کلیسا» به کار میرود. صفات میتوانند قبل یا بعد از آن بیایند، مانند «کلیسای قدیمی» یا «کلیسای بزرگ».
مقایسه با کلمات مشابه:
- کَنیسه ( کنیسه ): محل عبادت یهودیان.
- مسجد ( مسجد ): محل عبادت مسلمانان.
- معبد ( معبد ): محل عبادت پیروان ادیان دیگر مانند هندوها یا بوداییها.
تفاوت اصلی «کَلیسا» با این واژهها، در دین یا مذهبی است که به آن تعلق دارد. هر کدام از این واژهها به بنای مذهبی خاص یک دین اشاره میکنند.
Ejemplos
کلیسای وانک یکی از زیباترین کلیساهای اصفهان است.
everydayVank Church is one of the most beautiful churches in Isfahan.
مراسم عشای ربانی در کلیسا برگزار میشود.
formalThe Eucharist ceremony is held in the church.
آنها برنامهریزی کردهاند که تعطیلات را در نزدیکی یک کلیسای قدیمی بگذرانند.
everydayThey have planned to spend the holidays near an old church.
کلیساهای ارتدکس شرقی دارای سبک معماری متمایزی هستند.
academicEastern Orthodox churches have a distinct architectural style.
در دوران صفویه، اقلیتهای مذهبی آزادانه به انجام فرایض خود در کلیساها میپرداختند.
historicalDuring the Safavid era, religious minorities freely performed their duties in their churches.
این کلیسا در قرن هفدهم ساخته شده است.
everydayThis church was built in the 17th century.
او احساس آرامش عمیقی در فضای ساکت کلیسا میکرد.
literaryHe felt a deep sense of peace in the quiet atmosphere of the church.
کلیسای خانگی جایی است که گروه کوچکی از مسیحیان در خانه خود جمع میشوند.
informalA house church is where a small group of Christians gathers in their home.
Colocaciones comunes
Frases Comunes
کلیسای خانگی
House church (informal Christian gathering)
کلیسای جامع
Cathedral
کلیسای تاریخی
Historic church
Se confunde a menudo con
Patrones gramaticales
Cómo usarlo
Notas de uso
The word 'کَلیسا' is straightforward and primarily refers to the physical building. It's neutral in tone. Avoid using it to refer to the religion itself; use 'مسیحیت' (Christianity) for that. In Iran, it's understood as a historical and cultural site for a minority religion. It's generally not used in very informal slang contexts.
Errores comunes
Learners sometimes confuse 'کَلیسا' with places of worship for other religions. Always ensure you are referring specifically to a Christian place when using this word. Using 'کَلیسا' to mean 'church' in the sense of the entire Christian institution or denomination is less common in Persian than in English; 'مسیحیت' or specific denomination names are preferred.
Consejos
Visualize the building
Don't confuse with mosque/temple
Historical significance
Beyond the building
Origen de la palabra
The Persian word 'کَلیسا' originates from the Syriac word 'klīsā', which itself comes from the Greek 'ekklesia' meaning 'assembly' or 'congregation'. It shifted from referring to the gathering of people to the place where they gather.
Contexto cultural
In Iran, churches are recognized as significant historical and architectural sites belonging to Christian minorities. They represent religious diversity and are often tourist attractions. Their presence is a reminder of the country's long history of accommodating various faiths.
Truco para recordar
Imagine a 'Clever Isa' (sounds like K-li-sa) who is a Christian priest, always found inside the church building preaching.
Preguntas frecuentes
8 preguntasPonte a prueba
مسلمانان به ___ میروند و مسیحیان به ___.
مسلمانان به مسجد و مسیحیان به کلیسا میروند. این دو مکان مذهبی برای پیروان ادیان مختلف هستند.
What does 'کَلیسا' refer to?
'کَلیسا' به طور خاص به بنای محل عبادت مسیحیان اطلاق میشود.
تاریخی / کلیسای / زیبایی / دارد / این / بسیار
ترتیب صحیح کلمات برای ساختن یک جمله کامل و معنیدار: نهاد (این کلیسای تاریخی) + مفعول/مسند (زیبایی بسیار) + فعل (دارد).
من امروز به مسجد رفتم تا کتابم را از دوست مسلمانم بگیرم، او به کنیسه رفته بود.
اشتباه در استفاده از «کنیسه» است؛ کنیسه محل عبادت یهودیان است و ربطی به دوست مسلمان ندارد. فرض بر این است که دوست به مکانی عمومی مانند خانه رفته است.
Puntuación: /4
Summary
A church is a Christian place of worship, a building for prayer and community gatherings.
- Christian place of worship.
- Building for Christian prayer and ceremonies.
- Often has distinctive architecture.
- Part of religious and cultural heritage.
Visualize the building
Don't confuse with mosque/temple
Historical significance
Beyond the building
Ejemplos
6 de 8کلیسای وانک یکی از زیباترین کلیساهای اصفهان است.
Vank Church is one of the most beautiful churches in Isfahan.
مراسم عشای ربانی در کلیسا برگزار میشود.
The Eucharist ceremony is held in the church.
آنها برنامهریزی کردهاند که تعطیلات را در نزدیکی یک کلیسای قدیمی بگذرانند.
They have planned to spend the holidays near an old church.
کلیساهای ارتدکس شرقی دارای سبک معماری متمایزی هستند.
Eastern Orthodox churches have a distinct architectural style.
در دوران صفویه، اقلیتهای مذهبی آزادانه به انجام فرایض خود در کلیساها میپرداختند.
During the Safavid era, religious minorities freely performed their duties in their churches.
این کلیسا در قرن هفدهم ساخته شده است.
This church was built in the 17th century.
Contenido relacionado
Más palabras de society
اعضا
A2Members; limbs.
عادالانه
B1Fairly; justly; in a just or equitable manner.
عادل
B1Based on what is right or reasonable; just and fair.
عادلانه
A2Treating people equally according to rules or law.
اعتماد به نفس
B1Self-confident; feeling trust in one's abilities, qualities, and judgment.
اعتراض
B1Protest; a statement or action expressing disapproval of or objection to something.
اعتراض کردن
A1To express disapproval or disagreement; to protest.
اعتیاد
B1Addiction; the fact or condition of being addicted to a particular substance or activity.
اعتیاد پیدا کردن
B1To become addicted; to develop a dependency on a substance or activity.
عدالت
A1Justice, fairness, or righteousness.