A2 adverb

بانتظام

bintizam

تعریف

انجام دادن یک کار به یک شکل ثابت، پشت سر هم.

adverb

مثال

يجب أن تمارس الرياضة بانتظام.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!