دهان
مثال
يحتاج الجدار إلى طبقة جديدة من الدهان.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر tools
إبرة
A1این یه چیز فلزی کوچیک و تیزیه که یه سوراخ داره و نخ ازش رد میشه و برای دوخت و دوز لباس استفاده میشه.
آلة
A1این یه دستگاهه که از انرژی برای انجام یه کار استفاده میکنه و معمولاً قسمتهای متحرک داره.
آلي
A2به خودی خود و بدون کنترل مستقیم انسان کار می کند.
آلياً
B1به صورت خودکار؛ ماشینی.
آليًا
A1یعنی یه چیزی خودش اتفاق بیفته، بدون اینکه کسی بهش دست بزنه.
بدقة
B1با دقت یا به طور دقیق. هنرمند جزئیات چهره را با دقت فراوان نقاشی کرد.
برغي
A2یک وسیله فلزی با رزوه مارپیچ که با چرخاندن برای بستن اشیاء استفاده میشود.
فأس
A2تبر ابزاری است با تیغه فلزی سنگین و دستهای که برای خرد کردن چوب استفاده میشود.
غراء
A1چسب مادهای است که برای چسباندن اشیا به هم استفاده میشود.
جيدًا
A1به روشی خوب یا رضایت بخش؛ به خوبی.