دَرَجَة
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر colors
عكس
B1منعکس کردن نور یا تصویر؛ نشان دادن یک حالت یا احساس.
عَتْمَة
A1تاریکی مطلق یا ظلمت شدید.
ابيضّ
B1سفید شدن یا به رنگ سفید درآمده؛ از دست دادن رنگ و سفید گشتن.
أضاء
A2روشن کردن یا نور تاباندن به یک فضای فیزیکی یا یک ایده.
احمرّ
B1قرمز شدن یا سرخ شدن. اغلب برای توصیف سرخ شدن صورت از خجالت یا رنگ آسمان در هنگام غروب استفاده میشود.
اخضرّ
B1سبز شدن.
اختار
A1انتخاب کردن یا برگزیدن یک گزینه از میان چند گزینه.
امتص
B1جذب کردن نور یا رنگ.
اصفرّ
B1زرد شدن (Zard shodan).
إِشْرَاق
A1تابش یا درخشندگی، اغلب به نور یا رنگهای زنده اشاره دارد.