متضارب
In conflict; inconsistent or contradictory.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر academic
أَ
A1یک حرف استفهام که برای پرسیدن سوالات بله/خیر استفاده میشود.
أعاد
A2وقتی کاری را دوباره انجام میدهی یا چیزی را برمیگردانی، از این فعل استفاده کن.
عاجلاً
A2این قید یعنی کاری را سریع و بدون درنگ انجام دادن.
عام دراسي
A2به بازه زمانی که مدارس یا دانشگاهها مشغول تدریس هستن، میگن.
اعتبر
A2قبل از تصمیم گیری یا اقدام، به دقت به چیزی فکر کنید. / قبل از انتخاب یا قضاوت، به طور جدی به چیزی فکر کنید، آن را در نظر بگیرید.
اِعْتِمَاد
B2به رسمیت شناختن رسمی یک وضعیت یا کیفیت (اعتباربخشی)، یا حالت تکیه بر چیزی (اتکا).
اعتمد
A2تکیه کردن به کسی برای کمک یا تایید رسمی یک برنامه.
اِعْتِرَاض
B2اعتراض یا پروتست رسمی علیه یک طرح یا قانون.
عبارة
A2این یک عبارت کوتاه یا یک اصطلاح رایج است که ایدهی خاصی را منتقل میکند.
على الأرجح
A2به احتمال زیاد؛ غالباً. برای بیان احتمال بالای وقوع یک اتفاق استفاده میشود.