تَعْوِيض
مترادفها
متضادها
مثال
طالبت الشركة بتعويض مالي عن الأضرار التي لحقت بمخازنها.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر economics
اِكْتِفَاء
B2خودکفایی یا حالت بسندگی.
اِقْتِصَادِيّ
B2مربوط به اقتصاد یا سیستم مالی.
تخصيص
B1عمل اختصاص دادن یا کنار گذاشتن چیزی برای یک هدف خاص. 'تخصیص بودجه انجام شد.'
انهيار
B2فروپاشی ناگهانی یک سازه؛ یا شکست ناگهانی یک موسسه، سیستم یا سلامت فرد.
تقشّف
B2ریاضت اقتصادی. کاهش هزینهها توسط دولت برای جبران کسری بودجه.
توفر
B1در دسترس بودن (توفر) منابع برای موفقیت پروژه حیاتی است.
منفعة
B1حالت مفید بودن یا سودمند بودن؛ مزیتی که از چیزی به دست میآید.
ميزانية
B1برآوردی از درآمد و هزینه برای یک دوره زمانی مشخص. دولت پس از بحث های طولانی بودجه جدید ایالتی را تصویب کرد.
تنافسية
B2رقابتپذیری عامل مهمی در رشد اقتصادی یک کشور محسوب میشود.
انكماش
B1انقباض (انكماش) عضلات دردناک است.