يُلَحن
To compose a melody or tune for a song or piece of music.
مثال
قام الملحن بتلحين العديد من الأغاني الشهيرة.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر music
إعجاب
A1احساس لذت یا تأیید نسبت به چیزی یا کسی.
عالياً
A1بالا (از نظر مکانی) یا بلند (از نظر صوتی). مثال: پرنده در بالا پرواز میکند.
عازف
A1کسی که ساز موسیقی میزنه، مثلاً گیتاریست یا پیانیست.
عذب
A1گوارا، دلنشین، به ویژه برای آب شیرین یا صدای خوش آهنگ.
عزف
A1نواختن ساز. اجرای موسیقی.
آلة موسيقية
A1ساز موسیقی وسیله ای است که برای تولید صداهای موسیقایی ساخته شده است.
ألبوم
A1آلبوم مجموعهای از ضبطهای موسیقی یا عکسها است.
إيقاع
A1ایقاع یا ریتم. الگوی منظم و مکرر صداها یا حرکات.
إيقاعي
B1ریتمیک؛ دارای وزن و آهنگ.
بوب
A1پاپ سبک جالبی از موسیقی عامهپسند است که معمولاً دارای سبکی ملودیک و جذاب است.