flertal
the majority
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر politics
afskaffe
B2To put an end to a system or practice
afskaffelse
B2The act of putting an end to a system.
angribe
B2to attack or assault
autoritet
B2معلم اقتدار زیادی بر دانشآموزان خود دارد.
bevillige
C1اعطا یا تخصیص رسمی وجوه، منابع یا مجوز، معمولاً توسط یک مرجع.
bevillingsmæssig
C1مربوط به گرنتهای رسمی، بودجهبندی یا تخصیص بودجه و رویههای اداری مربوط به آنها. چیزی را توصیف میکند که به قوانین و رویههای رسمی برای دریافت و مدیریت گرنتها یا پول تخصیص یافته مرتبط است.
borger
B1a citizen
borgerlig
B2مربوط به شهروندان، ارزشهای سنتی و محافظهکارانه، که اغلب با طبقه متوسط و سیاست راست میانه مرتبط است.
debat
B1مناظره بسیار جالب بود.
debattere
B2بحث کردن در مورد یک موضوع به صورت رسمی.