B1 adjective

ablehnend

تعریف

نشون می‌ده که با چیزی یا کسی موافق نیستی، انگار داری ردش می‌کنی.

adjective

مثال

Er hatte eine ablehnende Haltung gegenüber dem Vorschlag.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!