der Wegweiser
مثال
Der Wegweiser zeigte uns den Weg zum See.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر transport
die Durchfahrt
A2یعنی میتونی از جایی رد بشی بدون اینکه وایستی.
einbiegen
A2یعنی وقتی داری رانندگی میکنی و میپیچی توی یه خیابون دیگه. کلاً برای تغییر مسیر به سمت یه کوچه یا خیابون جدید استفاده میشه.
Bahnsteig
B1platform
Fähre
B1ferry
der Hauptbahnhof
A2این ایستگاه قطار اصلی شهر هست.
der Kofferraum
A2این فضایی در ماشینه که چمدونهات رو میذاری توش.
vorbeifahren
B1منظور از رانندگی کردن و عبور کردن، رد شدن از جایی با ماشین و بدون توقف است.
der Umweg
A2مسیر طولانیتری که برای رسیدن به جایی طی میکنید.
lenken
A2هدایت کردن جهت حرکت یک وسیله نقلیه، مثل ماشین یا دوچرخه.
beschleunigen
A2افزایش دادن سرعت یک وسیله نقلیه.