Fähre
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر transport
abschleppen
A2بکسل کردن یک ماشین خراب یا جریمه شده.
abstellen
A2زمین گذاشتن، پارک کردن (دوچرخه)، قطع کردن (آب/گاز)
anhalten
A2ماشین باید پشت چراغ قرمز توقف کند. باران تمام شب ادامه خواهد داشت.
auschecken
A2تسویهحساب و ترک هتل یا فرودگاه. 'من فردا صبح تسویهحساب میکنم.'
ausgebucht
A2کاملاً رزرو شده؛ هیچ جای خالی یا ظرفیتی وجود ندارد.
ausladen
A2تخلیه بار از یک وسیله نقلیه. پس گرفتن دعوت از کسی.
ausparken
A2خارج کردن ماشین از پارک.
automatisch
A2وقتی نزدیک میشوید در به طور خودکار باز میشود.
Bahnsteig
B1سکوی ایستگاه قطار که مسافران در آنجا منتظر میمانند.
beschleunigen
A2ماشین به سرعت در بزرگراه شتاب گرفت.